هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیپلماسی فرهنگی» ثبت شده است

 چند وقتی است که در ایران یک ائتلاف ملی در لجن مالی کردن #اردوغان ایجاد شده است. همه از چپ ترین ها تا راست ترین ها از سکولارترین ها تا بنیادگراترین ها همگی در یک مورد به ائتلاف رسیده اند آن هم بد بودن اردوغان است. بگذریم از این که در این میان فی قلوبهم مرض هایی هستند که مساله را از اردوغان به فحش دادن به اهل سنت، بعضی ها به فحش دادن به عثمانی ها و بعضی ها هم به فحش دادن به ترکیه تبدیل می کنند. اما در کل در چشم همه الان اردوغان یک دیکتاتور احمق نفهم است که افتاده به غلط کردم گفتن.
من خودم در این چند روز چندین یادداشت و چندین مصاحبه برای فهم شرایط موجود ترکیه انجام دادم و کلیت حرفم هم همین بود که اردوغان یک اشتباه محاسباتی انجام داد و اکنون سزای این اشتباه را می پردازد. (اردوغان فکر میکرد در بدترین حالت مساله #سوریه 6 ماهه حل خواهد شد و برای همین تمام آبرو و حیثیت کشورداری و سیاسی خود را در این قمار روی میز گذاشت و البته باخت.)
اما واقعا مشکل ما با ترکیه در 13 سال گذشته که دوره انکشاف و شکوفایی این کشور در همه عرصه ها است در مساله سوریه بوده است؟ آیا اگر مساله سوریه پیش نمی آمد ما با اردوغان و دولت ترکیه در وضعیت گل و بلبل به سر میبردیم؟
زمانی که به افت و خیزهای روابط سیاسی دو کشور در بازه زمانی مذکور توجه میکنیم متوجه میشویم که مساله سوریه تبدیل به یک بحران روزمره شد که بحران های دیپلماتیک عمیق مبنایی ای که بین دو کشور در حال ایجاد بود را تحت تاثیر قرار داده آنها را مغفول گذاشت. یعنی اگر حتی مساله سوریه هم پیش نیامده بود ما با ترکیه درگیر میشدیم. درگیری ای که عمیق تر نیز بود و احتمال شکست ما در آن قوی تر بود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۸
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در ماهنامه بهمن آذربایجان، شماره چهارم (دی ماه)

....

