هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۴۲ مطلب با موضوع «ترکیه» ثبت شده است

روز گذشته (سه شنبه) شایعه‌ای که چند روزی بود در ترکیه بر سر زبانها افتاده بود، محقق شد و شبکه «قدس تی وی» از ماهواره ترک ست حذف شد.

برخی شایعات که از 2 روز پیش شنیده می‌شد حکایت از آن دارد که دستور این اقدام از سوی کاخ ریاست جمهوری ابلاغ شده و با فرمان نفر اول کشور این کار انجام شده است. بهانه اصلی این عمل نیز حمایت شبکه قدس تی وی از حشد الشعبی در یک ماه اخیر است.

همچنین روز گذشته نیز نیروهای امنیتی ترکیه با مراجعه به دفتر این شبکه، اقدام به پلمپ دفتر آن و مصادره برخی اقلام کرده‌اند.

شبکه قدس تی وی پس از آغاز عملیات موصل سیاست معتدل خاموش کردن فتنه را در پیش گرفت و در عین حال تمام تلاش خود را کرد تا حقیقت صحنه عراق را آشکار کند.

حمایتهای مردمی از حشد الشعبی، قدردانی مردم عراق از مذاهب مختلف از این ارگان، نظارت ارتش عراق بر این نیرو و قانونی بودن آن، مذهبی نبودن جنگ موجود در عراق و حضور شیعه، سنی و مسیحی در این نیرو اصلی‌ترین محورهای خبری قدس تی وی در قبال این موضوع بود؛ اما آنچه مشهود است این که اردوغان حتی تا این حد نیز نتوانست مساله را تحمل کند.

نکته جالب توجه این است که قدس تی وی در مساله سوریه در چند سال اخیر هیچگاه به حمایت بی قید و شرط از بشار اسد نیز نپرداخته و تنها با تکیه بر این نکته که بشار اسد منتخب مردم سوریه است و اکنون در حال مبارزه با تروریسم است به حمایت از دولت مشروع سوریه پرداخته.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۷
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با خبرگزاری آناج تبریز. چون بعضی حرفها هنوز تاریخ مصرفش نگذشته رد اینجا به اشتراک میگذارم.


برای بررسی حملات و انفجارات صورت گرفته در هفته های اخیر، در ترکیه و برخی از بحران های داخلی و خارجی این کشور گفت‌وگویی داشتیم با مسعود صدر محمدی، کارشناس امور بین الملل که به شرح زیر ارائه می گردد:

حفره های اطلاعاتی بعد از کودتای نافرجام 

آناج: تحلیل شما از انفجارات اخیر ترکیه چیست؟

صدرمحمدی: انفجارات و حملات یکی دو هفته گذشته بیش تر به علت ضعف امنیتی و حفره اطلاعاتی ایجاد شده در ساختار امنیتی ترکیه است که از چند سال پیش آغاز شده و بعد از کودتای نافرجام ماه گذشته به اوج خود رسیده است. در این شرایط که دولت ترکیه مشغول پاکسازی در ارگان های نظامی هست گروه های مختلف مخالف دولت، سعی دارند بر دولت ترکیه اعمال فشار کنند و به همین منظور حملات خودشان را در این مناطق افزایش داده اند.

آناج: به نظر شما اصلی ترین دلیل افزایش تحرکات در شرق و جنوب شرق ترکیه چیست؟

صدرمحمدی: برای درگیری های موجود در منطقه کردنشین ترکیه، نمی توان دلیل واحدی را عنوان کرد. درگیری کردها با دولت ترکیه برمی گردد به 4-5 دهه گذشته و از 2 دهه گذشته وجهه فعال تری به خود گرفته است. اعمال فشار دولت در یک سال گذشته باعث افزایش نارضایتی مردم کرد شده است. دولت ترکیه از یک سال گذشته، ارتش، ژاندارمری و نیروهای امنیتی خود را مامور به مبارزه با گروهک کرد پ.ک.ک کرده است و این منطقه هر روزه شاهد درگیری است و منازعه و حمله در این مناطق چیز بدیعی نیست به طوری که در یک سال گذشته بخش های قابل توجهی از جنوب شرق ترکیه عملاً در یک جنگ تمام عیار داخلی به سر می برند. از یکی دو هفته گذشته بار دیگر درگیری‌ها شدت گرفته است و ما شاهد این هستیم که گروهک های مخالف از چند سو اقدام به حملات پی‌درپی می‌کنند و از سوی دیگر هم تغییر رفتار دولت ترکیه در مورد شاخه سوری پ.ک.ک، پ.ی.د نیز بی تاثیر در این امر نبوده است.

