هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۳۸ مطلب با موضوع «یادداشت» ثبت شده است

دولت جمهوری آذربایجان در آستانه عید نوروز چند صد نفر را مشمول الطاف ملوکانه خود قرار داد و صدها نفر که در میان آنها افراد سرشناس وابسته به جناح های آمریکا و ناتو (اعم از تشکیلات های جوانان و حرفه ای سیاسی) بودند نیز مورد عفو قرار گرفتند. در میان این عفو شدگان تنها دو نفر از دینداران که آن هم از افراد ناشناخته که تنها جرمشان حضور در تجمعات دفاع از حجاب بود آزاد شدند. هفته گذشته نیز چند هزار نفر از سوی بانوی اول کشور مورد عفو قرار گرفتند اما در میان این چند هزار نفر حتی یک دیندار هم نبود.
کسانی که با ساخت قدرت در جمهوری آذربایجان آشنایی دارند می دانند که آزادی افراد سیاسی معنای خاص خود را در این کشور دارد.
زندانیان سیاسی نوعا به صورت بلوک بندی شده مورد شناسایی قرار میگیرند . مثلا زندانیان ایرانی، زندانیان ناتو، زندانیان آمریکا، زندانیان روسیه.
بر اساس لابی های قدرت در درون حکومت امکان دارد که زندانیان هر یک از این جناح ها آزاد شوند یا مدت محکومیت آنها افزوده شود.
وقتی در عرض سه ماه شاهد آزادی منسوبین همه جناح ها به غیر از جناح ایران هستیم این یعنی دهن کجی آشکار به ایران.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۸
مسعود صدرمحمدی

هفته پیش نشستی از سوی گروهی از افراد در دانشگاه تهران با عنوان جلسه هم اندیشی وطن خواهان آذری انجام شده و بیانیه ای با عنوان مطالبات این افراد از حکومت منتشر شده است.
راستش تمام مقاومتم را کردم تا چیزی ننویسم اما بند 12 این بیانیه اولا تعجب مرا برانگیخت و ثانیا باعث شده تا نسبت به آینده ملی گرایی و فعالیت های میهنی در این کشور بدبین تر شوم.
بند دوازده این بیانیه نشان میدهد که هنوز هم جریان موسوم به ملی گرایی هدفی جز نابودی هویتی یک گروه عظیم از ملت را در سر ندارد و از جمهوری اسلامی به دلیل این که سیاست های پهلوی ها مبنی بر نابودی هستی قومیت ها را پیگیری نمی کند به سختی عصبانی هستند. در بند 12 آمده است:‌ بومی سازی دانشگاه ها و پادگان ها یکی از مشکلات مهم در روند مستمر ادغام و انسجام ملی است. با توجه به اینکه بخشی از جمعیت کشور همواره باید در حال چرخش در کشور باشند، در دهه اخیر بومی سازی و بومی گزینی تبدیل به یک تهدید مستقل در برابر امنیت ملی و روندهای ادغام و انسجام شده است. از سوی دیگر موضوع بومی گزینی مدیران، شایسته سالاری را به سایه برده و زمینه زدو بندهای سیاسی را فراهم ساخته است.
منظور این بند همان طرح رضا خانی است که سعی داشتند تا برای این که در میان مدت زبان ترکی در ایران ریشه کن شود افراد ترک زبان را به مناطق فارس زبان مهاجرت دهند و افراد فارس زبان را در مناطق ترک نشین سکنی دهند تا به این ترتیب در طولانی مدت و با تغییر نسل ها افراد زبان و هویت قدیم خود را از دست بدهند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۷
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در صفحه فیس بوک در مورد جنگ قره باغ

.....

هفته گذشته برای کسانی که علاقه و علقه ای به مسایل قفقاز یا آذربایجان دارند هفته ای سراسر تحول بود. آتش یک جنگ پس از بیست و اندی سال روشن شد و البته به زودی خاموش شد. تحلیل های مختلف در مورد علت آغاز این درگیری، تداوم آن و آینده آن ارائه شد. گذر زمان در مورد میزان صحت و سقم این تحلیل ها و پیش بینی ها قضاوت خواهد کرد. اما در این میان مساله ای که توجه مرا به خود جلب کرد نوع رویکردهای "ما" به عنوان ایرانیانی که به نوعی این جنگ برایمان جذابیت یافته است بود.