غرب مسیحی مدت‌هاست که در مواجهه با اسلام از شیوه‌ی ایجاد سد عاطفی برای ناتوانی ذهن مخاطبان از شناخت حقیقت و کشف امر واقع استفاده می‌کند. این شیوه چه در ارتباط جهان اسلام با مخاطبان غیرمسلمان خود و چه در نوع ارتباط اعضای درون امت اسلامی امکان درک بدون پیش‌داوری از انسان‌های پیرامونی را برای افراد از بین برده است. جدی‌تر شدن چنین وضعیتی منتج به امتناع امکان گفتگوی ابنای بشری شد. عدم ارتباط صحیح بین افراد به‌حکم قانونِ «الناس اعداء ما جهلوا» منجر به هراس‌های وهمی از یکدیگر می‌شود که در نتیجه آن امیدها به یاس، یاس‌ها به ترس و نهایتاً ترس‌های قلبی به رودررویی انسان‌ها برای حذف علت ترس منجر می‌شود. در نتیجه‌ی چنین فرایندی است که ما شاهد وقوع جنگ‌ها و درگیری‌هایی هستیم که شاید اگر شلیک‌کنندگان دو سنگر می‌توانستند با سکوت تفنگ‌ها، با یکدیگر صحبت کنند هیچ‌گاه راضی به کشتن هم نمی‌شدند. این فرآیند فرآیندی است که چه در جهان اسلام و چه در رابطه‌ی میان جهان اسلام و مردم اروپا اتفاق افتاده است.
در این میان واقعیتی وحشتناک در جهان وجود دارد و آن‌هم «خود استثنا انگاری اروپایی» است. وضعیتی که نتیجه‌ی طبیعیِ مترادف دانستن «اروپایی بودن» با «مدرن بودن» و آن نیز با «متمدن بودن» است. درنتیجه‌ی چنین فهمی، غیراروپایی، غیر مدرن و درنتیجه «وحشی» است و کشتن یا مردن او چندان اهمیتی ندارد. آنچه مهم است تمدن جهانی است که آن‌هم در دست منِ اروپایی است. این وضعیت به طبیعی شدن و عادی نگری به جنایت در قبال غیراروپاییان ختم شد. به‌طوری‌که اگر امروز در پاریس حادثه‌ای تروریستی اتفاق می‌افتد تمام جهان باید برای آن متألم و متأسف باشد اما اگر حادثه‌ای ده‌ها برابر مولم تر از آن در آسیا برای چندین سال اتفاق بیفتد چندان اهمیتی ندارد! یا اگر چنین توحشی را گروهی مانند داعش که لفظ اسلام را یدک می‌کشد انجام دهد نشانه‌ای بر صدق ادعای توحش این بربرها است اما اگر دقیقاً همین اعمال توسط یک بریتانیایی در هند، یک ایتالیایی در لیبی، یک فرانسوی در تونس و الجزایر، یک اسپانیایی در آمریکای جنوبی یا یک انگلیسی در آمریکای شمالی اتفاق بیفتد، دلالت ویژه‌ای بر هیچ عمل شنیعی نمی‌کند و اتفاقاً شاید حکایت از جانفشانی و قهرمانی شبانه‌روزی برای حاکم شدن تمدن بر جهان قلمداد گردد.
*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۱:۲۳
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت امروز با تیتر «نگاهی به ضعف دیپلماسی عمومی ایران بعد از حضور در کشورهای مظلوم/ضرورت توجه به سازمان‌های مردم‌نهاد» در خبرگزاری فارس منتشر شد.

...


ما در جنگ بوسنی حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را صرف کردیم و حتی شهید نیز در بوسنی دادیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در این منطقه. سازمان‌یافتگی و حضور ایران در بوسنی به حدی بوده است که بر اساس خاطرات رزمندگان ایرانی و غیر ایرانی در بوسنی، نیروهای مسلمان سایر کشورها نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می‌شدند اما امروز یک ایرانی برای سفر به بوسنی باید یکی از سخت‌ترین پروسه‌های دریافت ویزا را پشت سر بگذارد و عنصر ایران حضور فعال خاصی در جامعه و فرهنگ بوسنی ندارد.

...

ما در جنگ قره باغ حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را از خود صرف کردیم و حتی شهید نیز در آن منطقه دادیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در آنجا. سازمان یافتگی و حضور ایران در قره‌باغ به حدی بوده است که بر اساس خاطرات رزمندگان ایرانی و غیر ایرانی در قره باغ نیروهای مردمی بومی آذربایجان نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می شدند اما امروز اگر در خیابان‌های باکو از مردم در مورد نقش ایران در جنگ قره باغ سوالی بپرسید ایران را به عنوان یکی از حامیان ارمنستان در اشغال اراضی مسلمانان معرفی خواهند کرد!

...

ما در جنگ افغانستان حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را از خود صرف کردیم، مجاهدین افغانستانی را همراهی کردیم و از آن گذشته درهای خود را به روی چندین میلیون مسلمان افغانستانی که رو به سوی کشوری که خود را در آن غریبه نمی‌انگاشتند گشودیم اما امروز یکی از موضوعات سانسور شدنی رسانه‌های ما تجمع‌های اعتراضی‌ئی است که در برابر سفارت و کنسولگری ما در افغانستان انجام می‌شود و البته هیچ گاه از میزان محبوبیت ایران در میان ملت افغان سخنی به میان نمی‌آوریم.

...

ما در جنگ سوریه حضوری فعال داریم. هزینه و نیروهای انسانی هم صرف می‌کنیم. حتی شهید نیز در سوریه می‌دهیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در این کشور سازمان یافتگی و حضور ایران در سوریه به حدی است که نیروهای مسلمان سایر کشورها و نیروهای داوطلب مردمی نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می شوند اما...