آناج: آیا می شود گفت که این گروه های معارض به یک اتحادی در مقابل دولت ترکیه رسیده اند؟

صدرمحمدی: با توجه به تنوع و تعدد تشکیلات های ایدئولوژیکی گروه های تروریسیت فعال در ترکیه چنین تحلیلی شاید درست نباشد. آن ها در حالی که مخالف دولت ترکیه هستند، مخالف همدیگر نیز هستند و در تلاش برای نابودی و پیشی گرفتن از یکدیگر می باشند ولی همگی آن ها هدف واحدی را دنبال می کنند که آن هم تضعیف و فشار بر دولت حاکم ترکیه است و در واقع همین هدف سبب بروز عینیت اهداف در عمل آن ها می شود، چون هرچند به صورت مستقل و جداگانه عمل می کنند ولی در عمل سبب تشدید فشار به دولت ترکیه می شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۱
مسعود صدرمحمدی

یادداشتی که ساعت 5 صبح شب کودتا نوشتم. فقط برای این که یادگاری بماند در این صفحه به اشتراک میگذارم.

...

مسعود صدرمحمدی مدیر سایت ترکی خبرگزاری تسنیم در تحلیلی راجع به کودتای شب گذشته در ترکیه نوشت: با نزدیک شدن به ساعات پایانی شب با وجود آن که هنوز درگیری‌ها در دو شهر بزرگ استانبول و آنکارا تداوم دارد و در سایر شهرهای بزرگ نیز درگیری های پراکنده بین نیروهای کودتاگر و ضد کودتا در گرفته است.  نخست وزیر نیروهای کودتاگر را با آغاز جنگ نیروهای ضد کودتای ارتش علیه آنها تهدید کرده است، با ادامه وضعیت موجود می‌توان احتمال داد که تا ساعات پایانی روز آینده غائله فیصله یابد. در این میان دو تحلیل عمده برای حوادثی که رخ داد وجود دارد که گذر زمان در مورد آنها قضاوت خواهد کرد:

1) این کودتا توسط نیروهای جریان گولن در بدنه ارتش سازماندهی شده است. این کودتا پس از آن رخ داد که هفته گذشته برای اولین بار عملیات‌های امنیتی علیه شاخه نظامی این جریان انجام شد. در دو سال گذشته هیچ هفته‌ای بدون عملیات علیه نیروهای این جریان در ساختار قضایی و اطلاعاتی ترکیه وجود نداشته است و صدها نفر به جرم همکاری با جریانی زیرزمینی در درون دولت دستگیر شده بودند. اما برای نخستین بار در هفته گذشته تعدادی از افسران ارتش تحت بازداشت قرار گرفتند. این عملیات جریان را متوجه جدیت دولت در برخورد با خود کرد و جریان را بر آن داشت تا با پیش چشم گرفتن تمام ریسک‌های پیروزی یا شکست کودتای خود دست به کار شود. در واقع جریان نظامی گولن متوجه شده است که با کودتا یا بدون کودتا در هر حال سرکوب و ریشه کن خواهد شد. بنابراین طی یک اقدام متهورانه دست به کودتای این شب زدند. اگر در نظر داشته باشیم که تا چند روز دیگر شورای عالی نظامی در ستاد کلاً نیروهای مسلح قرار بود که تشکیل شود و در این شورا با توجه به تحرکات هفته گذشته بی شک علیه جریان کشف شده گولن در ارتش تصمیماتی قرار بود که اتخاذ شود.