افرادی که نسبت به این جنگ واکنش نشان دادند از طیف افرادی که برای مظلومیت ارامنه تبلیغ کردند و داد مظلومیت سر دادند تا کسانی که گفتند ما موظفیم راهی آن سوی ارس بشویم تا علیه ارامنه بجنگیم در تلون و تنوع بود.
من به عنوان کسی که قایل به این هستم که مطابق تمام موازین حقوقی که بر اساس اسناد سازمان ملل به ثبوت رسیده است قره باغ خاک جمهوری آذربایجان است که از سوی ارامنه به اشغال در آمده است میخواستم به عنوان حسن ختام این موضوع در صفحه ام چند نکته را مورد اشاره قرار دهم: 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۰
مسعود صدرمحمدی

Ermenistan ve Azerbaycan arasında yaşanan çatışmalardan ötürü birkaç gündür bölge medyası özel bir ilgi göstermektedir. İran medyası da yaşanan olaylar karşısında  gerekli ilgi ve hassasiyeti göstermiştir. Zira özellikle İran sınırına düşen havan mermilerinden dolayı yöre halkının zarar görmesi  İran medyasının konuya daha çok yakın temas göstermesine sebebiyet vermiştir.

Yaşanan çatışmalar hakkında çeşitli tahliller, çatışmanın sebepleri, olası ihtimaller, Bakü ve Erivan'ın geçmişte ve gelecekteki rolü, yaşanan çatışmalarda bölgedeki ve bölge dışındaki güçlerin rolü dolayısıyla bütün bu olaylar İran medyasında bu olayın daha çok üstünde durulmasına neden olmuştur. İranlı analiz uzmanları sorunun asıl kaynağının Moskova tarafından yönlendirildiğine  inanmakla birlikte analistler bu konuda iki gruba ayrılmıştır.  Bir grup analist, çatışmaların ve bazı tepelerin Azerbaycan'a verilmesinin aslında Bakü yönetimini ve İlham Aliyev'i desteklemek ve  Amerikalı muhalifleri karşısında güçlenmesini sağlamak ve batıya yaklaşmasını önlemek amaçlı yapılan bir durum olduğunu, diğer bir grup ise Moskova tarafından Azerbaycan'a karşı bir tehdit ve uyarı amaçlı olduğunu ve batılı ülkelere  özellikle Amerika'ya karşı tutumunu gözden geçirmesi için yapılan bir eylem olduğunu savunmaktadırlar.

Ama diğer bir grup ise Karabağ sorununun tekrardan alevlenmesini Türkiye ile Rusya'nın karşı karşıya gelmesi olarak değerlendirdi. Bu görüşe sahip olanlar, Türkiye'nin Azerbaycan'ı harekete geçirerek NATO ve Amerika adına yeni bir alanda Rusya’ya karşı kendi duruşunu ortaya koyduğuna inanmakla birlikte hatta bu görüşü destekleyenler  bazı haberlere göre doğruluğu henüz tam olarak kesinleşmemiş  olmasına rağmen bir ihtimal olarak Türkiye'nin güvenlik birimleri bu olayla beraber Türkiye'den Suriye'ye teröristlerin geçişini  göz ardı ettiği gibi teröristlerin kademeli olarak 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۷
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در ماهنامه بهمن آذربایجان، شماره چهارم (دی ماه)

....