اما دولت سوریه سال گذشته تصویب کرد که از سال تحصیلی جاری در دبیرستان‌های این کشور زبان روسی به عنوان زبان دوم اختیاری به دانش آموزان تدریس شود! اکنون تصور کنیم بیست سال بعد را و تصوری که نسل آینده سوریه از طرف‌های کمک کننده به کشور در جنگ خانمان برانداز کشورش خواهد داشت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۷
مسعود صدرمحمدی

یادداشتی در ضرورت مطالعات جهان اسلام در مناطق غیرعربی که در سایت تبریز بیدار منتشر شد.

........................................................................................

پس از پایان دوران دفاع مقدس و آغاز جدی فعالیت های فرهنگی در میان نیورهای فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی گروهی کوچک از این نیروها پای در میدان مطالعات و فعالی های بین المللی گذاشتند. با توجه به اولویتی که این نیروها برای فعالیت ها و مطالعات در عرصه جهان اسلام قایل بودند این گروه با عنوان غیر رسمی «بچه های جهان اسلامی» مشهور شدند. اکنون پس از گذشت بیش از 20 سال از فعالیت و مطالعه این نیروها و پای به میدان گذاشتن نیروهای تازه نفس می توان به مطالعه انتقادی و جزئی نگرانه این فعالیت ها پرداخت. این نگاه انتقادی را به طور عمده می توان در دو حوزه کیفیت شناخت و جغرافیای شناخت پی گرفت. در نوشتار پیش رو تنها به حوزه دوم یعنی جغرافیای مطالعات «بچه های جهان اسلامی» خواهیم پرداخت و با اشاره به تحولات مناطق پیرامونی کشور به اولویتی مطالعاتی پیشنهاد خواهد شد.

 

توجه در آثار منتشر شده و نیز اقدامات انجام یافته توسط فعالان جهان اسلامی می تواند انسان را به این نتیجه هدایت کند که این فعالیت ها به شدت دچار عربی زدگی است. در واقع تبادر ذهنی فعالان از جهان اسلام جهان عرب بوده است. این عربی زدگی تا به حدی است که فعالان و کارشناسان انگشت شمار سایر نواحی جهان اسلام خود را در اکثر مواقع در شمار کارشناسان جهان اسلام ندانسته و در ردیف کارشناسان و مطلعان اروپا و آمریکا دانسته اند. (البته باید فعالیت های مقطعی در مورد بوسنی را که تحت تاثیر جنگ بوسنی ایجاد شده بود و توانست تنها شمار انگشت شماری از فعالان عرصه جهان اسلام را به خود جذب کند را می توان مستثنی دانست.)

 

در ریشه شناسی این وضعیت می توان به تاسی از اروپایی ها و یا تحت تاثیر آنها قرار گرفتن در ترادف جهان اسلام و جهان عربی اشاره کرد. البته در این که کانون های تاثیر گذار جهان اسلام و عموما کل جهان امروز در منطقه عربی واقع شده اند سخنی گزاف نیست اما غفلت از تحولات در مناطق پیرامونی غیر عربی کشور و عدم توجه به فاکتور اسلامیت در این مناطق کاملا مشهود است.

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۱۵
مسعود صدرمحمدی

پرونده جریان گولن همچنان ادامه دارد...

...

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، عزیر ییغیت از فعالان حقوق بشری و رسانه‌ای شناخته شده ترکیه است. او به جهت فعالیت‌های روشنگرانه‌اش در عرصه بین المللی در موضوعات شیعیان بحرین و شیعیان جمهوری آذربایجان فردی تاثیر گذار شناخته می‌شود. ییغیت در گفت‌وگو با تسنیم در موضوع جماعت گولن و فعالیت‌های فرهنگی رسانه‌ای آن‌ها به پرسش‌هایی در این موضوع  پاسخ داد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

* تسنیم: با توجه به حوادث اخیر ترکیه در خارج از ترکیه، جریان گولن به عنوان یک جریان سیاست پیشه شناخته می‌شود حال آنکه با در نظر گرفتن سیر این جریان در دوره‌های مختلف می‌توان ادعا کرد که این گروه یک جریان فرهنگی و اجتماعی است. در صورتی که با این نظر موافق باشید در مورد بنیان‌های اجتماعی این جریان لطفا توضیح دهید.

