هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترکیه» ثبت شده است

روز گذشته (سه شنبه) شایعه‌ای که چند روزی بود در ترکیه بر سر زبانها افتاده بود، محقق شد و شبکه «قدس تی وی» از ماهواره ترک ست حذف شد.

برخی شایعات که از 2 روز پیش شنیده می‌شد حکایت از آن دارد که دستور این اقدام از سوی کاخ ریاست جمهوری ابلاغ شده و با فرمان نفر اول کشور این کار انجام شده است. بهانه اصلی این عمل نیز حمایت شبکه قدس تی وی از حشد الشعبی در یک ماه اخیر است.

همچنین روز گذشته نیز نیروهای امنیتی ترکیه با مراجعه به دفتر این شبکه، اقدام به پلمپ دفتر آن و مصادره برخی اقلام کرده‌اند.

شبکه قدس تی وی پس از آغاز عملیات موصل سیاست معتدل خاموش کردن فتنه را در پیش گرفت و در عین حال تمام تلاش خود را کرد تا حقیقت صحنه عراق را آشکار کند.

حمایتهای مردمی از حشد الشعبی، قدردانی مردم عراق از مذاهب مختلف از این ارگان، نظارت ارتش عراق بر این نیرو و قانونی بودن آن، مذهبی نبودن جنگ موجود در عراق و حضور شیعه، سنی و مسیحی در این نیرو اصلی‌ترین محورهای خبری قدس تی وی در قبال این موضوع بود؛ اما آنچه مشهود است این که اردوغان حتی تا این حد نیز نتوانست مساله را تحمل کند.

نکته جالب توجه این است که قدس تی وی در مساله سوریه در چند سال اخیر هیچگاه به حمایت بی قید و شرط از بشار اسد نیز نپرداخته و تنها با تکیه بر این نکته که بشار اسد منتخب مردم سوریه است و اکنون در حال مبارزه با تروریسم است به حمایت از دولت مشروع سوریه پرداخته.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۷
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با خبرگزاری آناج تبریز. چون بعضی حرفها هنوز تاریخ مصرفش نگذشته رد اینجا به اشتراک میگذارم.


برای بررسی حملات و انفجارات صورت گرفته در هفته های اخیر، در ترکیه و برخی از بحران های داخلی و خارجی این کشور گفت‌وگویی داشتیم با مسعود صدر محمدی، کارشناس امور بین الملل که به شرح زیر ارائه می گردد:

حفره های اطلاعاتی بعد از کودتای نافرجام 

آناج: تحلیل شما از انفجارات اخیر ترکیه چیست؟

صدرمحمدی: انفجارات و حملات یکی دو هفته گذشته بیش تر به علت ضعف امنیتی و حفره اطلاعاتی ایجاد شده در ساختار امنیتی ترکیه است که از چند سال پیش آغاز شده و بعد از کودتای نافرجام ماه گذشته به اوج خود رسیده است. در این شرایط که دولت ترکیه مشغول پاکسازی در ارگان های نظامی هست گروه های مختلف مخالف دولت، سعی دارند بر دولت ترکیه اعمال فشار کنند و به همین منظور حملات خودشان را در این مناطق افزایش داده اند.

آناج: به نظر شما اصلی ترین دلیل افزایش تحرکات در شرق و جنوب شرق ترکیه چیست؟

صدرمحمدی: برای درگیری های موجود در منطقه کردنشین ترکیه، نمی توان دلیل واحدی را عنوان کرد. درگیری کردها با دولت ترکیه برمی گردد به 4-5 دهه گذشته و از 2 دهه گذشته وجهه فعال تری به خود گرفته است. اعمال فشار دولت در یک سال گذشته باعث افزایش نارضایتی مردم کرد شده است. دولت ترکیه از یک سال گذشته، ارتش، ژاندارمری و نیروهای امنیتی خود را مامور به مبارزه با گروهک کرد پ.ک.ک کرده است و این منطقه هر روزه شاهد درگیری است و منازعه و حمله در این مناطق چیز بدیعی نیست به طوری که در یک سال گذشته بخش های قابل توجهی از جنوب شرق ترکیه عملاً در یک جنگ تمام عیار داخلی به سر می برند. از یکی دو هفته گذشته بار دیگر درگیری‌ها شدت گرفته است و ما شاهد این هستیم که گروهک های مخالف از چند سو اقدام به حملات پی‌درپی می‌کنند و از سوی دیگر هم تغییر رفتار دولت ترکیه در مورد شاخه سوری پ.ک.ک، پ.ی.د نیز بی تاثیر در این امر نبوده است.