غرب مسیحی مدت‌هاست که در مواجهه با اسلام از شیوه‌ی ایجاد سد عاطفی برای ناتوانی ذهن مخاطبان از شناخت حقیقت و کشف امر واقع استفاده می‌کند. این شیوه چه در ارتباط جهان اسلام با مخاطبان غیرمسلمان خود و چه در نوع ارتباط اعضای درون امت اسلامی امکان درک بدون پیش‌داوری از انسان‌های پیرامونی را برای افراد از بین برده است. جدی‌تر شدن چنین وضعیتی منتج به امتناع امکان گفتگوی ابنای بشری شد. عدم ارتباط صحیح بین افراد به‌حکم قانونِ «الناس اعداء ما جهلوا» منجر به هراس‌های وهمی از یکدیگر می‌شود که در نتیجه آن امیدها به یاس، یاس‌ها به ترس و نهایتاً ترس‌های قلبی به رودررویی انسان‌ها برای حذف علت ترس منجر می‌شود. در نتیجه‌ی چنین فرایندی است که ما شاهد وقوع جنگ‌ها و درگیری‌هایی هستیم که شاید اگر شلیک‌کنندگان دو سنگر می‌توانستند با سکوت تفنگ‌ها، با یکدیگر صحبت کنند هیچ‌گاه راضی به کشتن هم نمی‌شدند. این فرآیند فرآیندی است که چه در جهان اسلام و چه در رابطه‌ی میان جهان اسلام و مردم اروپا اتفاق افتاده است.
در این میان واقعیتی وحشتناک در جهان وجود دارد و آن‌هم «خود استثنا انگاری اروپایی» است. وضعیتی که نتیجه‌ی طبیعیِ مترادف دانستن «اروپایی بودن» با «مدرن بودن» و آن نیز با «متمدن بودن» است. درنتیجه‌ی چنین فهمی، غیراروپایی، غیر مدرن و درنتیجه «وحشی» است و کشتن یا مردن او چندان اهمیتی ندارد. آنچه مهم است تمدن جهانی است که آن‌هم در دست منِ اروپایی است. این وضعیت به طبیعی شدن و عادی نگری به جنایت در قبال غیراروپاییان ختم شد. به‌طوری‌که اگر امروز در پاریس حادثه‌ای تروریستی اتفاق می‌افتد تمام جهان باید برای آن متألم و متأسف باشد اما اگر حادثه‌ای ده‌ها برابر مولم تر از آن در آسیا برای چندین سال اتفاق بیفتد چندان اهمیتی ندارد! یا اگر چنین توحشی را گروهی مانند داعش که لفظ اسلام را یدک می‌کشد انجام دهد نشانه‌ای بر صدق ادعای توحش این بربرها است اما اگر دقیقاً همین اعمال توسط یک بریتانیایی در هند، یک ایتالیایی در لیبی، یک فرانسوی در تونس و الجزایر، یک اسپانیایی در آمریکای جنوبی یا یک انگلیسی در آمریکای شمالی اتفاق بیفتد، دلالت ویژه‌ای بر هیچ عمل شنیعی نمی‌کند و اتفاقاً شاید حکایت از جانفشانی و قهرمانی شبانه‌روزی برای حاکم شدن تمدن بر جهان قلمداد گردد.
*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۱:۲۳
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت تبریز بیدار به مناسبت حوادث نارداران

....


برای واکاوی حادثه  نارداران لازم است تحولات سیاسی چند ماه گذشته  جمهوری آذربایجان از سفر الهام علی اف به مسکو و دیدار با سران روسیه را مورد توجه قرار داد. روس ها که به خاطر مبارزه استراتزیک خود با تروریسم وهابیت در منطقه از رشد این جریان در درون جامعه خود و حیات خلوت های خود یعنی کشورهای مستقل شده از اتحاد جماهیر شوروی به شدت احساس خطر می کنند  با استفاده از رانت اطلاعاتی شان در حکومت باکو ، علی اف را  از وجود ستون پنجم  غرب مطلع کردند و با گوشزد کردن  خطرات این جریان او را برای تصفیه و از بین بردن افراد این جریان تشویق کردند.به گفته روس ها این ستون پنجم که همان جناح وابسته به غرب حکومت باکو بود مأموریت سازماندهی، حمایت و اعزام تروریست های وهابی در جمهوری آذربایجان و کل قفقاز را به سوریه بر عهده داشت .


روس ها با خیال آسوده در پی حضور در کارزار سوریه



در واقع در پی تصمیم روس ها برای حضور نظامی در سوریه، آن ها با این دست اقدامات در پی برقراری امنیت پایدار در مرزهای خود بودند چرا که می خواستند  خیال شان از  حملات تلافی جویانه  تروریستی جریان های وهابی فعال در قفقاز و دیگر کشور های اتحاد جماهیر شوروری سابق که حیات خلوت روس ها محسوب می شود  امن باشد و می خواستند  با  خاطری آسوده در کارزار سوریه حضور یابند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۳:۴۳
مسعود صدرمحمدی

یادداشت من در مورد تحولات سیاست داخلی ترکیه. این یادداشت ابتدا در سایت راست خبر فارسی و پس از آن در چند سایت دیگر منتشر شد.