 ترکیه نیز مانند بسیاری از کشورهای غربی و شرقی در آستانه هر انتخاباتی شاهد جوسازی‌ها و تبلیغات و ضدتبلیغات فراوانی از سوی جریان‌های مختلف می‌شود که گاه وضعیت ناخوشایندی نیز به خود می‌گیرد. در انتخابات اخیر کشور با جوی که تا کنون سابقه نداشته است، روبرو شد. جریانی که خود را با نام «حرکت هیزمت» (جنبش خدمت) معرفی می‌کرد دست به عملکردی که هیچ رابطه‌ای با شخصیتی که از خود تعریف می‌کرد، نداشت، زد. این حوادث نشان داد این جماعت که برای اهداف سیاسی داخل در مجادلات و کشمکش‌های سیاسی شد بیش از آن که نهادی اجتماعی باشد تشکیلاتی است که در داخل دولت خود را ساخته است و می‌تواند علیه هر کسی که احساس خطر کند دست به هر کاری بزند و اکنون نیز به حیات خود ادامه می‌دهد. به نظر من جماعت نه یک نهاد اجتماعی و حتی نه یک نهاد سیاسی است. بلکه این تشکیلات گروهکی است که بر اساس منافع مشترک برخی افراد به وجود آمده است.

عزیر

* تسنیم: با توجه به فعالیت شما در حوزه موضوعات فرهنگی لطفاً در مورد سیاست‌گذاری‌های فرهنگی جماعت گولن توضیح دهید.

زمانی که در مورد فعالیت‌های فرهنگی جماعت گولن به بحث می‌نشینیم  اصلی‌ترین فعالیتی که به چشم می‌خورد المپیادهای زبان ترکی است. پس از آن مسابقات علمی مختلف، اردوهای تفریحی در مقیاس‌های کوچک و برگزاری کمپ‌های خانگی و گروهی و برخی موارد مشابه آن در سطح بعدی قرار می‌گیرد. این فعالیت‌ها عموما در دو نوع محدود و عمومی برگزار می‌شود. فعالیت‌های محدود با مشارکت چند مرکز و خانه‌های تحت نظرات برادر و خواهرهای جماعتی برگزار می‌شود، اما فعالیت‌های عمومی در گستره‌های گاه بین‌المللی برگزار می‌شود که بیشتر به عنوان نوعی مانور و برای نشان دادن قدرت انسانی و برنامه‌ریزی جماعت به افراد عضو و سایر انسان‌ها  برگزار می‌شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۵۵
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به صورت خلاصه ابتدا در ماهنامه آیه همشهری با عنوان «آنگاه هدایت شدم» منتشر شد، اما بعدها به صورت کامل در دو بخش در خبرگزاری تسنیم منتشر شد. مصاحبه ای که هنوز هم به من انرژی می دهد.

...

عباس کادی اوغلو از مستبصران انقلابی ترکیه‌ است. او پس از یک دوره جوانی پرمجادله و گرویدن به مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام، تمام حیات خود را وقف خدمت به تشیع و شیعیان کرده است. تمامیت عقیده او در زندگی شخصی‌اش نیز نمایان است: نام نوه‌اش را به‌یاد شهید عماد مغنیه، مصطفی عماد گذاشته، چون زبان انگلیسی را زبان امپریالیزم می‌داند از یاد گرفتن آن سر باز زده، سعی در احیای زبان‌های تمدن اسلامی دارد، و فرزندانش را برای فراگیری "مکتب" راهی قم کرده است.  مصاحبه زیر چند ساعت پیش از پرواز او به استانبول در حالی که آماده سفر می‌شد، انجام شده است.

