هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روسیه» ثبت شده است

این مقاله ابتدا در ماهنامه «صبح تبریز» منتشر شد و سپس در خبرگزاری تسنیم هم منتشر شد. در این مقاله به معرفی کتابی مهم در مورد تاریخ مشروطه پرداخته ام.

....

"بازی بزرگ" اصطلاحی است که به رقابت استعماری انگلیس و روسیه بر سر ایران در آغاز قرن بیستم اطلاق می شود. این بازی از دوره ای که پطر کبیر و در دوره پس از او ملکه کاترین  دست به کشور گشایی به سوی همسایه جنوبی خود آغاز کردند و از سوی دیگر انگلیس برای در امان ماندن از چنگال و شهوت خرس شمالی از همسایه شمالی هندوستان به عنوان سنگر استفاده کرد آغاز شده بود اما در اوایل قرن بیستم متعین و غیرقابل چشم پوشی شد. در این میان ایران تبدیل به کشوری شد که اگر توانمند و صاحب جلال بود از دو سو می توانست بهره بردار باشد و اگر ضعیف و صاحب ملال چیزی جز توانفرسایی و نابودی برای ایران وجود نداشت. به این ترتیب هر دو طرف آغاز به دخالت در امور سیاسی ایران کردند به طوری که دیگر با آغاز رسمی بازی بزرگ ورق سیاست ایران در دست یکی از این قماربازان بود و این بازی جز با مرگ یکی از طرفین پایان نپذیرفت.

به این ترتیب اگر ادعا کنیم که فهم تاریخ ایران جز با مطالعه و مداقه در اسناد دو طرف و جز با فهم منطق حاکم بر رفتارهای طرفین نمی تواند فرا دست آید ادعای گزافه ای نکرده ایم. چرا که منطق طرفین بازی و رفتارهای آنان به شدت وضعیت صحنه سیاست، اجتماع، اقتصاد و خلاصه تمام شئون میدان بازی را که ایران نازنین بود مشخص می کرد.

با توجه به آز و دلسپردگی و سرسپردگی ای که در اصحاب قلم و دیوان ایران از همان آغازین دوره های مراودات ایران و اروپا نسبت به اروپای غربی که می توان آن را به اجمال مرض لندن زدگی در تاریخ ایران نامید وجود داشته است آرشیوها، نوشتجات، تحلیل ها و نوع نگاه سیاستمداران، نویسندگان و صاحب فکران اروپای غربی همواره مد نظر قرار گرفته و تا حد قابل توجهی مورد مطالعه واقع شده است. اما در مورد بازیگر دیگر بازی بزرگ مساله کاملا متفاوت و یا بالعکس بوده است. هیچ گاه توجهی جدی نسبت به آرشیوها، اسناد و حتی کتابها و پژوهش های مرتبط با ایران این خطه از سوی ما وجود نداشته است در حالی که این کشور تا همین 30 سال پیش یکی از تاثیرگذارترین کشورها در تمام ساحات ایران بوده است.

شاید به اجمال دوره های قابل مطالعه را به : دوره پیش از جنگ های ایران و روس؛ دوره جنگ های ایران و روس؛ از پایان جنگ تا ابتدای مشروطه؛ مشروطه (استبداد صغیر و کبیر)؛ پایان قاجاریه؛ برآمدن پهلوی تا پایان رضاخان؛ آغاز دوره محمد رضا تا سقوط پیشه وری و یا اعلام ممنوعیت حزب توده و نهایتا از آن تاریخ تا وقوع انقلاب اسلامی تقسیم بندی کرد و برای هر کدام از این دوره های تاریخی سرفصل های مختص به خود که هر کدام برگ و فصلی مهم از تاریخ ملت و سرزمین ایران است در نظر گرفت. (علل عدم توجه به جهان روسی در ایران خود موضوع جستاری مجزا است که باید به صورت آسیب شناختی مورد بررسی قرار گیرد.)


باری دوره مشروطه به عنوان فصلی فوق العاده از تاریخ ایران از دوره هایی است که عناصر روسی و عناصر ایرانی وابسته به روس تاثیری عمیق و غیر قابل چشم پوشی در آن داشته اند و دفتری علیحده برای مطالعه خود اختصاص میدهند. بنابراین برای فهم حقیقت تاریخ مشروطه ایران لاجرم باید رجوع و استناد به منابع دست اول و حتی پژوهش های درجه دو مبتنی بر این اسناد را در پیشدید قرار داد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۷
مسعود صدرمحمدی

متن زیر مصاحبه ای است که با سایت خبری تحلیلی تبریز بیدار انجام دادم و پس از انتشار در آن سایت در سایت های دیگر نیز باز نشر داده شد. دوستان تحریریه سایت با افزوده هایی این مصاحبه را تبدیل به یک گزارش کرده اند.