...


عبدالله گل شخصیتی کلیدی و دارای ارتباطات گسترده و عمیق در صحنه سیاست ترکیه است که به دلیل حضور آرام، با طمأنینه و ساکتش در صحنه‌ها بسیاری از اوقات نظر و توجه ما را به سوی خود جلب نمی‌کند؛ اما زمانی که به تاریخ تشکیل حزب عدالت و توسعه و مأموریتی که عبدالله گل در تشکیل این حزب بر عهده گرفته و به عنوان پلی میان سرویس‌های خارجی و اردوغان عمل کرد نگاه می‌کنیم متوجه عمق تأثیر وی می‌شویم.

اکنون عبدالله گل قریب به یک سال است که حرکت چراغ خاموش را بر عهده گرفته و تقریباً غیر از دیدارهای غیررسمی با مسئولان خارجی (مانند دیداری که با احمدی‌نژاد داشت) و سفرهای غیررسمی به خارج از کشور و مصاحبه‌های مطبوعاتی و تلویزیونی با دوز پایین سیاسی و البته پیگیری فعالیت‌های عظیم اقتصادی پسرش و برادرش کار دیگری نداشته است.

بسیاری از افراد که خاصیت آب شور سیاست را می‌دانند به اظهارات عبدالله گل مبنی بر دوری‌اش از سیاست به چشم غیر جدی نگاه کرده و سکوت او را آرامش پیش از طوفان تلقی می‌کردند. پس از مسائل پیش آماده در یک ماه اخیر میان عبدالله گل و حزب عدالت و توسعه که عبدالله گل دعوت‌های انجام شده از او را برای شرکت در برخی مراسمات رد کرد (و البته بعداً بولنت آرینج گو اینکه از زبان گل سخن می‌گوید گفت: عبدالله گل کسی نیست که با او رفتار زینت المجالسی شود!) و خصوصاً جریانات درون حزبی‌ای که در کنگره حزب عدالت و توسعه رخ داد نشان داد که گل بیش از هر زمانی سعی دارد تا جبهه‌ای جداگانه برای خود ایجاد کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۹
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در سایت اخوت.

...


بی شک اربکان یکی از چهره های تأثیرگذار و کلیدی در تاریخ امت اسلامی است و از سوی دیگر بدون توجه و دقت در حیات و اندیشه سیاسی اربکان امکان شناخت و تحلیل ترکیه امروز امکان پذیر نیست. اربکان در دوره ای که اتحاد شوروی فروپاشیده بود و از سوی دیگر آمریکا و غرب در خاورمیانه خود را بی رقیب می دید به قدرت رسید. او پیشتر از این نیز در دوره ای که عرصه ترکیه فضای درگیری های شدید و مسلحانه و سیاسی گروه های چپ و راست بود وارد جریان سیاست شد و با تاسیس احزاب سیاسی مختلف در طول سالهای زندگی اش -که البته هر بار فعالیت آنها از سوی عناصر لائیک متوقف می شد- توانست حرفی نو و مردمی را در ترکیه ای که به دست اقلیت بوروکرات و نظامی بر خلاف خواسته اکثریت مردم اداره می شد ارائه نماید. 
حیات سیاسی اربکان از دو حیث دارای اهمیت است: ۱) بینش او به سیاست و ۲) تاثیر این بینش در نوع سیاست ورزی او. 