جریان گولن در ارتش  در شکل یک هسته مخفیانه با نام "کمیته صلح در جهان" در حال مدیریت اوضاع بود که بر اساس نظریه اول در مورد این کودتا توسط این هسته طراحی، مدیریت و اجرا شده است. مشکل اصلی این هسته پایین بودن درجات نظامی این افراد از سطح عالی ژنرالی بود که با توجه به این مساله بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی معتقد بودند که در کوتاه مدت امکان کودتای فراگیر توسط گولنی‌ها در ارتش وجود ندارد و آنها در بدترین حالت می‌توانند خرابکاری انجام دهند. افرادی که این اقدامات را یک کودتای واقعی اما ناموفق – تا این مرحله – می‌دانند اقدام بسیار ماهرانه رسانه‌ای و روانی این گروه را دلیلی بر مدعای خود می‌دانند. تیم کودتا کننده در اولین اقدام تلویزیون دولتی را تسخیر کرده و از این طریق با ایجاد رعب در کشور وارد فاز مدیریت صحنه رد کشور شده است. در ادامه با در دست گرفتن ساختمان‌های مدیریت شبکه‌های خصوصی و پخش ماهواره‌ای شبکه‌های بخش قابل توجهی از کشور ار از مشاهده تلویزون محروم کرده و اینترنت را نیز قطع کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۲۱
مسعود صدرمحمدی
چند ماه پیش در یک همصحبتی با یکی از روزنامه نگاران ترک که از وابستگی هایش با جناح لاییک ترکیه خبر داشتم صحبتمان به مسئله ارسال کمک های نظامی توسط اردوغان به گروه های مسلح تروریستی در سوریه کشید. آن روزها پرونده محاکمه دو خبرنگار ترک به دلیل انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و موشک به گروه های تروریستی بحث روز بود و در جمع های تخصصی و خبری این موضوع روز بود.

آن روزها آن دوست خبرنگار شیوه ارسال توسط دولت ترکیه به گروه های تروریستی سوریه را بسیار پیچیده تر و حرفه ای تر از آن چیزی که بتوان به این راحتی افشا کرد می دانست و معقتد بود هیچ کدام از کشورهای همسایه مانند ایران و روسیه و عراق که مدعی اند اسناد ارسال سلاح توسط ترکیه به گروه های تروریستی را در دست دارند هیچ گاه نخواهند توانست این اسناد را علنا منتشر کنند. او دلیل این مسئله را مدلی که اردوغان برای ارسال سلاح در پیش گرفته است می دانست.

ماموران ارتشی بازنشسته رابط دولت و تروریست ها

ترکیه از ارتباط مستقیم و بلاواسطه در موضوع سلاح با گروه های تروریستی خودداری می کند. یعنی از اینکه ماموران ارتش یا نهادهای امنیتی سلاح و موشک به تروریست ها تحویل دهند سر باز میزنند؛ چرا که در حال و آینده می تواند مشکلات سنگینی به همراه داشته باشد. شیوه ای که در این موضوع کارکرد قابل توجهی دارد استفاده از ماموران ارتشی بازنشسته است که دارای لابی های قدرت در نهادهای دولتی و امنیتی هستند!

دولت ترکیه برخی عناصر معتمد خود از نیروهای ارتشی و امنیتی ریشه دار را به عنوان رابط بین خود و گروه های تروریستی انتخاب کرده است و با وساطت آنان به تروریست ها سلاح می رساند.

این شیوه دو مزیت مهم دارد: اولا در آینده اگر اتفاقی پیش بیاید و اسنادی منتشر شود این نه دولت ترکیه که چند نفر شخص متهم خواهند بود و دولت خواهد توانست حق به جانب بوده و این اشخاص را متهم کند و با محاکمه هر چند صوری آنها مسئله را حل کند.

ثانیا سرویس های امنیتی کشورهای دیگر در پیگیری و افشا گری با مشکل مواجه خواهند شد چرا که با هر افشا گری معلوم خواهد شد که سیستم امنیتی آن کشور در کدام یک از این شاخه ها نفوذ کرده و امکان ردیابی جاسوسان آن سرویس و ریشه کنی آنها به وجود خواهد آمد.


آن روزها این سخنان برای من در حد اطلاعات خام و ادعای غیر موثق اما قابل اعتنایی بیش نبود. اما دیروز روزنامه جمهوریت با انتشار یادداشتی که توجه همه رسانه های ترک را به خود جلب کرد پرده از این سیستم برداشته و فاز جدیدی از افشاگری ها در مورد همکاری های دولت ترکیه با گروه های تروریستی را افشا کرد.

این روزنامه ماه ها پیش هم با انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و مهمات به گروه های تروریستی مستقر در سوریه زلزله رسانه ای در این موضوع ایجاد کرده بود که به محاکمه و زندانی شدن خبرنگاران و سردبیر آن انجامید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۸
مسعود صدرمحمدی
این یادداشت یک هفته پس از کودتای ترکیه نوشته شد. آن روزها هر روز تقریبا یک یادداشت مینوشتم به اضافه خبرهای مختلف. 
یادداشت های شب کودتایم چه در رسانه های ایرانی و چه در رسانه های عربی با استقبال خوبی مواجه شد.
در این یادداشت سعی کردم به دوره طولانی مدت پس از کودتا بپردازم.
...

