هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

 چند وقتی است که در ایران یک ائتلاف ملی در لجن مالی کردن #اردوغان ایجاد شده است. همه از چپ ترین ها تا راست ترین ها از سکولارترین ها تا بنیادگراترین ها همگی در یک مورد به ائتلاف رسیده اند آن هم بد بودن اردوغان است. بگذریم از این که در این میان فی قلوبهم مرض هایی هستند که مساله را از اردوغان به فحش دادن به اهل سنت، بعضی ها به فحش دادن به عثمانی ها و بعضی ها هم به فحش دادن به ترکیه تبدیل می کنند. اما در کل در چشم همه الان اردوغان یک دیکتاتور احمق نفهم است که افتاده به غلط کردم گفتن.
من خودم در این چند روز چندین یادداشت و چندین مصاحبه برای فهم شرایط موجود ترکیه انجام دادم و کلیت حرفم هم همین بود که اردوغان یک اشتباه محاسباتی انجام داد و اکنون سزای این اشتباه را می پردازد. (اردوغان فکر میکرد در بدترین حالت مساله #سوریه 6 ماهه حل خواهد شد و برای همین تمام آبرو و حیثیت کشورداری و سیاسی خود را در این قمار روی میز گذاشت و البته باخت.)
اما واقعا مشکل ما با ترکیه در 13 سال گذشته که دوره انکشاف و شکوفایی این کشور در همه عرصه ها است در مساله سوریه بوده است؟ آیا اگر مساله سوریه پیش نمی آمد ما با اردوغان و دولت ترکیه در وضعیت گل و بلبل به سر میبردیم؟
زمانی که به افت و خیزهای روابط سیاسی دو کشور در بازه زمانی مذکور توجه میکنیم متوجه میشویم که مساله سوریه تبدیل به یک بحران روزمره شد که بحران های دیپلماتیک عمیق مبنایی ای که بین دو کشور در حال ایجاد بود را تحت تاثیر قرار داده آنها را مغفول گذاشت. یعنی اگر حتی مساله سوریه هم پیش نیامده بود ما با ترکیه درگیر میشدیم. درگیری ای که عمیق تر نیز بود و احتمال شکست ما در آن قوی تر بود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۸
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در ماهنامه بهمن آذربایجان، شماره چهارم (دی ماه)

....