بینش اربکان به سیاست 
اربکان سیاست را یک “جهاد” میداند و هر نوع فعالیت سیاسی را به شرط آن که در راستای تحقق عزت ملل اسلامی و در نهایت رهایی تمام ملت های مستضعف فارغ از دین و وابستگی نژادی شان از مقوله جهاد به شمار می آورد. 
مفهوم “جهاد” از کلید واژه های فهم حیات سیاسی و فکری اربکان است و این مفهوم به حدی حیات او را تحت تاثیر خود قرار داده بود که اگر چه اسلام گرایان ترکیه در محافل شخصی از او همواره با عنوان “استاد” (Hoca) یاد می کردند اما به هنگام تجمعات چند هزار نفری تنها شعاری که لایق اربکان بود عنوان “مجاهد” بود که یک صدا از سوی طرفدارانش به صدا در می آمد. 
از منظر اربکان وظیفه بنیادین هر مسلمانی جهاد در نبرد تاریخی موجود میان حق و باطل است که از ابتدای تاریخ وجود داشته و تا انتهای آن نیز وجود خواهد داشت. جهاد به معنای تلاش با تمام وجود و قوا برای حاکم شدن حق در جامعه و وصول انسان ها به آرامش و حریت است بی آن که از قدرت های دنیوی هراسی به دل باشد. جهاد به معنای توجه به رسالتی است که هر مسلمان در برابر ملت خود، امت اسلام و تمام بشریت بر عهده دارد. هر مسلمان موظف به جهاد است تا روزی که حق تمام زمین را فراگیرد. انسانی که دست به جهاد نزند بی شک نخواهد توانست که از امتحان الاهی این جهان سربلند خارج شود. 
در همین راستا و برای نیل به این غایت بزرگ است که سیاست در میدان توجه اربکان قرا می گیرد. از دیدگاه او کسی که بگوید سیاست به من ربطی ندارد در واقع می گوید که نیمی از قرآن به من ربطی ندارد. چرا که سیاست یکی از اوامر اصلی قرآن کریم و عبادتی عظیم است. 
در دیدگاه اربکان برای رسیدن انسانیت به سعادت، برای حکومت حقیقت در برابر باطل، سود در برابر ضرر، عدل در برابر ظلم و زیبایی در برابر کژی مجبوریم که دست به مبارزه بزنیم. چرا که در غیر این صورت تبدیل به تماشاگرانی خواهیم بود که در مقابل چشمان ما حقوق مستضعیفن و فقرا پایمال می شود و ما هیچ کاری انجام نمی دهیم. در این صورت فرد مسلمان با سکوت در برابر ظلم به نوعی یاور و حامی ظالم می شود. اعدم اقدام به جهاد در واقع خسران دو سرای هستی است چرا که در این جهان در برابر ظالمان ذلیل خواهیم شد و در آن جهان در باربر خداوند روسیاه. 
این نوع نگاه اربکان به سیاست در مقام نظر و مبانی تئوریک تاثیرات خاص خود را نیز در میدان عمل و اقدامات سیاسی او گذاشت. او مبانی فعالیت سیاسی را برای هر مسلمان در ۹ کلمه خلاصه میداند: ایمان، اخلاص، توکل، اتحاد، اخلاق حسنه، احسان،مشاورت، استقامت و اطاعت. 
او در راستای همین دیدگاه جهاد محور به سیاست، کار تشکیلاتی و هماهنگی اقداماتی را تنها راه دست یابی به قدرت و تاثیر گذاری در حیات سیاسی مسلمانان و یا به عبارت دیگر نقش آفرینی در میدان جهاد می داند. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۵
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در مورد مساله نقد تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان که در شماره دوم ماهنامه صبح تبریز منتشر شد.

...

اگرچه دوره اشغال و تصرف اراضی یک کشور و دوره پیش از آن در حیطه کاری سیاست مداران و نظامیان است اما حفظ و پایداری این تصرفات یعنی دوره پس از جنگ-اگر اتفاق بیافتد- دوره انجام وظیفه مورخان و نخبگان است. چراکه نسل های پس از نسل جنگ زده تنها راه ارتباطی شان با گذشته خود همین کتاب هایی است که به قلم نویسندگان و مورخان تولید می شود. بنابراین هر کشوری که توان بیشتری برای تولید تاریخ و ایجاد مبانی نظری اشغال اراضی کشوری دیگر را داشته باشد در حفظ تصرفات خود تواناتر نیز خواهد بود.