آناج: آیا می شود گفت که این گروه های معارض به یک اتحادی در مقابل دولت ترکیه رسیده اند؟

صدرمحمدی: با توجه به تنوع و تعدد تشکیلات های ایدئولوژیکی گروه های تروریسیت فعال در ترکیه چنین تحلیلی شاید درست نباشد. آن ها در حالی که مخالف دولت ترکیه هستند، مخالف همدیگر نیز هستند و در تلاش برای نابودی و پیشی گرفتن از یکدیگر می باشند ولی همگی آن ها هدف واحدی را دنبال می کنند که آن هم تضعیف و فشار بر دولت حاکم ترکیه است و در واقع همین هدف سبب بروز عینیت اهداف در عمل آن ها می شود، چون هرچند به صورت مستقل و جداگانه عمل می کنند ولی در عمل سبب تشدید فشار به دولت ترکیه می شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۱
مسعود صدرمحمدی

یادداشتی که ساعت 5 صبح شب کودتا نوشتم. فقط برای این که یادگاری بماند در این صفحه به اشتراک میگذارم.

...

مسعود صدرمحمدی مدیر سایت ترکی خبرگزاری تسنیم در تحلیلی راجع به کودتای شب گذشته در ترکیه نوشت: با نزدیک شدن به ساعات پایانی شب با وجود آن که هنوز درگیری‌ها در دو شهر بزرگ استانبول و آنکارا تداوم دارد و در سایر شهرهای بزرگ نیز درگیری های پراکنده بین نیروهای کودتاگر و ضد کودتا در گرفته است.  نخست وزیر نیروهای کودتاگر را با آغاز جنگ نیروهای ضد کودتای ارتش علیه آنها تهدید کرده است، با ادامه وضعیت موجود می‌توان احتمال داد که تا ساعات پایانی روز آینده غائله فیصله یابد. در این میان دو تحلیل عمده برای حوادثی که رخ داد وجود دارد که گذر زمان در مورد آنها قضاوت خواهد کرد:

1) این کودتا توسط نیروهای جریان گولن در بدنه ارتش سازماندهی شده است. این کودتا پس از آن رخ داد که هفته گذشته برای اولین بار عملیات‌های امنیتی علیه شاخه نظامی این جریان انجام شد. در دو سال گذشته هیچ هفته‌ای بدون عملیات علیه نیروهای این جریان در ساختار قضایی و اطلاعاتی ترکیه وجود نداشته است و صدها نفر به جرم همکاری با جریانی زیرزمینی در درون دولت دستگیر شده بودند. اما برای نخستین بار در هفته گذشته تعدادی از افسران ارتش تحت بازداشت قرار گرفتند. این عملیات جریان را متوجه جدیت دولت در برخورد با خود کرد و جریان را بر آن داشت تا با پیش چشم گرفتن تمام ریسک‌های پیروزی یا شکست کودتای خود دست به کار شود. در واقع جریان نظامی گولن متوجه شده است که با کودتا یا بدون کودتا در هر حال سرکوب و ریشه کن خواهد شد. بنابراین طی یک اقدام متهورانه دست به کودتای این شب زدند. اگر در نظر داشته باشیم که تا چند روز دیگر شورای عالی نظامی در ستاد کلاً نیروهای مسلح قرار بود که تشکیل شود و در این شورا با توجه به تحرکات هفته گذشته بی شک علیه جریان کشف شده گولن در ارتش تصمیماتی قرار بود که اتخاذ شود.