غرب مسیحی مدت‌هاست که در مواجهه با اسلام از شیوه‌ی ایجاد سد عاطفی برای ناتوانی ذهن مخاطبان از شناخت حقیقت و کشف امر واقع استفاده می‌کند. این شیوه چه در ارتباط جهان اسلام با مخاطبان غیرمسلمان خود و چه در نوع ارتباط اعضای درون امت اسلامی امکان درک بدون پیش‌داوری از انسان‌های پیرامونی را برای افراد از بین برده است. جدی‌تر شدن چنین وضعیتی منتج به امتناع امکان گفتگوی ابنای بشری شد. عدم ارتباط صحیح بین افراد به‌حکم قانونِ «الناس اعداء ما جهلوا» منجر به هراس‌های وهمی از یکدیگر می‌شود که در نتیجه آن امیدها به یاس، یاس‌ها به ترس و نهایتاً ترس‌های قلبی به رودررویی انسان‌ها برای حذف علت ترس منجر می‌شود. در نتیجه‌ی چنین فرایندی است که ما شاهد وقوع جنگ‌ها و درگیری‌هایی هستیم که شاید اگر شلیک‌کنندگان دو سنگر می‌توانستند با سکوت تفنگ‌ها، با یکدیگر صحبت کنند هیچ‌گاه راضی به کشتن هم نمی‌شدند. این فرآیند فرآیندی است که چه در جهان اسلام و چه در رابطه‌ی میان جهان اسلام و مردم اروپا اتفاق افتاده است.
در این میان واقعیتی وحشتناک در جهان وجود دارد و آن‌هم «خود استثنا انگاری اروپایی» است. وضعیتی که نتیجه‌ی طبیعیِ مترادف دانستن «اروپایی بودن» با «مدرن بودن» و آن نیز با «متمدن بودن» است. درنتیجه‌ی چنین فهمی، غیراروپایی، غیر مدرن و درنتیجه «وحشی» است و کشتن یا مردن او چندان اهمیتی ندارد. آنچه مهم است تمدن جهانی است که آن‌هم در دست منِ اروپایی است. این وضعیت به طبیعی شدن و عادی نگری به جنایت در قبال غیراروپاییان ختم شد. به‌طوری‌که اگر امروز در پاریس حادثه‌ای تروریستی اتفاق می‌افتد تمام جهان باید برای آن متألم و متأسف باشد اما اگر حادثه‌ای ده‌ها برابر مولم تر از آن در آسیا برای چندین سال اتفاق بیفتد چندان اهمیتی ندارد! یا اگر چنین توحشی را گروهی مانند داعش که لفظ اسلام را یدک می‌کشد انجام دهد نشانه‌ای بر صدق ادعای توحش این بربرها است اما اگر دقیقاً همین اعمال توسط یک بریتانیایی در هند، یک ایتالیایی در لیبی، یک فرانسوی در تونس و الجزایر، یک اسپانیایی در آمریکای جنوبی یا یک انگلیسی در آمریکای شمالی اتفاق بیفتد، دلالت ویژه‌ای بر هیچ عمل شنیعی نمی‌کند و اتفاقاً شاید حکایت از جانفشانی و قهرمانی شبانه‌روزی برای حاکم شدن تمدن بر جهان قلمداد گردد.
*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۱:۲۳
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در شماره دوم ماهنامه بهمن آذربایجان منتشر شد و مورد توجه دوستان و مخاطبان قرار گرفت.

....

ماه گذشته ترکیه شاهد برگزاری یکی از تاریخی ترین انتخابات های مجلس خود بود. نتیجه این انتخابات دو صفحه کاملا متفاوت را در برابر تاریخ سیاسی ترکیه می گشود. اگر در این انتخابات حزب عدالت و توسعه می توانست اکثریت نصف به اضافه یک نفر را کسب کند در این صورت برای یک دوره دیگر یکه تاز میدان سیاست ترکیه می شد و مطالبات سیاسی خود را که نتیجه ای جز تحولات بسیار عمیق سیاسی در ترکیه در پی نداشت را محقق می کرد و در غیر این صورت اولا حزب باید اعتراف به یک شکست می کرد و تن به تشکیل دولتی ائتلافی یا انتخابات زودهنگام و یا دولتی اقلیتی می داد. – اکنون که این مطلب نوشته می شود مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی در حال انجام است.-

انتخابات برگزار شد و حزب عدالت و توسعه با وجود آن که باز هم تعداد بالایی از کرسی های مجلس را به دست آورد اما در عین حال شکست خورده انتخابات نیز محسوب شد و مسئولان رده بالای حزبی مجبور شدند تا جمله «پیام ملت را دریافت کردیم» را بر زبان بیاوردند.

این انتخابات و احتمالات پیش رو و نیز تاثیراتی که این احتمالات می تواند بر شرایط ترکیه و منطقه داشته باشد چنان هیاهوی رسانه ای را در پی داشت که خبری بسیار مهم در این میان گم شد و آن هم تحلیل حزب عدالت و تسعه از علت شکست خود بود!