جمهوری آذربایجان و سایر سرزمین های قفقاز نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. این اراضی با وجود اینکه در گذر تاریخ همواره تحت حکومت ایران بوده اند در یک دوره تاریخی که ایران از ضعف شدید در تمام قسمت های حکومتی زجر می کشید توسط همسایه شمالی ایران تصرف شدند و طی دو معاهده که خوشبختانه متن آنها و نیز سیر فرآیند سیاسی نوشته شدن آنها با میزان قابل توجهی از جزئیاتش ذکر شده است از سرزمین های مادری خویش بریده شده و به واحد سیاسی جدیدی الحاق شدند. حفظ این اراضی با توجه به اهمیت جغرافیایی – سیاسی ای که برای حکومت روس داشت ، با وجود تغییرات عمیقی که در هیئآت حاکمه حکومت روس اتفاق افتاد اما همواره مد نظر حکومت مرکزی بوده اند و هیچ کدام از این حکومت ها راضی به از دست دادن این مناطق و حتی تضعیف حضور در این مناطق نشده اند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۰
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در شماره دوم ماهنامه بهمن آذربایجان منتشر شد و مورد توجه دوستان و مخاطبان قرار گرفت.

....

ماه گذشته ترکیه شاهد برگزاری یکی از تاریخی ترین انتخابات های مجلس خود بود. نتیجه این انتخابات دو صفحه کاملا متفاوت را در برابر تاریخ سیاسی ترکیه می گشود. اگر در این انتخابات حزب عدالت و توسعه می توانست اکثریت نصف به اضافه یک نفر را کسب کند در این صورت برای یک دوره دیگر یکه تاز میدان سیاست ترکیه می شد و مطالبات سیاسی خود را که نتیجه ای جز تحولات بسیار عمیق سیاسی در ترکیه در پی نداشت را محقق می کرد و در غیر این صورت اولا حزب باید اعتراف به یک شکست می کرد و تن به تشکیل دولتی ائتلافی یا انتخابات زودهنگام و یا دولتی اقلیتی می داد. – اکنون که این مطلب نوشته می شود مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی در حال انجام است.-

انتخابات برگزار شد و حزب عدالت و توسعه با وجود آن که باز هم تعداد بالایی از کرسی های مجلس را به دست آورد اما در عین حال شکست خورده انتخابات نیز محسوب شد و مسئولان رده بالای حزبی مجبور شدند تا جمله «پیام ملت را دریافت کردیم» را بر زبان بیاوردند.

این انتخابات و احتمالات پیش رو و نیز تاثیراتی که این احتمالات می تواند بر شرایط ترکیه و منطقه داشته باشد چنان هیاهوی رسانه ای را در پی داشت که خبری بسیار مهم در این میان گم شد و آن هم تحلیل حزب عدالت و تسعه از علت شکست خود بود!

پس از معلوم شدن نتایج و «شنیده شدن پیام ملت» شورای مرکزی حزب به تشکیلات های حزبی ذی ربط دستور داد تا تحلیل های لازم در مورد علل افت محبوبیت این حزب در انتخابات اخیر را تشریح کنند. ما به عنوان یک مخاطب خارجی قطعا مسئله سیاست های اشتباه این حزب در قبال سوریه را اولین علت خواهیم دانست و یا اگر کمی با مسائل داخلی ترکیه آشنایی داشته باشیم فساد اقتصادی و اداری حاصل از 12 سال حکومت یک تنه این حزب را عنوان خواهیم کرد. اما در گزارشی که به شورای مرکزی حزب ارائه شده بود اگر چه می شد این دو عنوان را نیز دید اما اصلی ترین علت شکست «عدم توجه به مسائل و نیازهای روزمره مردم و غفلت از پروژه های محلی و بومی برای رفع مشکلات مردم» عنوان شده بود. یکی از دیگر از علت ها نیز «عدم تفهیم دقیق برنامه هایی که در ذهن رهبران حزب بود به مردم» بیان شده بود.

از آن جایی که نگاه غالب در کشور ما به ترکیه بر اساس تاثیراتی است که رسانه های مادر جهان ارائه میدهند به صورت طبیعی این خبر از دید مخاطب ایرانی و حتی تحلیل گران ایرانی کنار ماند، در حالی که برای همه جریان های سیاسی و اجتماعی در داخل کشور می توانست درس و عبرتی بزرگ تلقی شود.

برای فهم عمق پیامی که حزب عدالت و توسعه از این انتخابات دریافت کرده است بهتر است اگرچه به اندازه چند سطر با سابقه این حزب آشنا شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۹
مسعود صدرمحمدی