جریان گولن در ارتش  در شکل یک هسته مخفیانه با نام "کمیته صلح در جهان" در حال مدیریت اوضاع بود که بر اساس نظریه اول در مورد این کودتا توسط این هسته طراحی، مدیریت و اجرا شده است. مشکل اصلی این هسته پایین بودن درجات نظامی این افراد از سطح عالی ژنرالی بود که با توجه به این مساله بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی معتقد بودند که در کوتاه مدت امکان کودتای فراگیر توسط گولنی‌ها در ارتش وجود ندارد و آنها در بدترین حالت می‌توانند خرابکاری انجام دهند. افرادی که این اقدامات را یک کودتای واقعی اما ناموفق – تا این مرحله – می‌دانند اقدام بسیار ماهرانه رسانه‌ای و روانی این گروه را دلیلی بر مدعای خود می‌دانند. تیم کودتا کننده در اولین اقدام تلویزیون دولتی را تسخیر کرده و از این طریق با ایجاد رعب در کشور وارد فاز مدیریت صحنه رد کشور شده است. در ادامه با در دست گرفتن ساختمان‌های مدیریت شبکه‌های خصوصی و پخش ماهواره‌ای شبکه‌های بخش قابل توجهی از کشور ار از مشاهده تلویزون محروم کرده و اینترنت را نیز قطع کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۲۱
مسعود صدرمحمدی
چند ماه پیش در یک همصحبتی با یکی از روزنامه نگاران ترک که از وابستگی هایش با جناح لاییک ترکیه خبر داشتم صحبتمان به مسئله ارسال کمک های نظامی توسط اردوغان به گروه های مسلح تروریستی در سوریه کشید. آن روزها پرونده محاکمه دو خبرنگار ترک به دلیل انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و موشک به گروه های تروریستی بحث روز بود و در جمع های تخصصی و خبری این موضوع روز بود.

آن روزها آن دوست خبرنگار شیوه ارسال توسط دولت ترکیه به گروه های تروریستی سوریه را بسیار پیچیده تر و حرفه ای تر از آن چیزی که بتوان به این راحتی افشا کرد می دانست و معقتد بود هیچ کدام از کشورهای همسایه مانند ایران و روسیه و عراق که مدعی اند اسناد ارسال سلاح توسط ترکیه به گروه های تروریستی را در دست دارند هیچ گاه نخواهند توانست این اسناد را علنا منتشر کنند. او دلیل این مسئله را مدلی که اردوغان برای ارسال سلاح در پیش گرفته است می دانست.

ماموران ارتشی بازنشسته رابط دولت و تروریست ها

ترکیه از ارتباط مستقیم و بلاواسطه در موضوع سلاح با گروه های تروریستی خودداری می کند. یعنی از اینکه ماموران ارتش یا نهادهای امنیتی سلاح و موشک به تروریست ها تحویل دهند سر باز میزنند؛ چرا که در حال و آینده می تواند مشکلات سنگینی به همراه داشته باشد. شیوه ای که در این موضوع کارکرد قابل توجهی دارد استفاده از ماموران ارتشی بازنشسته است که دارای لابی های قدرت در نهادهای دولتی و امنیتی هستند!

دولت ترکیه برخی عناصر معتمد خود از نیروهای ارتشی و امنیتی ریشه دار را به عنوان رابط بین خود و گروه های تروریستی انتخاب کرده است و با وساطت آنان به تروریست ها سلاح می رساند.

این شیوه دو مزیت مهم دارد: اولا در آینده اگر اتفاقی پیش بیاید و اسنادی منتشر شود این نه دولت ترکیه که چند نفر شخص متهم خواهند بود و دولت خواهد توانست حق به جانب بوده و این اشخاص را متهم کند و با محاکمه هر چند صوری آنها مسئله را حل کند.