....

به گزارش تبریز بیدار، یکی از مجموعه‌های نهادی دوران مدرن شکل گیری تدریجی دولت- ملت (یا دولت ملی) در اروپای قرن ۱۹ و در سایر مناطق جهان در قرن بیستم است. روند پرفراز و نشیب شکل گیری دولت ملی با بحران‌های گوناگون روبه رو بوده و هست. یکی از این بحران‌ها چگونگی رویارویی دولت ملی با ناسیونالیسم قومی است.

دولت‌ها در دوران مدرن، که معمولاً مردمانشان از اقوام گوناگونی تشکیل شده‌اند، ناگزیرند برای ایجاد انسجام و یکپارچگی مردم تحت امرشان، بر اعتقاد به ملت یا ناسیونالیسم ملی تبلیغ و تاکید کنند. متقابلاً اقوامی که احساس نزدیکی با ناسیونالیسم ملی و رسمی ندارند بر ناسیونالیسم قومی (یعنی اعتقاد به اصالت یک قوم که از داشتن دولت محروم است) اصرار می‌کنند و دست به مقاومت می‌زنند. اگر چنانچه برای محذوفان قومی شرایط فراهم شود در قالب جنبش‌ها و ناسیونالیسم قومی در برابر دولت ملی صف بندی می‌کنند؛ اما این مدل در روسیه به لحاط مطالعات و مردم و قوم‌شناسی حاکمان روسیه به سختی توانست جایگاه عینی و ملموس خود را همچنان که در اروپا رخ داد، بیابد.


در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد
پادشاهی روس‌ها در اوایل قرن ۱۵ در مسکو شکل گرفت. به تدریج نفوذ پادشاهی از چهار طرف در طول چهار قرن گسترش یافت (خصوصاً بعد از سقوط قازان خان (۱۵۵۲) و استراخان (۱۵۵۶) در منطقه بزرگ ولگا). اوج گسترش نفوذ و سلطه تزارها در قرن ۱۹ بود، به طوری که در آغاز قرن ۱۸ جمعیت روسیه چهل میلیون و در پایان قرن ۱۹ صدوسی میلیون نفر شد که در میان آن‌ها بیش از دویست گروه قومی وجود داشت. در سرشماری ۱۹۲۹ دویست گروه قومی تشخیص داده شد. اما در سال ۱۹۳۹ به خاطر گروه‌های قومی کوچک در گروه‌های بزرگ تر و تغییر در معیارهای انسان شناسی (در هنگام تشخیص گروه‌های قومی)، تعداد گروه‌های قومی تقلیل یافت. تا اینکه در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۴
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به دعوت دوستان تحریریه سایت تبریز بیدار در دفتر آن پایگاه خبری برگزار شد. مناسبت انجام این مصاحبه بر سر توافق اخیر اقتصادی و گازی ترکیه و روسیه بود که بحث به بررسی کنشگران موجود در سیاست داخلی ترکیه، جریان گولن، آینده اردوغان و نقش ایران در این معادلات رسید.


با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید اگر موافق باشید در ابتدا نگاهی به وضعیت تاریخی ترکیه داشته باشیم بسیاری می گویند اردوغان و حزب متبوع او در صدد احیای خلافت عثمانی هستند؟

 

طبعا طیف اسلام گرایان ترکیه به صورت تاریخی نمی توانند از میراث 600 ساله حکومت عثمانی چشم بپوشند حتی این حس توجه به میراث عثمانی را در شخصی مانند مصطفی کمال پاشا هم شاهد بودیم. کمال پاشا در مقطعی از حکومتش پیشنهاد تشکیل کنفدراسیون بین ترکیه و عراق و سوریه را داد که البته به دلیل حضور استعماری فرانسه و انگلیس محقق نشد. ریشه این توجه به میراث عثمانی نیز شرافت و سماحتی است که برای افراد معاصر در پی دارد. با برآمدن حزب عدالت و توسعه در سپهر سیاسی ترکیه، این کشور از سوی اروپا و آمریکا ماموریتی بر عهده گرفت تا در مقابل مدل جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل مطلوب حکومت داری برای سایر کشورهای اسلامی معرفی شود. برای تحقق این ماموریت بایستی شاهد شکوفایی اقتصادی،تحرک دیپلماتیک و ارتقا تمام شاخص های کشورداری در ترکیه می بودیم و با توجه به همین نکته بود که شاهد یک موج انباشت سرمایه گذاری در اقتصاد ترکیه توسط اعراب و فعال شدن در صحنه بین الملل و منطقه ای همچون پرونده هسته ای ایران بوده ایم.