پس از معلوم شدن نتایج و «شنیده شدن پیام ملت» شورای مرکزی حزب به تشکیلات های حزبی ذی ربط دستور داد تا تحلیل های لازم در مورد علل افت محبوبیت این حزب در انتخابات اخیر را تشریح کنند. ما به عنوان یک مخاطب خارجی قطعا مسئله سیاست های اشتباه این حزب در قبال سوریه را اولین علت خواهیم دانست و یا اگر کمی با مسائل داخلی ترکیه آشنایی داشته باشیم فساد اقتصادی و اداری حاصل از 12 سال حکومت یک تنه این حزب را عنوان خواهیم کرد. اما در گزارشی که به شورای مرکزی حزب ارائه شده بود اگر چه می شد این دو عنوان را نیز دید اما اصلی ترین علت شکست «عدم توجه به مسائل و نیازهای روزمره مردم و غفلت از پروژه های محلی و بومی برای رفع مشکلات مردم» عنوان شده بود. یکی از دیگر از علت ها نیز «عدم تفهیم دقیق برنامه هایی که در ذهن رهبران حزب بود به مردم» بیان شده بود.

از آن جایی که نگاه غالب در کشور ما به ترکیه بر اساس تاثیراتی است که رسانه های مادر جهان ارائه میدهند به صورت طبیعی این خبر از دید مخاطب ایرانی و حتی تحلیل گران ایرانی کنار ماند، در حالی که برای همه جریان های سیاسی و اجتماعی در داخل کشور می توانست درس و عبرتی بزرگ تلقی شود.

برای فهم عمق پیامی که حزب عدالت و توسعه از این انتخابات دریافت کرده است بهتر است اگرچه به اندازه چند سطر با سابقه این حزب آشنا شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۹
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت امروز با تیتر «نگاهی به ضعف دیپلماسی عمومی ایران بعد از حضور در کشورهای مظلوم/ضرورت توجه به سازمان‌های مردم‌نهاد» در خبرگزاری فارس منتشر شد.

...


ما در جنگ بوسنی حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را صرف کردیم و حتی شهید نیز در بوسنی دادیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در این منطقه. سازمان‌یافتگی و حضور ایران در بوسنی به حدی بوده است که بر اساس خاطرات رزمندگان ایرانی و غیر ایرانی در بوسنی، نیروهای مسلمان سایر کشورها نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می‌شدند اما امروز یک ایرانی برای سفر به بوسنی باید یکی از سخت‌ترین پروسه‌های دریافت ویزا را پشت سر بگذارد و عنصر ایران حضور فعال خاصی در جامعه و فرهنگ بوسنی ندارد.

...

ما در جنگ قره باغ حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را از خود صرف کردیم و حتی شهید نیز در آن منطقه دادیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در آنجا. سازمان یافتگی و حضور ایران در قره‌باغ به حدی بوده است که بر اساس خاطرات رزمندگان ایرانی و غیر ایرانی در قره باغ نیروهای مردمی بومی آذربایجان نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می شدند اما امروز اگر در خیابان‌های باکو از مردم در مورد نقش ایران در جنگ قره باغ سوالی بپرسید ایران را به عنوان یکی از حامیان ارمنستان در اشغال اراضی مسلمانان معرفی خواهند کرد!

...

ما در جنگ افغانستان حضوری فعال داشتیم. هزینه و نیروهای انسانی قابل توجهی را از خود صرف کردیم، مجاهدین افغانستانی را همراهی کردیم و از آن گذشته درهای خود را به روی چندین میلیون مسلمان افغانستانی که رو به سوی کشوری که خود را در آن غریبه نمی‌انگاشتند گشودیم اما امروز یکی از موضوعات سانسور شدنی رسانه‌های ما تجمع‌های اعتراضی‌ئی است که در برابر سفارت و کنسولگری ما در افغانستان انجام می‌شود و البته هیچ گاه از میزان محبوبیت ایران در میان ملت افغان سخنی به میان نمی‌آوریم.

...

ما در جنگ سوریه حضوری فعال داریم. هزینه و نیروهای انسانی هم صرف می‌کنیم. حتی شهید نیز در سوریه می‌دهیم تا خون آن شهدا سندی باشد بر حضور ما در این کشور سازمان یافتگی و حضور ایران در سوریه به حدی است که نیروهای مسلمان سایر کشورها و نیروهای داوطلب مردمی نیز تحت امر و هماهنگی فرماندهان ایرانی سازماندهی می شوند اما...