جمعه گذشته تاریخی ترین جمعه تاریخ معاصر ترکیه شد و تا چند دهه آینده در تاریخ این کشور خواهد ماند.

آنچه همه مشاهده کردند این بود که ارتش ترکیه و یا گروهی از ارتشیان ترکیه با استناد به قانون صیانت از مبانی جمهوریت و انقلاب آتاتورک دست به کودتا زدند. این کودتا به رغم درگیری هایی که در ساعات اولیه کودتا در گرفت و نیز پیشرفت هایی که توجه همه را جلب کرد و حتی منجر به خوانده شدن بیانیه کودتاگران از شبکه ملی این کشور شد با طلوع آفتاب روز بعد شکست خورد.

شکست زودهنگام این کودتا و حضور قدرتمند اردوغان در صحنه چنان مشاهده گران را تحت تاثیر خود قرار داد که در داخل ایران بسیاری از افراد به سمت نظریه ساختگی بودن سوق پیدا کردند. نظریه ای که ساده ترین نظریه برای فهم قضیه بود. کل این نظریه در یک جمله خلاصه می شد: اردوغان در پی یافتن بهانه ای برای سرکوب وسیع مخالفان دست به یک کودتای ساختگی و از پیش شکسته خورده زده است، یعنی پیش از آن که بازی شروع شود اردوغان پیروز میدان است.

اما پس از گذشت یک هفته از کودتای نافرجام به قطع و یقین می توان ادعا کرد که این کودتا کودتایی فراگیر و جدی برای برانداختن اردوغان و در دست گرفتن قدرت توسط ارتش با امارت این جریان در درون ارتش بوده است.

سومین کودتا علیه اردوغان

این کودتا در واقع سومین کودتای جریان گولن در 3 سال گذشته علیه اردوغان بود. کودتای اول کودتای نرم و رنگی پارک گزی بود که جریان گولن توانست حتی مخالفان خود را هم خصوصا لاییک ها و چپ ها را در آن به بازی بگیرد. این کودتا با همراهی بنیادهای آمریکایی همراه بود و جبهه آمریکایی تمام توان خود را برای فشار آوردن به اردوغان بکار برد. علت اصلی شکست این کودتا عدم یکنواختی اهداف جریان گولن و لابی های قدرت آمریکایی در ترکیه بود. جریان گولن هدف بر زمین زدن اردوغان را در پیش چشم گرفته بود اما جریان آمریکا تنها هدفش فشار آوردن و همراه کردن اردوغان با خود بود. چرا که آن روزها منطقه در برهه ای به سر می برد که حذف اردوغان در معادلات منطقه عربی نتایج ناخرسند کننده ای را به همراه داشت. در این کودتا اردوغان که در سفر خارج از کشور بود به سرعت خود را به ترکیه رساند و با کشاندن مردم به خیابان ها و مانور قدرت کودتای رنگی را که برای هفته ها ثبات کشور را دستخوش ناآرامی کرده بود از میان برداشت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۶
مسعود صدرمحمدی