تا مقطع بیداری اسلامی این سیاست منطقه ای و بین الملل ترکیه تقابلی با سیاست های جمهوری اسلامی نداشت. اما پس از وقوع بیداری اسلامی، دولت این کشور به این نتیجه رسید که به هر حال این خیزش ها رخ داده و باید با جایگزین کردن بهترین گزینه ها به جای حکومت های فرو افتاده عربی در آِنده سیاسی منطقه سهم لازم را داشته باشند. اما سوال اساسی این بود که این گزینه چه کسی می تواند باشد؟ دولتمردان ترک به این تصمیم رسیدند که تنها اخوان المسلمین به دلیل دارا بودن ساختار سازمانی و وسعت عمل و ریشه دار بودن توان تصاحب انقلاب ها را دارد. پیروزی افرادی با پشتوانه اخوانی در تونس و سپس مصر ظاهرا این سیاست را تایید کرد. در سوریه نیز پیش بینی ترکیه این بود که در بدترین حالت حداکثر تا 6 ماه حکومت اسد برخواهد افتاد و باز این طیف اخوان المسلمین است که پیروز صحنه سیاسی این کشور خواهد بود. در واقع ترکیه به این طرح رسیده بود که با مهر چینی افراد متمایل به خود در کشورهای منطقه میدان سیاست و عمل خود را بسیار گسترده خواهد کرد.

 

در مورد نقش ترکیه را در بروز جنگ سوریه بیشتر توضیح دهید.

 

دولتمردان ترک به این نتیجه رسیدند که بشار اسد سقوط خواهد کرد و بنابراین سعی کردند تا با ایفای نقش در حکومتی که برخواهد آمد به سهم خواهی سیاسی در صحنه سیاست سوریه بپردازند. با توجه به این فکر که درگیری ها کوتاه مدت خواهد بود ترکیه تمام قوای خود یا در واقع تمام کارت هایی که در دست داشت را بر روی میز گذاشت. و تامین مالی و نظامی جنگجویان تروریست در سوریه به عهده ترکیه قرار داده شد؛ اما مانند همیشه تاریخ اگرچه آغاز جنگ ها را می شود احتمال داد اما پایان جنگ مساله ای است که به این راحتی ها تمام شدنی نیست و دیدیم که بحران سوریه نیز اکنون وارد چهارمین سال خود می شود. شما می بینید کشور عربی اردن علی رغم مرز طولانی با سوریه با پی بردن به این نکته که سقوط بشار اسد در 6 ماه محال است و جولان تروریسم در سوریه تهدیدی برای این کشور است این نقش پشتیبانی را برعهده نمی گیرد ولی دولت اردوغان با بلندپروازی عجله کرد و اکنون در حال هزینه دادن در مرزهای ملتهب جنوبی خود است.

اما چرا این پشتیبانی ها همچنان ادامه دارد؟ باید بگویم که  دو تحلیل در این زمینه وجود دارد؛ اولین تحلیل این است که حزب عدالت و توسعه به گونه ای خود را قدرتمند می داند که هیچ نگرانی از مرزهای جنوبی و معضل تروریست ها ندارد و در این تصور است که هر لحظه بخواهد می تواند این غائله را خاتمه دهد. تحلیل دیگر نیز حکایت از آن دارد که دولت اردوغان متوجه باختن قافیه شده و کنترل این جریانات از دستش خارج شده است به همین دلیل زمان و هزینه می دهد تا یک موقعیت برای خود بدست آورد و در موقع مناسب خود را از شر عناصر نامطلوبی که در طول مرزهای ترکیه و سوریه قرار گرفته اند نجات دهد. هرچقدر از جریان را به پیش می رویم تحلیل دوم، خود را قوی تر نشان می دهد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۰
مسعود صدرمحمدی

یادداشتی در ضرورت مطالعات جهان اسلام در مناطق غیرعربی که در سایت تبریز بیدار منتشر شد.

........................................................................................