ثانیا سرویس های امنیتی کشورهای دیگر در پیگیری و افشا گری با مشکل مواجه خواهند شد چرا که با هر افشا گری معلوم خواهد شد که سیستم امنیتی آن کشور در کدام یک از این شاخه ها نفوذ کرده و امکان ردیابی جاسوسان آن سرویس و ریشه کنی آنها به وجود خواهد آمد.


آن روزها این سخنان برای من در حد اطلاعات خام و ادعای غیر موثق اما قابل اعتنایی بیش نبود. اما دیروز روزنامه جمهوریت با انتشار یادداشتی که توجه همه رسانه های ترک را به خود جلب کرد پرده از این سیستم برداشته و فاز جدیدی از افشاگری ها در مورد همکاری های دولت ترکیه با گروه های تروریستی را افشا کرد.

این روزنامه ماه ها پیش هم با انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و مهمات به گروه های تروریستی مستقر در سوریه زلزله رسانه ای در این موضوع ایجاد کرده بود که به محاکمه و زندانی شدن خبرنگاران و سردبیر آن انجامید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۸
مسعود صدرمحمدی
این یادداشت یک هفته پس از کودتای ترکیه نوشته شد. آن روزها هر روز تقریبا یک یادداشت مینوشتم به اضافه خبرهای مختلف. 
یادداشت های شب کودتایم چه در رسانه های ایرانی و چه در رسانه های عربی با استقبال خوبی مواجه شد.
در این یادداشت سعی کردم به دوره طولانی مدت پس از کودتا بپردازم.
...

جمعه گذشته تاریخی ترین جمعه تاریخ معاصر ترکیه شد و تا چند دهه آینده در تاریخ این کشور خواهد ماند.

آنچه همه مشاهده کردند این بود که ارتش ترکیه و یا گروهی از ارتشیان ترکیه با استناد به قانون صیانت از مبانی جمهوریت و انقلاب آتاتورک دست به کودتا زدند. این کودتا به رغم درگیری هایی که در ساعات اولیه کودتا در گرفت و نیز پیشرفت هایی که توجه همه را جلب کرد و حتی منجر به خوانده شدن بیانیه کودتاگران از شبکه ملی این کشور شد با طلوع آفتاب روز بعد شکست خورد.

شکست زودهنگام این کودتا و حضور قدرتمند اردوغان در صحنه چنان مشاهده گران را تحت تاثیر خود قرار داد که در داخل ایران بسیاری از افراد به سمت نظریه ساختگی بودن سوق پیدا کردند. نظریه ای که ساده ترین نظریه برای فهم قضیه بود. کل این نظریه در یک جمله خلاصه می شد: اردوغان در پی یافتن بهانه ای برای سرکوب وسیع مخالفان دست به یک کودتای ساختگی و از پیش شکسته خورده زده است، یعنی پیش از آن که بازی شروع شود اردوغان پیروز میدان است.

اما پس از گذشت یک هفته از کودتای نافرجام به قطع و یقین می توان ادعا کرد که این کودتا کودتایی فراگیر و جدی برای برانداختن اردوغان و در دست گرفتن قدرت توسط ارتش با امارت این جریان در درون ارتش بوده است.

سومین کودتا علیه اردوغان

این کودتا در واقع سومین کودتای جریان گولن در 3 سال گذشته علیه اردوغان بود. کودتای اول کودتای نرم و رنگی پارک گزی بود که جریان گولن توانست حتی مخالفان خود را هم خصوصا لاییک ها و چپ ها را در آن به بازی بگیرد. این کودتا با همراهی بنیادهای آمریکایی همراه بود و جبهه آمریکایی تمام توان خود را برای فشار آوردن به اردوغان بکار برد. علت اصلی شکست این کودتا عدم یکنواختی اهداف جریان گولن و لابی های قدرت آمریکایی در ترکیه بود. جریان گولن هدف بر زمین زدن اردوغان را در پیش چشم گرفته بود اما جریان آمریکا تنها هدفش فشار آوردن و همراه کردن اردوغان با خود بود. چرا که آن روزها منطقه در برهه ای به سر می برد که حذف اردوغان در معادلات منطقه عربی نتایج ناخرسند کننده ای را به همراه داشت. در این کودتا اردوغان که در سفر خارج از کشور بود به سرعت خود را به ترکیه رساند و با کشاندن مردم به خیابان ها و مانور قدرت کودتای رنگی را که برای هفته ها ثبات کشور را دستخوش ناآرامی کرده بود از میان برداشت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۶
مسعود صدرمحمدی