دیروز یادداشتی کوتاه با عنوان "مشکل ما و ترکیه از کجا آغاز شد" را نوشتم که تمام حرفم در آن این بود: اگر الان اردوغان را در گوشه رینگ گیر آورده ایم و داریم میزنیم و هر چه از دهانمان بیرون می آید را بارش میکنیم، بکنیم. اما بدانیم که اگر بازی آن طور که قبلا داشت می رفت ادامه پیدا میکرد احتمالا این ما بودیم که در گوشه رینگ گیر افتاده بودیم.
خلاصه حرفم چیزی بود که یکی از بزرگواران در یکی از کامنت ها آورده اند و آن هم این که ما سیاست خارجی نداریم بلکه تنها رفتارهای سیاسی از خودمان بروز میدهیم. در حالی که رقیب دارای یک سیاست مدون ، یک دست و برنامه ریزی شده است. ما در برابر حریف دچار انفعالیم و باید فکری برای این بکنیم.
در واقع یادداشت دیروز گفتن ضعف ما است نه وصف قدرت طرف مقابل.
چه در کامنت ها و چه در پیام های خصوصی که آمده بود برخی دوستان چنین تلقی کرده بودند که من شیفته اردوغان هستم و سعی در مدح او کرده ام اما باید بگویم که موضع من کاملا مشخص است. اردوغان یک پروژه آمریکایی است. اما یک پروژه قوی. یک پروژه بنیه دار. پروژه ای که باید در مقابلش چند جفت گوش و چشم دیگر هم امانت گرفت و هشیار بود.
برای اطلاع بزرگوارانی که مدعی هستند که من در یادداشت دیروزم از اردوغان دفاع کرده ام "چنان که رئیس دفتر او هم نمی توانست این چنین بنویسد"، باید بگویم که همین چند هفته پیش در حضور گروهی از اعضای با سابقه حزب عدالت و توسعه عین این جملات را به کار بردم: "هر فتنه و فساد و خونی که در سوریه و عراق است اردوغان هم در آن سهم دارد. از من ناراحت نشوید اما من موظفم حقیقت را بگویم. اردوغان چنان زیر وبال است که به قول مرحوم اربکان اگر هفت نسل آینده او سر از سجده برندارند و استغفار کنند باز جواب خونهایی که به خاطر شهوت قدرت و شهرت این آدم ریخته شده است داده نخواهد شد. اردوغان چنان داغی بر دل فرزندان امت گذاشت که تا سالها ترمیم نمی شود و ..."

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۰
مسعود صدرمحمدی

 چند وقتی است که در ایران یک ائتلاف ملی در لجن مالی کردن #اردوغان ایجاد شده است. همه از چپ ترین ها تا راست ترین ها از سکولارترین ها تا بنیادگراترین ها همگی در یک مورد به ائتلاف رسیده اند آن هم بد بودن اردوغان است. بگذریم از این که در این میان فی قلوبهم مرض هایی هستند که مساله را از اردوغان به فحش دادن به اهل سنت، بعضی ها به فحش دادن به عثمانی ها و بعضی ها هم به فحش دادن به ترکیه تبدیل می کنند. اما در کل در چشم همه الان اردوغان یک دیکتاتور احمق نفهم است که افتاده به غلط کردم گفتن.
من خودم در این چند روز چندین یادداشت و چندین مصاحبه برای فهم شرایط موجود ترکیه انجام دادم و کلیت حرفم هم همین بود که اردوغان یک اشتباه محاسباتی انجام داد و اکنون سزای این اشتباه را می پردازد. (اردوغان فکر میکرد در بدترین حالت مساله #سوریه 6 ماهه حل خواهد شد و برای همین تمام آبرو و حیثیت کشورداری و سیاسی خود را در این قمار روی میز گذاشت و البته باخت.)
اما واقعا مشکل ما با ترکیه در 13 سال گذشته که دوره انکشاف و شکوفایی این کشور در همه عرصه ها است در مساله سوریه بوده است؟ آیا اگر مساله سوریه پیش نمی آمد ما با اردوغان و دولت ترکیه در وضعیت گل و بلبل به سر میبردیم؟
زمانی که به افت و خیزهای روابط سیاسی دو کشور در بازه زمانی مذکور توجه میکنیم متوجه میشویم که مساله سوریه تبدیل به یک بحران روزمره شد که بحران های دیپلماتیک عمیق مبنایی ای که بین دو کشور در حال ایجاد بود را تحت تاثیر قرار داده آنها را مغفول گذاشت. یعنی اگر حتی مساله سوریه هم پیش نیامده بود ما با ترکیه درگیر میشدیم. درگیری ای که عمیق تر نیز بود و احتمال شکست ما در آن قوی تر بود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۸
مسعود صدرمحمدی

Ermenistan ve Azerbaycan arasında yaşanan çatışmalardan ötürü birkaç gündür bölge medyası özel bir ilgi göstermektedir. İran medyası da yaşanan olaylar karşısında  gerekli ilgi ve hassasiyeti göstermiştir. Zira özellikle İran sınırına düşen havan mermilerinden dolayı yöre halkının zarar görmesi  İran medyasının konuya daha çok yakın temas göstermesine sebebiyet vermiştir.