پس از پایان دوران دفاع مقدس و آغاز جدی فعالیت های فرهنگی در میان نیورهای فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی گروهی کوچک از این نیروها پای در میدان مطالعات و فعالی های بین المللی گذاشتند. با توجه به اولویتی که این نیروها برای فعالیت ها و مطالعات در عرصه جهان اسلام قایل بودند این گروه با عنوان غیر رسمی «بچه های جهان اسلامی» مشهور شدند. اکنون پس از گذشت بیش از 20 سال از فعالیت و مطالعه این نیروها و پای به میدان گذاشتن نیروهای تازه نفس می توان به مطالعه انتقادی و جزئی نگرانه این فعالیت ها پرداخت. این نگاه انتقادی را به طور عمده می توان در دو حوزه کیفیت شناخت و جغرافیای شناخت پی گرفت. در نوشتار پیش رو تنها به حوزه دوم یعنی جغرافیای مطالعات «بچه های جهان اسلامی» خواهیم پرداخت و با اشاره به تحولات مناطق پیرامونی کشور به اولویتی مطالعاتی پیشنهاد خواهد شد.

 

توجه در آثار منتشر شده و نیز اقدامات انجام یافته توسط فعالان جهان اسلامی می تواند انسان را به این نتیجه هدایت کند که این فعالیت ها به شدت دچار عربی زدگی است. در واقع تبادر ذهنی فعالان از جهان اسلام جهان عرب بوده است. این عربی زدگی تا به حدی است که فعالان و کارشناسان انگشت شمار سایر نواحی جهان اسلام خود را در اکثر مواقع در شمار کارشناسان جهان اسلام ندانسته و در ردیف کارشناسان و مطلعان اروپا و آمریکا دانسته اند. (البته باید فعالیت های مقطعی در مورد بوسنی را که تحت تاثیر جنگ بوسنی ایجاد شده بود و توانست تنها شمار انگشت شماری از فعالان عرصه جهان اسلام را به خود جذب کند را می توان مستثنی دانست.)

 

در ریشه شناسی این وضعیت می توان به تاسی از اروپایی ها و یا تحت تاثیر آنها قرار گرفتن در ترادف جهان اسلام و جهان عربی اشاره کرد. البته در این که کانون های تاثیر گذار جهان اسلام و عموما کل جهان امروز در منطقه عربی واقع شده اند سخنی گزاف نیست اما غفلت از تحولات در مناطق پیرامونی غیر عربی کشور و عدم توجه به فاکتور اسلامیت در این مناطق کاملا مشهود است.

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۱۵
مسعود صدرمحمدی

ادامه پرونده گولن

...

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، جریان فتح الله گولن از نفوذ قابل توجهی در قفقاز و آسیای میانه برخوردار است. پس از حوادث اخیر ترکیه جمهوری‌های مسلمان جماهیر سابق شوروی که پیش از این با روی باز پذیرای جریان گولن بودند اکنون با سوءظن به این جریان نگاه می‌کنند. در گفت‌وگویی که در زیر می‌آید این موضوعات با کنعان روشن اوغلو، روزنامه نگار و پژوهشگر جمهوری آذربایجان به مذاکره گذاشته شده است.

*تسنیم: به نظر شما جمهوری آذربایجان و آسیای میانه به چه علتی برای جریان گولن اهمیت پیدا کرده است. چرا آن‌ها حجم قابل توجهی از توان و فعالیت‌های خود را متوجه این منطقه کرده‌اند؟

جریان گولن و یا اگر از عبارت خودشان استفاده کنیم «حرکت خدمت» اگر چه در ترکیه ایجاد شد اما دوره اصلی گسترش آن مربوط به دوران فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی بود. با از بین رفتن این اتحادیه 15 جمهوری تشکیل شدند که از این تعداد 6 جمهوری مسلمان بود و علاوه بر آن در خود روسیه هم جمعیت قابل توجهی از مسلمانان زندگی می‌کردند که این مسلمانان به لحاظ زبانی ترک زبان شناخته می‌شوند. با در نظر گرفتن ملاحظات دینی و ملی طبیعی بود که ترکیه به راحتی توان نفوذ در این مناطق را داشته باشد. چرا که با از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی حس ملی‌گرایی در این کشورها به شدت رشد کرده بود و از سوی دیگر این جمهوری‌های کوچک نیازمند حامیان خارجی بودند. در چنین شرایطی این کشورها رو به سوی دولت‌های مسلمان و ترک کردند.