اما دولت سوریه سال گذشته تصویب کرد که از سال تحصیلی جاری در دبیرستان‌های این کشور زبان روسی به عنوان زبان دوم اختیاری به دانش آموزان تدریس شود! اکنون تصور کنیم بیست سال بعد را و تصوری که نسل آینده سوریه از طرف‌های کمک کننده به کشور در جنگ خانمان برانداز کشورش خواهد داشت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۷
مسعود صدرمحمدی

متن زیر مصاحبه ای است که با سایت خبری تحلیلی تبریز بیدار انجام دادم و پس از انتشار در آن سایت در سایت های دیگر نیز باز نشر داده شد. دوستان تحریریه سایت با افزوده هایی این مصاحبه را تبدیل به یک گزارش کرده اند.


....

به گزارش تبریز بیدار، یکی از مجموعه‌های نهادی دوران مدرن شکل گیری تدریجی دولت- ملت (یا دولت ملی) در اروپای قرن ۱۹ و در سایر مناطق جهان در قرن بیستم است. روند پرفراز و نشیب شکل گیری دولت ملی با بحران‌های گوناگون روبه رو بوده و هست. یکی از این بحران‌ها چگونگی رویارویی دولت ملی با ناسیونالیسم قومی است.

دولت‌ها در دوران مدرن، که معمولاً مردمانشان از اقوام گوناگونی تشکیل شده‌اند، ناگزیرند برای ایجاد انسجام و یکپارچگی مردم تحت امرشان، بر اعتقاد به ملت یا ناسیونالیسم ملی تبلیغ و تاکید کنند. متقابلاً اقوامی که احساس نزدیکی با ناسیونالیسم ملی و رسمی ندارند بر ناسیونالیسم قومی (یعنی اعتقاد به اصالت یک قوم که از داشتن دولت محروم است) اصرار می‌کنند و دست به مقاومت می‌زنند. اگر چنانچه برای محذوفان قومی شرایط فراهم شود در قالب جنبش‌ها و ناسیونالیسم قومی در برابر دولت ملی صف بندی می‌کنند؛ اما این مدل در روسیه به لحاط مطالعات و مردم و قوم‌شناسی حاکمان روسیه به سختی توانست جایگاه عینی و ملموس خود را همچنان که در اروپا رخ داد، بیابد.


در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد
پادشاهی روس‌ها در اوایل قرن ۱۵ در مسکو شکل گرفت. به تدریج نفوذ پادشاهی از چهار طرف در طول چهار قرن گسترش یافت (خصوصاً بعد از سقوط قازان خان (۱۵۵۲) و استراخان (۱۵۵۶) در منطقه بزرگ ولگا). اوج گسترش نفوذ و سلطه تزارها در قرن ۱۹ بود، به طوری که در آغاز قرن ۱۸ جمعیت روسیه چهل میلیون و در پایان قرن ۱۹ صدوسی میلیون نفر شد که در میان آن‌ها بیش از دویست گروه قومی وجود داشت. در سرشماری ۱۹۲۹ دویست گروه قومی تشخیص داده شد. اما در سال ۱۹۳۹ به خاطر گروه‌های قومی کوچک در گروه‌های بزرگ تر و تغییر در معیارهای انسان شناسی (در هنگام تشخیص گروه‌های قومی)، تعداد گروه‌های قومی تقلیل یافت. تا اینکه در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۴
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه روزنامه "یئنی مساوات" جمهوری آذربایجان با من در موضوع تاثیر توافق هسته ای وین بر سیاست داخلی ایران. این مصاحبه روز 24 ژوئیه 2015 در صفحه 8 این روزنامه و سایت آن منتشر شد.



İranlı analitik Məsud Sədr hesab edir ki, bu anlaşma ilə ölkənin qarşıdakı 10 illik siyasət binasının kərpicləri kəsilməyə başlayıb...