Yaşanan çatışmalar hakkında çeşitli tahliller, çatışmanın sebepleri, olası ihtimaller, Bakü ve Erivan'ın geçmişte ve gelecekteki rolü, yaşanan çatışmalarda bölgedeki ve bölge dışındaki güçlerin rolü dolayısıyla bütün bu olaylar İran medyasında bu olayın daha çok üstünde durulmasına neden olmuştur. İranlı analiz uzmanları sorunun asıl kaynağının Moskova tarafından yönlendirildiğine  inanmakla birlikte analistler bu konuda iki gruba ayrılmıştır.  Bir grup analist, çatışmaların ve bazı tepelerin Azerbaycan'a verilmesinin aslında Bakü yönetimini ve İlham Aliyev'i desteklemek ve  Amerikalı muhalifleri karşısında güçlenmesini sağlamak ve batıya yaklaşmasını önlemek amaçlı yapılan bir durum olduğunu, diğer bir grup ise Moskova tarafından Azerbaycan'a karşı bir tehdit ve uyarı amaçlı olduğunu ve batılı ülkelere  özellikle Amerika'ya karşı tutumunu gözden geçirmesi için yapılan bir eylem olduğunu savunmaktadırlar.

Ama diğer bir grup ise Karabağ sorununun tekrardan alevlenmesini Türkiye ile Rusya'nın karşı karşıya gelmesi olarak değerlendirdi. Bu görüşe sahip olanlar, Türkiye'nin Azerbaycan'ı harekete geçirerek NATO ve Amerika adına yeni bir alanda Rusya’ya karşı kendi duruşunu ortaya koyduğuna inanmakla birlikte hatta bu görüşü destekleyenler  bazı haberlere göre doğruluğu henüz tam olarak kesinleşmemiş  olmasına rağmen bir ihtimal olarak Türkiye'nin güvenlik birimleri bu olayla beraber Türkiye'den Suriye'ye teröristlerin geçişini  göz ardı ettiği gibi teröristlerin kademeli olarak 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۷
مسعود صدرمحمدی

یادداشت من در مورد تحولات سیاست داخلی ترکیه. این یادداشت ابتدا در سایت راست خبر فارسی و پس از آن در چند سایت دیگر منتشر شد.

...


عبدالله گل شخصیتی کلیدی و دارای ارتباطات گسترده و عمیق در صحنه سیاست ترکیه است که به دلیل حضور آرام، با طمأنینه و ساکتش در صحنه‌ها بسیاری از اوقات نظر و توجه ما را به سوی خود جلب نمی‌کند؛ اما زمانی که به تاریخ تشکیل حزب عدالت و توسعه و مأموریتی که عبدالله گل در تشکیل این حزب بر عهده گرفته و به عنوان پلی میان سرویس‌های خارجی و اردوغان عمل کرد نگاه می‌کنیم متوجه عمق تأثیر وی می‌شویم.

اکنون عبدالله گل قریب به یک سال است که حرکت چراغ خاموش را بر عهده گرفته و تقریباً غیر از دیدارهای غیررسمی با مسئولان خارجی (مانند دیداری که با احمدی‌نژاد داشت) و سفرهای غیررسمی به خارج از کشور و مصاحبه‌های مطبوعاتی و تلویزیونی با دوز پایین سیاسی و البته پیگیری فعالیت‌های عظیم اقتصادی پسرش و برادرش کار دیگری نداشته است.

بسیاری از افراد که خاصیت آب شور سیاست را می‌دانند به اظهارات عبدالله گل مبنی بر دوری‌اش از سیاست به چشم غیر جدی نگاه کرده و سکوت او را آرامش پیش از طوفان تلقی می‌کردند. پس از مسائل پیش آماده در یک ماه اخیر میان عبدالله گل و حزب عدالت و توسعه که عبدالله گل دعوت‌های انجام شده از او را برای شرکت در برخی مراسمات رد کرد (و البته بعداً بولنت آرینج گو اینکه از زبان گل سخن می‌گوید گفت: عبدالله گل کسی نیست که با او رفتار زینت المجالسی شود!) و خصوصاً جریانات درون حزبی‌ای که در کنگره حزب عدالت و توسعه رخ داد نشان داد که گل بیش از هر زمانی سعی دارد تا جبهه‌ای جداگانه برای خود ایجاد کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۹
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در سایت اخوت.

...