در این دوره زمانی بنا به ادعاهایی با همکاری و حمایت ایالات متحده جریان گولن توانست که برای حضور خود در این مناطق زمینه پیدا کرده و حاضر شود. زمان بسیاری طول نکشید که این جریان در جمهوری‌های مسلمان تازه تاسیس شوروی دارای مدارس، موسسات آموزش آزاد، خوابگاه‌های دانشجویی، روزنامه، شبکه تلویزیونی و تعداد قابل توجهی شرکت‌های تجاری شد.

کنعان روشن اوغلو

در سال‌های پایانی دهه 90 و سال‌های آغازین قرن حاضر جریان فتح الله گولن توانست 10ها مدرسه برای خود در این کشورها داشته باشد. از جمله بر اساس تحقیقاتی که انجام شده می‌توان به 28 مدرسه در قزاقستان، 24 مدرسه در استان‌های مختلف فدراسیون روسیه، 18 مدرسه در ازبکستان، 15 مدرسه در ترکمنستان، 14 مدرسه در جمهوری آذربایجان و 11 مدرسه در قرقیزستان اشاره کرد. علاوه بر این کشورها می‌توان به 4 مدرسه این جریان در آلبانی و مغولستان، 5 مدرسه در اوکراین و رومانی، 2 مدرسه در مولداوی و یک مدرسه در عراق، افغانستان، گرجستان، پاکستان، بنگلادش، مقدونیه، مجارستان، لیبی، آفریقای جنوبی، سودان، اندونزی، تایلند و تایلند اشاره کرد.

بر اساس برخی اطلاعات گولن برای راه‌اندازی این مدارس در کشورهای مختلف از حمایت کشورهای غربی برخوردار بوده است و بر اساس گزارش‌های منتشر شده در خود ترکیه این مدارس علاوه بر انجام فعالیت‌های آموزشی، فعالیت‌های دینی برای جذب طرفداران به جریان و نیز کشف موقعیت‌های جدید اقتصادی فعالیت داشته است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۱۱:۳۲
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت برای بررسی تاثیر تحولات اوکراین در جمهوری آذربایجان نوشته شد. گذشت روزها نشان داد که احتمال های داده شده در یادداشت دقیق بوده است.

....

«حالا حالا ها باید منتظر بمانیم. وضعیت وخیم است. خرس روس به این زودی ها میدان را خالی نخواهد کرد. بی شک آذربایجان هم از این وضعیت سهم خود را خواهد برد. آزمون بعدی در انتظار ماست!»
این سطرها نوشته یکی از روزنامه نگاران جوان جمهوری آذربایجان در صفحه فیس بوک خود است. در لحظاتی که او این فکرها را در سر خود بالا و پایین میکرد تمام دنیا چشم در کیف و کریمه داشت. اما این نویسنده آذری بر چه مبنایی کشورش را دومین حلقه اتفاقات موجود می داند و طرفین حوادث احتمالی ای که او در نظر دارد چه کشورها و چه جناح هایی می تواند باشد؟
آنچه که به عنوان جرقه اعتراضات و سپس مناقشات سنگین و در نهایت وضعیت مبهم فعلی در اوکراین شد نزاعی بود که بر سر «اتحادیه گمرکی اوراسیا» و طرح «مشارکت شرقی» اتحادیه اروپا آغاز شد. هیئت حاکمه اوکراین نتوانست در لحظه لازم تصمیم قاطعی بگیرد و در نهایت این یک بام و دو هوایی، منجر به شرایطی که به نفع هیچ کس نیست شد.
اتحادیه گمرکی اوراسیا اولین بار در اکتبر ۲۰۰۷ م. بین روسیه، قزاقستان و بلاروس نهاده شد، در آن زمان این سه کشور با کلیت ایجاد یک اتحادیه گمرکی توافق کردند و بعدها با موافقت کشورهایی هم چون قرقیزستان، تاجیکستان، اوکراین، ارمنستان، ازبکستان و مولداوی برای ملحق شدن به این پیمان اقتصادی جنبه های جدی تری به خود گرفت. در این میان به صورت طبیعی اتحادیه اروپا و بلوک غرب سابق نمی توانست در برابر این اتحادیه که رفته رفته شکل قوی تری به خود می گرفت و با توجه به اندیشه های اوراسیایی الکساندر دوگین که در واقع تئوریسین امروزی اندیشه های آسیای میانه ای پوتین شناخته می شود امکان تبدیل شدن به طرحی خطرناک برای اروپا را داشت بی تفاوت بماند. «آنچه بلوک غرب برای جلوگیری از تشکیل قدرت بزرگ اوراسیایی پوتین پیشنهاد کرد، ممانعت از همراهی اعضای کلیدی شوروی سابق با روسیه است. در همین راستا، اتحادیه اروپا طی ۲۰۰۹ م.، برنامه ای موسوم به «مشارکت شرقی» را به ۶ عضو غربی شوروی سابق پیشنهاد کرد. هدف «مشارکت شرقی»، یکپارچه سازی قوانین و مواضع اقتصادی اعلام شده بود. آن زمان، نمایندگان اروپا و کشورهای ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، بلاروس، مولداوی و اوکراین در پراگ گردهم آمدند و بیانیه مشترکی را در این زمینه امضاء کردند. بعدها بلاروس و ارمنستان ترجیح دادند، بخاطر عدم رویارویی با جنگ تجاری مسکو و برای پیوستن به مشوق های سنگین اقتصادی روسیه، بجای حل شدن در اروپا بواسطه برنامه «مشارکت شرقی»؛ از مواهب همگرایی اقتصادی با روسیه و هم پیمانانش در «اتحادیه گمرکی اوراسیا» بهره مند شوند.» اما اوکراین در یک تنگنا و دوگانگی ناخواسته ای قرار گرفت. شاید در بادی امر مردان کیف به مهارت خود در هم قدمی با هر دو طرف شاد شده بودند اما بعدها معلوم شد که نه نعل و نه میخ از وضعیت موجود راضی نیستند و اگرچه اسب کیفی با هر دو این طرفین راهوارتر به نظر می رسید اما این دو هیچ سر سازگاری با هم را ندارند و این سفر تنها با همراهی یکی از این دو خواهد بود. کیف بایست که مزایای یکی از این دو را به قیمت زجر محرومیت از دیگری بر عهده بگیرد. و شد آن چه شد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۲۷
مسعود صدرمحمدی