İranla “altılıq” ölkələri arasında nüvə anlaşması İslam Respublikasında siyasi və hərbi dairələrdə birmənalı qarşılanmadı. Ali dini lider bu prosesə dəstək versə də, anlaşmadakı bəzi müddəalar, xüsusən də raket mərkəzlərinin təftişə açılması hərbi dairələrin etirazına səbəb olub. Bir neçə gün əvvəl SEPAH-ın komandiri İbrahim Cəfəri bu müddəanın İran üçün “qırmızı xətt” olduğunu və raket mərkəzlərinin təftişinə icazə verməyəcəklərini açıq şəkildə bəyan edib.



Bundan başqa, İranın ABŞ-la yaxınlaşmadan sonra Yaxın Şərq siyasətində dəyişikliyin olacağı ilə bağlı iddialar da ortaya atılıb. Doğrudur, bu cür iddialar təkzib olunur. İranlı jurnalist, siyasi prosesləri tədqiq edən araşdırmaçı Məsud Sədr deyir ki, İranla “altılıq” ölkələri arasında anlaşma yeni imkanlar yaratması və ən əsası, sülh gətirməsi baxımından İran xalqı üçün əvəzedilməz hadisədir. Ancaq onun sözlərinə görə, bu anlaşma ölkə daxilində siyasi qüvvələr arasında ciddi fikir ayrılıqlarına da səbəb olub. 

İran insanı xatırlayır ki, 80 il əvvəl Rusiya və Britaniya İran dövlətinə xəbər vermədən bu ölkəni öz aralarında bölürdü, yaxud 60 il öncə ABŞ kəşfiyyatı bir gecədə İranın ən çox sevilən baş nazirini devirirdi və hətta 40 il əvvəl İran şahı ABŞ prezidenti qarşısında necə müti davranırdı: "Bu tarixi təcrübələri yaddaşında saxlayan bir xalq əlbəttə ki, indi öz təmsilçilərini masanın bir tərəfində və dünyanın 6 gücünü masanın o biri tərəfində görəndə müəyyən dərəcədə sevinib və hətta güvənir. Ona görədir ki, bu 12 ildə müxtəlif siyasi cərəyanlar iqtidara gəlsələr də ən gərgin vaxtlarda belə müzakirə prosesinə qarşı pozitiv mövqedən yanaşıblar. H. Ruhanı isə seçki kampaniyalarında bu çıxılmaz və sonu olmayan bir dalanda dayanan məsələni çözəcəyinə söz verib və hakimiyyətinin ilk aylarından bu işə əmək sərf etdi".
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۶
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت را چند ماه پیش ترجمه و منتشر کردم. تا کنون در چندین سایت و مجله منتشر شده است.

...