تسنیم: لطفاً از دوران کودکی و نوجوانی خود و خانواده‌تان توضیحاتی ارائه دهید؟

من در سال 1966 در استان طرابوزان ترکیه در خانواده‌ای که اصالتاً نیز اهل همان استان بودند به دنیا آمدم. در 6ماهگی‌ام خانواده‌ام به استانبول مهاجرت کردند و من در آنجا بزرگ شدم. هم‌اکنون هم در استانبول زندگی می‌کنم و مشغول به کار تجارت هستم. چهار فرزند، 2 دختر و 2 پسر دارم که این اواخر هم صاحب یک نوه شده‌ام. 30 سال است که در فعالیت‌های اسلامی همکاری دارم و الآن در ترکیه با برگزاری جلسات و جمع‌های مذهبی اسلامی به‌عنوان یک فعال اجتماعی شناخته می‌شوم. با توجه به اینکه در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم نخستین زمینه دید مذهبی من از خانواده‌ام سرچشمه گرفت و از سنین نوجوانی به شرکت در کلاس‌های آموزش قرآن پرداختم و تحصیلاتم را در مدارس امام خطیب که مدارس اسلامی محسوب می‌شوند با آموزش تفسیر، حدیث، فقه اهل سنت و زبان عربی پی گرفتم. در آن سال‌ها با وقوع انقلاب اسلامی در ایران متوجه سیاست و تفکرات سیاسی شدم و این جنبه فعالیت‌هایم  این‌چنین نشو و نما کرد.

کادی اوغلو

امام خمینی(ره) چیزی جز عزت نبود

با وجود آنکه 13 سال بیشتر نداشتم و در مدرسه امام خطیب تحصیل می‌کردم، اما با روحیه و شعف عجیبی به این پیرمرد روحانی به‌عنوان یک امید و حادثه نگاه می‌کردیم. بعدها در 18سالگی با گسترش نگاه‌های سیاسی‌ام شروع به مشارکت در فعالیت‌های اسلامی در ترکیه کردم. حیرانی ما به امام در ابتدا تنها در حد محبت و عشق به او بود. اما با شروع جدی به فعالیت‌های اسلامی با تفسیرها و خوانش‌های متفاوتی از اسلام که از سوی گروه‌های مختلف اسلامی ارائه می‌شد مواجه شدم. برای مدت 5 سال به عضویت یکی از طریقت‌های بزرگ عرفانی درآمدم و در آن سال‌ها آموزش‌های اخلاقی و عرفانی دیدم. طریقت‌های عرفانی در جامعه ترکیه دارای گذشته‌ای دراز و حضوری جدی هستند. اما بعدها با غلبه گرایش‌های سیاسی اجتماعی‌ام، به‌خاطر اهانت یکی از سران طریقت به امام خمینی با بزرگان طریقت به مجادله پرداختم و نهایتاً از آن گروه جدا شده، به فعالیت‌های اجتماعی روی آوردم. در این دوره بیشترین تأثیر را روی ما جنبش اخوان المسلمین مصر و اندیشه‌های آنها داشت. اما نهایتاً وابستگی قلبی ما به ایران اسلامی و محبت و عشقی که به اینجا داشتیم ما را متوجه اندیشه‌های شخص حضرت امام و سپس مکتبی که اندیشه‌های امام ریشه در آن داشت یعنی مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام کرد. و این‌چنین با مذهب جعفری آشنا شدم و به آن مشرف گشتم.

ذکر نام ما کنار نام امام این احساس را به ما می‌دهد که صحابه پیامبر هستیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۳
مسعود صدرمحمدی

وهابیت دردی مشترک و غده ای دردناک در درون پیکر جهان اسلام است. حوادث سوریه هم نشان داد که این جریان تا چه میزان می تواند خطرناک و خون ریز باشد. وهابیت که پیش از این در قفقاز شمالی فعالیت می کرد در سال های اخیر متوجه قفقاز جنوبی و جمهوری آذربایجان نیز شده است و تبلیغات وسیعی در این کشور را سامان داده است. آنها چند ماه پیش حاج شاهین حسنلی، یکی از روحانیون شناخته شده شیعی آذربایجان را تهدید به ترور کردند. یادداشت زیر مربوط به آن دوران است که تاریخچه و شرحی از فعالیت های آنان در جمهوری آرذبایجان را به دست می دهد. مطالب قابل توجهی را از روشن نوروزاوغلو و سایر نویسندگان ترجمه کرده ام.