 چند وقتی است که در ایران یک ائتلاف ملی در لجن مالی کردن #اردوغان ایجاد شده است. همه از چپ ترین ها تا راست ترین ها از سکولارترین ها تا بنیادگراترین ها همگی در یک مورد به ائتلاف رسیده اند آن هم بد بودن اردوغان است. بگذریم از این که در این میان فی قلوبهم مرض هایی هستند که مساله را از اردوغان به فحش دادن به اهل سنت، بعضی ها به فحش دادن به عثمانی ها و بعضی ها هم به فحش دادن به ترکیه تبدیل می کنند. اما در کل در چشم همه الان اردوغان یک دیکتاتور احمق نفهم است که افتاده به غلط کردم گفتن.
من خودم در این چند روز چندین یادداشت و چندین مصاحبه برای فهم شرایط موجود ترکیه انجام دادم و کلیت حرفم هم همین بود که اردوغان یک اشتباه محاسباتی انجام داد و اکنون سزای این اشتباه را می پردازد. (اردوغان فکر میکرد در بدترین حالت مساله #سوریه 6 ماهه حل خواهد شد و برای همین تمام آبرو و حیثیت کشورداری و سیاسی خود را در این قمار روی میز گذاشت و البته باخت.)
اما واقعا مشکل ما با ترکیه در 13 سال گذشته که دوره انکشاف و شکوفایی این کشور در همه عرصه ها است در مساله سوریه بوده است؟ آیا اگر مساله سوریه پیش نمی آمد ما با اردوغان و دولت ترکیه در وضعیت گل و بلبل به سر میبردیم؟
زمانی که به افت و خیزهای روابط سیاسی دو کشور در بازه زمانی مذکور توجه میکنیم متوجه میشویم که مساله سوریه تبدیل به یک بحران روزمره شد که بحران های دیپلماتیک عمیق مبنایی ای که بین دو کشور در حال ایجاد بود را تحت تاثیر قرار داده آنها را مغفول گذاشت. یعنی اگر حتی مساله سوریه هم پیش نیامده بود ما با ترکیه درگیر میشدیم. درگیری ای که عمیق تر نیز بود و احتمال شکست ما در آن قوی تر بود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۸
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در شماره دوم ماهنامه بهمن آذربایجان منتشر شد و مورد توجه دوستان و مخاطبان قرار گرفت.

....

ماه گذشته ترکیه شاهد برگزاری یکی از تاریخی ترین انتخابات های مجلس خود بود. نتیجه این انتخابات دو صفحه کاملا متفاوت را در برابر تاریخ سیاسی ترکیه می گشود. اگر در این انتخابات حزب عدالت و توسعه می توانست اکثریت نصف به اضافه یک نفر را کسب کند در این صورت برای یک دوره دیگر یکه تاز میدان سیاست ترکیه می شد و مطالبات سیاسی خود را که نتیجه ای جز تحولات بسیار عمیق سیاسی در ترکیه در پی نداشت را محقق می کرد و در غیر این صورت اولا حزب باید اعتراف به یک شکست می کرد و تن به تشکیل دولتی ائتلافی یا انتخابات زودهنگام و یا دولتی اقلیتی می داد. – اکنون که این مطلب نوشته می شود مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی در حال انجام است.-

انتخابات برگزار شد و حزب عدالت و توسعه با وجود آن که باز هم تعداد بالایی از کرسی های مجلس را به دست آورد اما در عین حال شکست خورده انتخابات نیز محسوب شد و مسئولان رده بالای حزبی مجبور شدند تا جمله «پیام ملت را دریافت کردیم» را بر زبان بیاوردند.