بی شک اربکان یکی از چهره های تأثیرگذار و کلیدی در تاریخ امت اسلامی است و از سوی دیگر بدون توجه و دقت در حیات و اندیشه سیاسی اربکان امکان شناخت و تحلیل ترکیه امروز امکان پذیر نیست. اربکان در دوره ای که اتحاد شوروی فروپاشیده بود و از سوی دیگر آمریکا و غرب در خاورمیانه خود را بی رقیب می دید به قدرت رسید. او پیشتر از این نیز در دوره ای که عرصه ترکیه فضای درگیری های شدید و مسلحانه و سیاسی گروه های چپ و راست بود وارد جریان سیاست شد و با تاسیس احزاب سیاسی مختلف در طول سالهای زندگی اش -که البته هر بار فعالیت آنها از سوی عناصر لائیک متوقف می شد- توانست حرفی نو و مردمی را در ترکیه ای که به دست اقلیت بوروکرات و نظامی بر خلاف خواسته اکثریت مردم اداره می شد ارائه نماید. 
حیات سیاسی اربکان از دو حیث دارای اهمیت است: ۱) بینش او به سیاست و ۲) تاثیر این بینش در نوع سیاست ورزی او. 

بینش اربکان به سیاست 
اربکان سیاست را یک “جهاد” میداند و هر نوع فعالیت سیاسی را به شرط آن که در راستای تحقق عزت ملل اسلامی و در نهایت رهایی تمام ملت های مستضعف فارغ از دین و وابستگی نژادی شان از مقوله جهاد به شمار می آورد. 
مفهوم “جهاد” از کلید واژه های فهم حیات سیاسی و فکری اربکان است و این مفهوم به حدی حیات او را تحت تاثیر خود قرار داده بود که اگر چه اسلام گرایان ترکیه در محافل شخصی از او همواره با عنوان “استاد” (Hoca) یاد می کردند اما به هنگام تجمعات چند هزار نفری تنها شعاری که لایق اربکان بود عنوان “مجاهد” بود که یک صدا از سوی طرفدارانش به صدا در می آمد. 
از منظر اربکان وظیفه بنیادین هر مسلمانی جهاد در نبرد تاریخی موجود میان حق و باطل است که از ابتدای تاریخ وجود داشته و تا انتهای آن نیز وجود خواهد داشت. جهاد به معنای تلاش با تمام وجود و قوا برای حاکم شدن حق در جامعه و وصول انسان ها به آرامش و حریت است بی آن که از قدرت های دنیوی هراسی به دل باشد. جهاد به معنای توجه به رسالتی است که هر مسلمان در برابر ملت خود، امت اسلام و تمام بشریت بر عهده دارد. هر مسلمان موظف به جهاد است تا روزی که حق تمام زمین را فراگیرد. انسانی که دست به جهاد نزند بی شک نخواهد توانست که از امتحان الاهی این جهان سربلند خارج شود. 
در همین راستا و برای نیل به این غایت بزرگ است که سیاست در میدان توجه اربکان قرا می گیرد. از دیدگاه او کسی که بگوید سیاست به من ربطی ندارد در واقع می گوید که نیمی از قرآن به من ربطی ندارد. چرا که سیاست یکی از اوامر اصلی قرآن کریم و عبادتی عظیم است. 
در دیدگاه اربکان برای رسیدن انسانیت به سعادت، برای حکومت حقیقت در برابر باطل، سود در برابر ضرر، عدل در برابر ظلم و زیبایی در برابر کژی مجبوریم که دست به مبارزه بزنیم. چرا که در غیر این صورت تبدیل به تماشاگرانی خواهیم بود که در مقابل چشمان ما حقوق مستضعیفن و فقرا پایمال می شود و ما هیچ کاری انجام نمی دهیم. در این صورت فرد مسلمان با سکوت در برابر ظلم به نوعی یاور و حامی ظالم می شود. اعدم اقدام به جهاد در واقع خسران دو سرای هستی است چرا که در این جهان در برابر ظالمان ذلیل خواهیم شد و در آن جهان در باربر خداوند روسیاه. 
این نوع نگاه اربکان به سیاست در مقام نظر و مبانی تئوریک تاثیرات خاص خود را نیز در میدان عمل و اقدامات سیاسی او گذاشت. او مبانی فعالیت سیاسی را برای هر مسلمان در ۹ کلمه خلاصه میداند: ایمان، اخلاص، توکل، اتحاد، اخلاق حسنه، احسان،مشاورت، استقامت و اطاعت. 
او در راستای همین دیدگاه جهاد محور به سیاست، کار تشکیلاتی و هماهنگی اقداماتی را تنها راه دست یابی به قدرت و تاثیر گذاری در حیات سیاسی مسلمانان و یا به عبارت دیگر نقش آفرینی در میدان جهاد می داند. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۵
مسعود صدرمحمدی