مذهبی و دینی ای هستند که از سوی امپریالزیم با هدف تامین منافع خود ایجاد شده و مبارزه با حملاتی که علیه آنها انجام می شود هستند. دشمنان ملل منطقه با حیله ها و فتنه هایی که حتی شیطان را نیز به حسادت وا­ می­دارد در حال خونریزی در منطقه هستند.
‌ ‌
بزرگترین سبب و علت خونریزی های موجود در منطقه را می توان در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکایی خلاصه کرد. طرح پروژه خاورمیانه بزرگ که از سوی چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جرج دبیلیو بوش علنی شد منطقه ای جغرافیایی را که شامل گستره ای که مرزهای شرقی آن را دشت های کاراکوروم در شمال پاکستان، مرزهای غربی آن را سواحل آتلانتیکی مغرب، مرزهای شمال آن را سواحل دریای سیاه ترکیه و سواحل جنوبی آن را سواحل یمن و عدن تشکیل میدهد. بر اساس این طرح که در ظاهر برای به ارمغان آوردن دموکراسی برای این منطقه جغرافیایی است تفاوت های موجود در منطقه تبدیل به اختلافات بین اهالی شده و با استفاده از آنها فضای تجزیه طلبی در منطقه تشدید شده و در نهایت دولت های کوچک شکل خواهد گرفت. از نتایج این طرح می توان به کردستان بزرگ اشاره کرد که در واقع از الحاق بخشی هایی از خاک ایران، عراق، ترکیه و سوریه ایجاد خواهد شد و در حقیقت اسرائیل دوم در منطقه خواهد بود. بر اساس این طرح بود که امپریالیزم این بار با بهانه به ارمغان آوردن دموکراسی منطقه را مورد حمله خود قرار داد و در نتیجه فتنه و فسادی که این حمله در پی داشت همچنان شاهد برادرکشی در میان ملل منطقه هستیم.
‌ ‌
در این میان رسالتی که متوجه ماست پاسخ دادن به این سوال است که آیا ما در برابر این پروژه خونین سکوت اختیار خواهیم کرد و با بستن چشم هایمان به آنچه که اتفاق می افتد سرنوشتی که از سوی دیگران برایمان نگاشته یم شود را قبول خواهیم کرد و یا با نه گفتن به این فرآیند به سوی صلح و اتحاد بیشتر در برابر قوای امپریالزیم خواهیم پرداخت.
‌ ‌
کاری که باید انجام دهیم کاملا آشکار و روشن است: اتحاد، صلح و برادری در برابر امپریالیزم و صهیونیزم.
‌ ‌
تاریخ امروز مبارزه در برابر نیروهای امپریالیستی را که از عناصر جنگ روانی به خوبی بهره برداری می نند را بر عهده ما گذشاته است. نبرد مشترک و شانه به شانه این امکان را فراهم خواهد آورد که از وابستگی به عناصر امپریالیزم رها شویم و حیاتی سربلند و در صلح را تجربه کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۵
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت را پس از برگزاری چندین کمپین از طرف جریان ملی گرایمان در صفحه فیس بوکم نوشتم که از سوی دوستان سایت راست خبر در آن سایت نیز بازنشر داده شد.

...


چند روزی است که تب همدردی با ارامنه و البته محکومیت دولت ترکیه برای این مساله از سوی جریان ملی گرای داخل کشور بالا گرفته است.
‌ ‌
چندین بیانیه و امضا و یادداشت و خلاصه سر و صدا که این ترکان وحشی چه ها که نکردند!
‌ ‌
در مورد مساله ارامنه و عثمانی سه مساله وجود دارد:
‌ ‌
۱) این حادثه دقیقا چه بود؟ چرا اتفاق افتاد؟ (یعنی حقیقت تاریخی این مساله چیست)
‌ ‌
۲) کارکرد این مساله در سیاست روز جهان و منطقه چیست؟
‌ ‌
۳) رابطه این مساله با ما دقیقا چیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۵۹
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در سایت تبریز بیدار منتشر شد و پس از آن در سایر پایگاه های اینترنتی مورد استفاده قرار گرفت.

...


چند روزی است که اردوغان با اظهاراتی که علیه ایران و سیاست های ایران در منطقه داشته است باز توجه ما ایرانی ها را به خود جلب کرده است. اصلی ترین نکته اظهارات او هم شان و همراه دانستن ایران و تروریست ها (که منظور او جنبش انصارالله یمن بود) است و این که ایران را به تلاش برای تحت استیلا در آوردن منطقه کرده است.

 

اردوغان چرا چنین اظهاراتی را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟

این سوال اصلی ترین سوالی است که اگر بتوان پاسخی برای آن داد امکان تحلیل رفتارهای گذشته اردوغان و پیش بینی رفتارهای آینده او فراهم خواهد آمد.