این انتخابات و احتمالات پیش رو و نیز تاثیراتی که این احتمالات می تواند بر شرایط ترکیه و منطقه داشته باشد چنان هیاهوی رسانه ای را در پی داشت که خبری بسیار مهم در این میان گم شد و آن هم تحلیل حزب عدالت و تسعه از علت شکست خود بود!

پس از معلوم شدن نتایج و «شنیده شدن پیام ملت» شورای مرکزی حزب به تشکیلات های حزبی ذی ربط دستور داد تا تحلیل های لازم در مورد علل افت محبوبیت این حزب در انتخابات اخیر را تشریح کنند. ما به عنوان یک مخاطب خارجی قطعا مسئله سیاست های اشتباه این حزب در قبال سوریه را اولین علت خواهیم دانست و یا اگر کمی با مسائل داخلی ترکیه آشنایی داشته باشیم فساد اقتصادی و اداری حاصل از 12 سال حکومت یک تنه این حزب را عنوان خواهیم کرد. اما در گزارشی که به شورای مرکزی حزب ارائه شده بود اگر چه می شد این دو عنوان را نیز دید اما اصلی ترین علت شکست «عدم توجه به مسائل و نیازهای روزمره مردم و غفلت از پروژه های محلی و بومی برای رفع مشکلات مردم» عنوان شده بود. یکی از دیگر از علت ها نیز «عدم تفهیم دقیق برنامه هایی که در ذهن رهبران حزب بود به مردم» بیان شده بود.

از آن جایی که نگاه غالب در کشور ما به ترکیه بر اساس تاثیراتی است که رسانه های مادر جهان ارائه میدهند به صورت طبیعی این خبر از دید مخاطب ایرانی و حتی تحلیل گران ایرانی کنار ماند، در حالی که برای همه جریان های سیاسی و اجتماعی در داخل کشور می توانست درس و عبرتی بزرگ تلقی شود.

برای فهم عمق پیامی که حزب عدالت و توسعه از این انتخابات دریافت کرده است بهتر است اگرچه به اندازه چند سطر با سابقه این حزب آشنا شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۹
مسعود صدرمحمدی

چند وقت پیش پس از اعلام نتایج انتخابات ترکیه این مطلب را در صفحه فیس بوک خود منتشر کردم. امروز در حالی که داشتم لیست پرخواننده ترین مطالبسایت تبریز بیدار را بررسی میکردم متوجه نشر این مطلب شدم.

...


به گزارش تبریز بیدار مسعود صدر محمدی در صفحه اجتماعی خود نوشت:


دو ماه پیش این جملات را نوشته بودم: «در این جا می خواهم خواننده را به خواندن نظری که شاید او را از خواندن ادامه این مطلب منصرف کند دعوت کنم و آن هم این که: کم کم باید ترکیه بدون اردوغان را نیز تصور کنیم!
این جمله را در حالی می نویسم که می دانم تا سه ماه دیگر انتخابات عمومی در ترکیه برگزار خواهد شد و تقریبا برای همه و البته من مسجل است که حزب عدالت و توسعه برنده این انتخابات خواهد بود. به جهت میدانی و وضعیت عمومی این نکته کاملا درست است و بی شک اردوغانیون غالب انتخابات آینده ترکیه هستند اما مساله این جاست که به جهت استراتژیک به مرحله ای از بازی رسیده ایم که اردوغان باید قیمت دامادی اش را بپردازد و این قیمت چیزی جز خود عروس نیست!»آن زمان این نظرم باعث اعتراض دوستان ایرانی و ترکیه ایم شد و مرا به تندروی و شاذ گویی متهم کردند، اما خب! من تقریبا مطمئن بودم که اردوغان بر اساس قانون بازی سیاست دنیا و مرحله ای که در آن هستیم باید سیر رو به نزول خود را آغاز کند. البته آنچه که من در ذهن داشتم پروسه ای ۳ ساله بود که پس از انتخابات آغاز میشد. در پیش بینی من پس از انتخابات مثلث قندیل- HDP- اربیل آغاز به فعالیت می کرد، در این میان شاخه آمریکایی ارتش ترکیه فعال میشد و بسته به سیر حوادث عراق و سوریه معادله تا پایان کار اردوغان ادامه می یافت. اگر آن روز از من می پرسیدند که خب! پس از اردوغان چه کسی خواهد آمد؟ هیچ پاسخی نداشتم. اما امروز انتخابات کل مساله را تقریبا آشکار کرده است. و نشان می دهد که سناریوی نوشته شده بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که فکرش را می کنیم.
آمریکا تصمیم گرفته است عنصر کُردی را وارد حکومت کند و از این طریق راه را برای تحقق پروژه خاورمیانه بزرگش پیش ببرد. در واقع آمریکا نقش جدیدی برای کُردها د رعراق و ترکیه در نظر گرفته است. نقشی متفاوت با آنچه پیش از این بود. نقش جدید نقش روشنفکری و صلح طلبی است. این یعنی این که آمریکا تقریبا به تشکیل دولت کُردی در منطقه مطمئن شده است و سعی دارد تا از اکنون اقدامات لازم برای وجهه سازی برای کردها را آغاز کند. نخستین پیش نمایش این تئوری در مساله بمب گذاری میتینگ انتخاباتی HDP در دیاربکر بود که با واکنش عجیب طرفداران این حزب روبرو شد. کسانی که تا دیروز بر سر یک مساله کوچک سلاح به دست کمتر از ۳-۴ کشته نمی دادند امروز گل به دست گرفته به محل حادثه رفتند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۵
مسعود صدرمحمدی

متن زیر مصاحبه ای است که با سایت خبری تحلیلی تبریز بیدار انجام دادم و پس از انتشار در آن سایت در سایت های دیگر نیز باز نشر داده شد. دوستان تحریریه سایت با افزوده هایی این مصاحبه را تبدیل به یک گزارش کرده اند.


....

به گزارش تبریز بیدار، یکی از مجموعه‌های نهادی دوران مدرن شکل گیری تدریجی دولت- ملت (یا دولت ملی) در اروپای قرن ۱۹ و در سایر مناطق جهان در قرن بیستم است. روند پرفراز و نشیب شکل گیری دولت ملی با بحران‌های گوناگون روبه رو بوده و هست. یکی از این بحران‌ها چگونگی رویارویی دولت ملی با ناسیونالیسم قومی است.

دولت‌ها در دوران مدرن، که معمولاً مردمانشان از اقوام گوناگونی تشکیل شده‌اند، ناگزیرند برای ایجاد انسجام و یکپارچگی مردم تحت امرشان، بر اعتقاد به ملت یا ناسیونالیسم ملی تبلیغ و تاکید کنند. متقابلاً اقوامی که احساس نزدیکی با ناسیونالیسم ملی و رسمی ندارند بر ناسیونالیسم قومی (یعنی اعتقاد به اصالت یک قوم که از داشتن دولت محروم است) اصرار می‌کنند و دست به مقاومت می‌زنند. اگر چنانچه برای محذوفان قومی شرایط فراهم شود در قالب جنبش‌ها و ناسیونالیسم قومی در برابر دولت ملی صف بندی می‌کنند؛ اما این مدل در روسیه به لحاط مطالعات و مردم و قوم‌شناسی حاکمان روسیه به سختی توانست جایگاه عینی و ملموس خود را همچنان که در اروپا رخ داد، بیابد.