...

حدود یک ماه پیش خبری در رسانه‌های آذری منتشر شد که بسیار تعجب‌برانگیز بود. فردی به نام «انکین سکایکور» در صفحه فیس‌بوک خود از دوستان اهل سنت خود خواسته بود تا برای مبارزه مسلحانه با شیعیان که شیاطین ایرانی هستند، آمادگی لازم را به دست آورند. وی همچنین پس از ارائه مطالبی سراسر تهدید نسبت به شیعیان، با انتشار تصاویری از دوستانش - که نام‌های مستعاری دارند - از یک برنامه‌ درازمدت برای قتل حاج شاهین حسنلی، از مبلغان و فعالان مذهبی شناخته شده آذربایجان خبر داده بود.

انتشار این خبر از دو جهت قابل توجه بود: نخست آنکه آیا به راستی جریان وهابیت در آذربایجان به میزانی توان یافته که بتواند به صورت علنی دست به تهدید جریان غالب مذهبی کشور بزند؟ و دوم آن‌که چرا حاج شاهین حسنلی را هدف گرفته بود؟

حاج‌شاهین تحصیلات خود را در دانشگاه مکانیک آذربایجان به اتمام رسانده و بین سالهای 2001 تا 2004 در دانشگاه دولتی باکو در رشته تاریخ فارغ التحصیل شده است. عضو هیچ حزب و دسته سیاسی نبوده و از اقدامات سیاسی دوری می‌گزیند. او در بین سال‌های 1998 تا 2001 تشکلی مردم‌نهاد با نام «اکمال» را تاسیس و رهبری کرده است. این گروه علاوه بر باکو در سایر شهرهای آذربایجان نیز فعال بوده و اقدام به تبلیغات اسلامی و احیای ارزش‌های ملی و اسلامی می‌کرده است. اما در سال‌های بعد با لغو مجوز فعالیت آن از سوی دولت، شاهین بنا بر درخواست‌های مومنان به مسجد «مشهدی داداش» نقل مکان کرده و فعالیت‌های خود را در این مسجد سازماندهی می‌کند.

او در سال 2007 «تشکل مردم‌نهاد جهان معنوی» (Mənəvi Dünya İctimai Birliyi) را تشکیل داد و هم‌اکنون نیز به عنوان دبیر این تشکل فعالیت می‌کند. او هر جمعه در مسجد «مشهدی داداش» اقامه نماز جمعه می‌کند. حسنلی از نفوذ قابل توجه میان طیف جوانان مذهبی و خصوصا افراد تحصیل کرده برخوردار است. سخنرانی‌های او بیشتر محتوای اخلاقی و مضامین عمومی برای سبک زندگی اسلامی دارد. سی‌دی‌های سخنرانی وی به صورت قابل توجهی در تمام مراکز ارائه محصولات فرهنگی و دینی قابل تهیه است.

در واقع تهدید شاهین حسنلی که هیچ‌گونه مواضع سیاسی و اجتماعی حساسیت‌برانگیزی نداشته و تنها به فعالیت‌های اخلاقی و معارفی مشغول است، این پیام را برای جامعه داشت که با تهدید چنین شخصی قطعا بقیه فعالان مذهبی نیز در لیست سیاه قرار خواهند گرفت. چند هفته پس از انتشار این خبر که واکنش اقشار مختلف فکری جامعه آذربایجان را در پی داشت، وزارت امنیت جمهوری آذربایجان (MTN) اعلام کرد که دو فرد را به اتهام توطئه برای بمب‌گذاری و ترور در مسجد «آقاداداش» باکو که از مراکز تجمع شیعیان است، دستگیر کرده است.