 

برای هر ایرانی اردوغان در وهله اول شخصی است که در سر اندیشه سلطانی دارد و در دست پروژه ای برای تحقق عظمت حکومت عثمانی. اردوغان شیفته قدرت است و سعی دارد تا کشورهای خاورمیانه را تحت سلطه خود در آورد و برای همین است که چشم دیدن ایران را ندارد. او متوجه است که دو پادشاه در یک ملک نگنجند و برای همین سعی دارد تا به ایران اثبات کند که تو مدیر منطقه نیستی و باید با همراهان «تروریست» خود عقب بنشینی. او قصد دارد به ایران تفهیم کند که اگر بدون اراده تو دولتی در کابل، بغداد، دمشق، بیروت و ... نمی تواند بر سر کار باشد من هم می توانم کسی را که دوست ندارم از کار برکنار کنم و آن کس که دوست دارم را بر سر کار بیاورم. این نوع اندیشه و تلقی اوضاع منطقه است که اردوغان را به سوی لجن پراکنی به سوی ایران که چند ماه پیش تا توهین به مقامات عالی رتبه کشور پیش رفت می کشاند.

 

این نخستین تلقی ای است که ما ایرانی ها از اردوغان داریم و همواره سعی میکنیم تا او را در این متن (کانتکس) به بازخوانی بنشینیم.

من فکر می کنم اصلی ترین و نخستین نقطه انحراف ما نیز در همینجاست! اگر تجربه 13 ساله حضور اردوغان در صحنه سیاسی روز ترکیه را در پیش دید خود قرار دهیم متوجه یک نکته خواهیم شد و آن هم این که دقیقا در محلی که سر و صدا است، یعنی اردوغان در آنجا سر و صدا راه انداخته است خبری نیست! به عبارت دیگر اردوغان همواره با قدرت فردی و رسانه ای بالایی که دارد افکار عمومی را به طرفی که خود می خواهد  سوق میدهد و آنها را از نکاتی که باید بشنوند  یا دقت کنند غافل می کند.

 

نخستین اشتباه ما ایرانی ها نیز در همین نکته است که مساله عثمانی گرایی اردوغان را جدی گرفته ایم و همچنان سعی داریم تا نقطه، ویرگول های سیاسی اردوغان را در متون عثمانی جای دهیم. در حالی که شاید بتوان به سوال بالا یعنی « اردوغان چرا چنین اظهارات را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟ » پاسخ دیگری داد.

پاسخی که من در نظر دارم این است: اردوغان چنین می گوید و چنین اقدام می کند چون «چنین دستور میگیرد»!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۰۷:۳۸
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به دعوت دوستان تحریریه سایت تبریز بیدار در دفتر آن پایگاه خبری برگزار شد. مناسبت انجام این مصاحبه بر سر توافق اخیر اقتصادی و گازی ترکیه و روسیه بود که بحث به بررسی کنشگران موجود در سیاست داخلی ترکیه، جریان گولن، آینده اردوغان و نقش ایران در این معادلات رسید.


با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید اگر موافق باشید در ابتدا نگاهی به وضعیت تاریخی ترکیه داشته باشیم بسیاری می گویند اردوغان و حزب متبوع او در صدد احیای خلافت عثمانی هستند؟

 

طبعا طیف اسلام گرایان ترکیه به صورت تاریخی نمی توانند از میراث 600 ساله حکومت عثمانی چشم بپوشند حتی این حس توجه به میراث عثمانی را در شخصی مانند مصطفی کمال پاشا هم شاهد بودیم. کمال پاشا در مقطعی از حکومتش پیشنهاد تشکیل کنفدراسیون بین ترکیه و عراق و سوریه را داد که البته به دلیل حضور استعماری فرانسه و انگلیس محقق نشد. ریشه این توجه به میراث عثمانی نیز شرافت و سماحتی است که برای افراد معاصر در پی دارد. با برآمدن حزب عدالت و توسعه در سپهر سیاسی ترکیه، این کشور از سوی اروپا و آمریکا ماموریتی بر عهده گرفت تا در مقابل مدل جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل مطلوب حکومت داری برای سایر کشورهای اسلامی معرفی شود. برای تحقق این ماموریت بایستی شاهد شکوفایی اقتصادی،تحرک دیپلماتیک و ارتقا تمام شاخص های کشورداری در ترکیه می بودیم و با توجه به همین نکته بود که شاهد یک موج انباشت سرمایه گذاری در اقتصاد ترکیه توسط اعراب و فعال شدن در صحنه بین الملل و منطقه ای همچون پرونده هسته ای ایران بوده ایم.