در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد
پادشاهی روس‌ها در اوایل قرن ۱۵ در مسکو شکل گرفت. به تدریج نفوذ پادشاهی از چهار طرف در طول چهار قرن گسترش یافت (خصوصاً بعد از سقوط قازان خان (۱۵۵۲) و استراخان (۱۵۵۶) در منطقه بزرگ ولگا). اوج گسترش نفوذ و سلطه تزارها در قرن ۱۹ بود، به طوری که در آغاز قرن ۱۸ جمعیت روسیه چهل میلیون و در پایان قرن ۱۹ صدوسی میلیون نفر شد که در میان آن‌ها بیش از دویست گروه قومی وجود داشت. در سرشماری ۱۹۲۹ دویست گروه قومی تشخیص داده شد. اما در سال ۱۹۳۹ به خاطر گروه‌های قومی کوچک در گروه‌های بزرگ تر و تغییر در معیارهای انسان شناسی (در هنگام تشخیص گروه‌های قومی)، تعداد گروه‌های قومی تقلیل یافت. تا اینکه در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۴
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت را چند ماه پیش ترجمه و منتشر کردم. تا کنون در چندین سایت و مجله منتشر شده است.

...


مذهبی و دینی ای هستند که از سوی امپریالزیم با هدف تامین منافع خود ایجاد شده و مبارزه با حملاتی که علیه آنها انجام می شود هستند. دشمنان ملل منطقه با حیله ها و فتنه هایی که حتی شیطان را نیز به حسادت وا­ می­دارد در حال خونریزی در منطقه هستند.
‌ ‌
بزرگترین سبب و علت خونریزی های موجود در منطقه را می توان در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکایی خلاصه کرد. طرح پروژه خاورمیانه بزرگ که از سوی چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جرج دبیلیو بوش علنی شد منطقه ای جغرافیایی را که شامل گستره ای که مرزهای شرقی آن را دشت های کاراکوروم در شمال پاکستان، مرزهای غربی آن را سواحل آتلانتیکی مغرب، مرزهای شمال آن را سواحل دریای سیاه ترکیه و سواحل جنوبی آن را سواحل یمن و عدن تشکیل میدهد. بر اساس این طرح که در ظاهر برای به ارمغان آوردن دموکراسی برای این منطقه جغرافیایی است تفاوت های موجود در منطقه تبدیل به اختلافات بین اهالی شده و با استفاده از آنها فضای تجزیه طلبی در منطقه تشدید شده و در نهایت دولت های کوچک شکل خواهد گرفت. از نتایج این طرح می توان به کردستان بزرگ اشاره کرد که در واقع از الحاق بخشی هایی از خاک ایران، عراق، ترکیه و سوریه ایجاد خواهد شد و در حقیقت اسرائیل دوم در منطقه خواهد بود. بر اساس این طرح بود که امپریالیزم این بار با بهانه به ارمغان آوردن دموکراسی منطقه را مورد حمله خود قرار داد و در نتیجه فتنه و فسادی که این حمله در پی داشت همچنان شاهد برادرکشی در میان ملل منطقه هستیم.
‌ ‌
در این میان رسالتی که متوجه ماست پاسخ دادن به این سوال است که آیا ما در برابر این پروژه خونین سکوت اختیار خواهیم کرد و با بستن چشم هایمان به آنچه که اتفاق می افتد سرنوشتی که از سوی دیگران برایمان نگاشته یم شود را قبول خواهیم کرد و یا با نه گفتن به این فرآیند به سوی صلح و اتحاد بیشتر در برابر قوای امپریالزیم خواهیم پرداخت.
‌ ‌
کاری که باید انجام دهیم کاملا آشکار و روشن است: اتحاد، صلح و برادری در برابر امپریالیزم و صهیونیزم.
‌ ‌
تاریخ امروز مبارزه در برابر نیروهای امپریالیستی را که از عناصر جنگ روانی به خوبی بهره برداری می نند را بر عهده ما گذشاته است. نبرد مشترک و شانه به شانه این امکان را فراهم خواهد آورد که از وابستگی به عناصر امپریالیزم رها شویم و حیاتی سربلند و در صلح را تجربه کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۵
مسعود صدرمحمدی