رسانه‌های آذری گزارش دادند که وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد نریمان میرزایف و میرزاحمد رستموف به برنامه‌ریزی حملات تروریستی و تهیه مقادیر زیادی اسلحه، مهمات و مواد منفجره متهم هستند. در این بیانیه آمده بود: نریمان میرزایف و میرزاحمد رستموف و افراد همکار آنها  قصد داشته‌اند تا با استفاده از سلاح‌های گرم و مواد منفجره امنیت عمومی جامعه را مختل کرده و با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه قصد قتل افراد منسوب به تشیع را داشته‌اند. انتشار این خبر بار دیگر در فضای رسانه‌ای جمهوری آذربایجان واکنش‌های مختلفی در پی داشت و کارشناسان را بر آن داشت تا نسبت به آمار و تعداد وهابیان در آذربایجان و نیز نوع رفتار جریان‌های مختلف مذهبی در برابر هم و نیز عواملی که شرایط تندروی مذهبی را در این کشور فراهم می‌کند اظها رنظر کنند.

جریان سلفی چگونه در آذربایجان نفوذ کرد؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۱۱
مسعود صدرمحمدی

با روشن نوروزاوغلو در سفر به باکو آشنا شدم. انسان باسوادی است و سالها در آرشیوهای جماهیر شوروی به تحقیق پرداخته است. موضوع تخصصی اش نیز تاریخ سیاسی معاصر جمهوری آذربایجان و مطالعه بر روی مفاسد اقتصادی و گروه های تروریستی است. این مصاحبه کوتاه که به شکل خبر منتشر شد را در باکو انجام دادم.

.... 

روشن نوروز اوغلو، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه‌های مسکو و باکو و رئیس انجمن دوستی ایران و جمهوری آذربایجان، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به تألیف اثر جدید خود با عنوان «غرب در پی اسلام بدون پیامبر» با موضوع جایگاه معنوی و روحی نبی مکرم اسلام(ص) در اندیشه و حیات جهان اسلام، به بررسی و تبیین نوع مناسبات جهان غرب با شخصیت پیامبر اسلام پرداخت.

نوروزاوغلو پیامبر اسلام را یکی از روشن‌ترین و بی‌ابهام‌ترین شخصیت‌های معنوی جهان خواند و گفت: پیامبر اسلام در میان شخصیت‌های معنوی جهان از جمله پیامبران و صاحبان آیین‌های مختلف، روشن ترین و بی ابهام‌ترین شخصیت را داراست. عرصه تاریخ محل نزاع گفته‌ها و کردار شخصیت‌های معنوی در افواه عموم است و به اطمینان می‌توان گفت که پیامبر اسلام، اسوه و الگوی راستی و درستی است، زیرا به معنای واقعی کلمه انعکاس ابعاد مختلف زندگی این شخصیت در طول تاریخ و در میان نسل‌های مختلف انسانی آشکار بوده و برای نسل‌های بعدی به یادگار مانده است.

روشن نوروزاوغلو

استاد فلسفه سیاسی دانشگاه باکو سنت پیامبر را اصلی‌ترین منبع گزاره‌های اخلاقی و معنوی دین اسلام دانست و گفت: سیره نبوی اصلی‌ترین منبع ارزش‌های معنوی در حیات یک مسلمان است و تمام اعمال و عقاید ایمانی و اخلاقی مسلمانان ریشه در شخصیت معنوی ایشان دارد و امروز غرب این مهم را به خوبی درک کرده و نسبت بدان هم استراتژی قابل توجهی را تدارک دیده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۰۴
مسعود صدرمحمدی

با پروفسور داداش اف در سفرم به باکو آشنا شدم. مردی به غایت باوقار، باسواد و آگاه. به طرز جالبی شیفته سینمای ایران است. شاید روزی خاطره دیدارم با او را منتشر کنم تا به عمق حس خجالتی که نسبت به بی تفاوتی مسئولان فرهنگی کشور به شیفتگان فرهنگ ایرانی و اسلامی در برابر او حس کردم پی ببرید. فعلا همین مصاحبه برای فهم نوع دید او کافی است.

...