تا مقطع بیداری اسلامی این سیاست منطقه ای و بین الملل ترکیه تقابلی با سیاست های جمهوری اسلامی نداشت. اما پس از وقوع بیداری اسلامی، دولت این کشور به این نتیجه رسید که به هر حال این خیزش ها رخ داده و باید با جایگزین کردن بهترین گزینه ها به جای حکومت های فرو افتاده عربی در آِنده سیاسی منطقه سهم لازم را داشته باشند. اما سوال اساسی این بود که این گزینه چه کسی می تواند باشد؟ دولتمردان ترک به این تصمیم رسیدند که تنها اخوان المسلمین به دلیل دارا بودن ساختار سازمانی و وسعت عمل و ریشه دار بودن توان تصاحب انقلاب ها را دارد. پیروزی افرادی با پشتوانه اخوانی در تونس و سپس مصر ظاهرا این سیاست را تایید کرد. در سوریه نیز پیش بینی ترکیه این بود که در بدترین حالت حداکثر تا 6 ماه حکومت اسد برخواهد افتاد و باز این طیف اخوان المسلمین است که پیروز صحنه سیاسی این کشور خواهد بود. در واقع ترکیه به این طرح رسیده بود که با مهر چینی افراد متمایل به خود در کشورهای منطقه میدان سیاست و عمل خود را بسیار گسترده خواهد کرد.

 

در مورد نقش ترکیه را در بروز جنگ سوریه بیشتر توضیح دهید.

 

دولتمردان ترک به این نتیجه رسیدند که بشار اسد سقوط خواهد کرد و بنابراین سعی کردند تا با ایفای نقش در حکومتی که برخواهد آمد به سهم خواهی سیاسی در صحنه سیاست سوریه بپردازند. با توجه به این فکر که درگیری ها کوتاه مدت خواهد بود ترکیه تمام قوای خود یا در واقع تمام کارت هایی که در دست داشت را بر روی میز گذاشت. و تامین مالی و نظامی جنگجویان تروریست در سوریه به عهده ترکیه قرار داده شد؛ اما مانند همیشه تاریخ اگرچه آغاز جنگ ها را می شود احتمال داد اما پایان جنگ مساله ای است که به این راحتی ها تمام شدنی نیست و دیدیم که بحران سوریه نیز اکنون وارد چهارمین سال خود می شود. شما می بینید کشور عربی اردن علی رغم مرز طولانی با سوریه با پی بردن به این نکته که سقوط بشار اسد در 6 ماه محال است و جولان تروریسم در سوریه تهدیدی برای این کشور است این نقش پشتیبانی را برعهده نمی گیرد ولی دولت اردوغان با بلندپروازی عجله کرد و اکنون در حال هزینه دادن در مرزهای ملتهب جنوبی خود است.

اما چرا این پشتیبانی ها همچنان ادامه دارد؟ باید بگویم که  دو تحلیل در این زمینه وجود دارد؛ اولین تحلیل این است که حزب عدالت و توسعه به گونه ای خود را قدرتمند می داند که هیچ نگرانی از مرزهای جنوبی و معضل تروریست ها ندارد و در این تصور است که هر لحظه بخواهد می تواند این غائله را خاتمه دهد. تحلیل دیگر نیز حکایت از آن دارد که دولت اردوغان متوجه باختن قافیه شده و کنترل این جریانات از دستش خارج شده است به همین دلیل زمان و هزینه می دهد تا یک موقعیت برای خود بدست آورد و در موقع مناسب خود را از شر عناصر نامطلوبی که در طول مرزهای ترکیه و سوریه قرار گرفته اند نجات دهد. هرچقدر از جریان را به پیش می رویم تحلیل دوم، خود را قوی تر نشان می دهد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۰
مسعود صدرمحمدی