متن مصاحبه ای که با آقای حسین احمدی از کارشناسان تاریخ و سیاست روسیه و قفقاز در سالروز مرگ استالین انجام دادم.

...

"مجسمه عظیمی از استالین در کنار کانال ولگا قرار داده شده بود که این کانال نیز یکی دیگر از کارهای زندانیان او بود. یک روز نگهبان مجسمه با وحشت متوجه می‌شود که پرندگان مهاجر سر مجسمه را به عنوان محل استراحت شبانه انتخاب کرده اند. مردم را می‌توان مجازات کرد اما این کار در مورد پرندگان ناممکن است. بنابراین مسئولان وحشت‌زده بخش، راه حل مسئله را پیدا کردند. آنها یک جریان فشار قوی برق  بر سر مجسمه وصل کردند.از آن پس فرشی از اجساد پرندگان مجسمه را در بر می‌گرفت. آنها هر روز اجساد  کوچک را خاک میکردند. زمین اطراف مجسمه که به این ترتیب خاک آن غنی شده بود به زودی گل داد. در همین حال مجسمه ای که از فضولات پرندگان پاکیزه ماند بود به افق دور دست در آن سوی ولگا خیره شده بود که نه جسد پرندگان بلک اجساد صدها انسان و گورهای نامعلوم آن افرادی که آن کانال عظیم را ساخته بودند,خاک آن را غنی می‌کرد."

برای نشان دادن سیمای استالین و ابهتی که او از خود در دیدگان معاصرینش به یادگار گذاشت، این حکایت شاید کافی باشد. اگر چه استالین پس چند دهه از مرگش امروز در سراسر جهان به عنوان چهره‌ای منفی شناخته می‌شود، اما هنوز در کشوری که او برای آن خدمت کرد، در روسیه بیش از پنجاه درصد مردم او را به چشم قهرمانی ملی می نگرند، اما آیا در سرزمین مادری او در گرجستان هم استالین یک قهرمان است؟! استالین در طول چند دهه رهبری‌اش بر یکی از دو قطب بزرگ فکری - سیاسی جهان نمی‌توانست نسبت به همسایه جنوبی خود که اتفاقاً دوران رقت‌باری را سپری می‌کرد، بی‌تفاوت بماند.

خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، بررسی سیاست‌های استالین در مورد ایران را با حسین احمدی، محقق و نویسنده تاریخ معاصر ایران و متخصص تاریخ روسیه و قفقاز به گفت‌وگو نشسته است:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۱۴
مسعود صدرمحمدی