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پروفسور آیدین داداش‌اف (Aydın Dadaşov) از جمله اساتید شناخته شده عرصه و نویسندگی، فیلم‌سازی و فیلم‌نامه‌نویسی در جمهوری آذربایجان است. وی متولد 1952 است و پس از پایان تحصیلات متوسطه در باکو وارد دانشگاه دولتی آذربایجان در رشته اقتصاد می‌شود. او سپس برای ادامه تحصیل به سن‌پطرزبورگ مراجعت می‌کند و در دانشکده درام‌نویسی دانشگاه دولتی تئاتر و موسیقی این شهر مشغول به تحصیل می‌شود. وی سپس تحصیلات خود را در رشته فیلم‌نامه‌نویسی و کارگردانی در دانشگاه دولتی مسکو ادامه می‌دهد و از این دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود. وی استاد دانشگاه هنر مسکو بوده که پس از استقلال جماهیر، به آذربایجان مراجعت می‌کند و در دانشگاه دولتی باکو به تدریس کارگردانی، فیلم‌نامه‌نویسی، نقد فیلم و فلسفه فیلم می‌پردازد.

آیدین داداش اف

داداش‌اف مولف 20 اثر علمی در حوزه سینما، تلویزیون و فلسفه است و در تهیه 33 فیلم سینمایی و تلویزیونی همکاری داشته است. وی در سال 2005 نشان افتخار خدمت به هنر و نیز جایزه دولتی جمهوری آذربایجان را کسب کرده است. وی نزدیک به 20 سال است که بر موضوع سینمای ایران تمرکز دارد و سعی می‌کند تا سینمای ایران را مطالعه کرده و با توجه به نوآوری و بدیع بودنش آن را مورد توجه دانشجویان و سایر متخصصان هنر سینما قرار دهد. برای همین هم در این مدت با رایزنی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو، سن‌پطرزبورگ، داغستان و باکو مراوده داشته است تا از وضعیت و چندو چون جدیدترین فیلم‌های ایرانی مطلع شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۷
مسعود صدرمحمدی

قسمت سوم مصاحبه ام با استاد اسماعیل زاده

....

رسول اسماعیل‌زاده دوزال، نویسنده و مترجم شناخته شده متون علوم انسانی و اسلامی که مسئولیت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشور ترکمنستان را هم به‌عهده دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ به بررسی ظرفیت های جمهوری اسلامی ایران در ارتباطات فرهنگی با ملل مختلف پرداخت.

اسماعیل‌زاده، مترجمی و نویسندگی بیش از 50 اثر علمی و دینی، ترجمه قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و سایر منابع اصیل اسلامی به زبان آذربایجانی، نمایندگی انتشارات الهدی در باکو، جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در سال 1388 و ده‌ها سخنرانی علمی در کنفرانس‌ها و همایش‌های بین‌المللی در ایران و سایر کشورها را در کارنامه خود دارد. بخش نخست و دوم این گفتگو پیشتر با عناوین «راه احیای زبان فارسی، احیای حکمت آن است نه ناسیونالیسم رضاخانی» و «ملت‌ها به دنبال سرمایه‌های مشترک باشند/ ظرفیت‌های دیپلماتیک ایران؛ از دین اسلام تا عید نوروز» در خبرگزاری تسنیم منتشر شده و اکنون بخش سوم این گفتگو با موضوع بررسی نقش و ظرفیت  اقوام مختلف داخل د رجمهوری اسلامی و نیز قابلیت تولید اندیشه‌های بدیع انسانی در روابط و مناسبات فرهنگ ایران و ملل پیرامونی کشور منتشر می‌شود.

تولید اندیشه‌های نوین؛ ظرفیت دیپلماسی جمهوری اسلامی

یکی دیگر از ابزارهای ارتباطی و تاثیرگذار در جهان موضوع تولید اندیشه است که امروز جهان به دلیل به بن بست رسیدن افکار و اندیشه های رایج شدیدا نیازمند آن است. اندیشمندان جمهوری اسلامی ایران برخی از این اندیشه ها را برای نخستین بار به زبان معاصر در جهان مطرح می‌کنند. اگر چه امکان دارد خود ما در عملی کردن برخی از این اندیشه‌ها با مشکل مواجه شویم، اما  بالاخره وقتی اندیشه‌ای تولید می شود، خواه در داخل یا خارج و دیر یا زود عملی خواهد شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۲
مسعود صدرمحمدی