هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۲۲ مطلب با موضوع «جمهوری آذربایجان» ثبت شده است

یادداشتم در صفحه فیس بوک در مورد جنگ قره باغ

.....

هفته گذشته برای کسانی که علاقه و علقه ای به مسایل قفقاز یا آذربایجان دارند هفته ای سراسر تحول بود. آتش یک جنگ پس از بیست و اندی سال روشن شد و البته به زودی خاموش شد. تحلیل های مختلف در مورد علت آغاز این درگیری، تداوم آن و آینده آن ارائه شد. گذر زمان در مورد میزان صحت و سقم این تحلیل ها و پیش بینی ها قضاوت خواهد کرد. اما در این میان مساله ای که توجه مرا به خود جلب کرد نوع رویکردهای "ما" به عنوان ایرانیانی که به نوعی این جنگ برایمان جذابیت یافته است بود.

افرادی که نسبت به این جنگ واکنش نشان دادند از طیف افرادی که برای مظلومیت ارامنه تبلیغ کردند و داد مظلومیت سر دادند تا کسانی که گفتند ما موظفیم راهی آن سوی ارس بشویم تا علیه ارامنه بجنگیم در تلون و تنوع بود.
من به عنوان کسی که قایل به این هستم که مطابق تمام موازین حقوقی که بر اساس اسناد سازمان ملل به ثبوت رسیده است قره باغ خاک جمهوری آذربایجان است که از سوی ارامنه به اشغال در آمده است میخواستم به عنوان حسن ختام این موضوع در صفحه ام چند نکته را مورد اشاره قرار دهم: 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۰
مسعود صدرمحمدی

Ermenistan ve Azerbaycan arasında yaşanan çatışmalardan ötürü birkaç gündür bölge medyası özel bir ilgi göstermektedir. İran medyası da yaşanan olaylar karşısında  gerekli ilgi ve hassasiyeti göstermiştir. Zira özellikle İran sınırına düşen havan mermilerinden dolayı yöre halkının zarar görmesi  İran medyasının konuya daha çok yakın temas göstermesine sebebiyet vermiştir.

Yaşanan çatışmalar hakkında çeşitli tahliller, çatışmanın sebepleri, olası ihtimaller, Bakü ve Erivan'ın geçmişte ve gelecekteki rolü, yaşanan çatışmalarda bölgedeki ve bölge dışındaki güçlerin rolü dolayısıyla bütün bu olaylar İran medyasında bu olayın daha çok üstünde durulmasına neden olmuştur. İranlı analiz uzmanları sorunun asıl kaynağının Moskova tarafından yönlendirildiğine  inanmakla birlikte analistler bu konuda iki gruba ayrılmıştır.  Bir grup analist, çatışmaların ve bazı tepelerin Azerbaycan'a verilmesinin aslında Bakü yönetimini ve İlham Aliyev'i desteklemek ve  Amerikalı muhalifleri karşısında güçlenmesini sağlamak ve batıya yaklaşmasını önlemek amaçlı yapılan bir durum olduğunu, diğer bir grup ise Moskova tarafından Azerbaycan'a karşı bir tehdit ve uyarı amaçlı olduğunu ve batılı ülkelere  özellikle Amerika'ya karşı tutumunu gözden geçirmesi için yapılan bir eylem olduğunu savunmaktadırlar.

Ama diğer bir grup ise Karabağ sorununun tekrardan alevlenmesini Türkiye ile Rusya'nın karşı karşıya gelmesi olarak değerlendirdi. Bu görüşe sahip olanlar, Türkiye'nin Azerbaycan'ı harekete geçirerek NATO ve Amerika adına yeni bir alanda Rusya’ya karşı kendi duruşunu ortaya koyduğuna inanmakla birlikte hatta bu görüşü destekleyenler  bazı haberlere göre doğruluğu henüz tam olarak kesinleşmemiş  olmasına rağmen bir ihtimal olarak Türkiye'nin güvenlik birimleri bu olayla beraber Türkiye'den Suriye'ye teröristlerin geçişini  göz ardı ettiği gibi teröristlerin kademeli olarak 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۷
مسعود صدرمحمدی

در این بین، درگیری‌هایی نیز در منطقه قفقاز بین ارمنی‌ها و دولت باکو به وجود آمد. با حمایت ارمنستان و روسیه، ساکنین ارمنی منطقه قره‌باغ، علیه حاکمیت آذربایجان شورش کرده و خواستار تجزیه و خودمختاری شدند و این شورش به درگیری‌های جدی و جنگ داخلی کشیده‌شد. در نتیجه این جنگ‌ها، حدود یک‌میلیون نفر از ساکنین آذری مسلمان مجبور به ترک خانه‌های خود از قره‌باغ شدند.

در ٢٠سال گذشته، همیشه شاهد درگیری‌های پراکنده در این منطقه بودیم، اما درگیری‌هایی که در دو روز گذشته اتفاق افتاد، باتوجه به شدت، حجم و گستردگی منطقه درگیری، نشان می‌دهد که این درگیری‌ها چیزی غیر از درگیری‌های معمول بوده و امکان دارد اهداف بلندمدتی پشت‌سر این درگیری وجود داشته‌باشد.

منطقه قره‌باغ منطقه شیعه‌نشینی بوده‌است و در این حوزه، شیعیان در کنار ارمنی‌ها و مسیحیان زندگی می‌کنند. باتوجه به فروپاشی شوروی و خلأ قدرتی ناشی از آن، ارمنی‌ها سعی می‌کنند از این خلأ به نفع خود استفاده کنند. در آن دوره، ایران نیز دو نقش را بر عهده می‌گیرد. یکی اینکه در مقام اعلامی تحت عنوان فعالیت‌های میانجی‌گرایانه ظاهر می‌شود و سعی می‌کند با ایجاد یک کریدور میان تهران، باکو، ایروان و مسکو، فعالیت‌هایی را برای قطع درگیری‌ها و گسترش روحیه انقلاب اسلامی انجام دهد. از طرف دیگر، با حضور مستقیم نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فعالیت‌های مستشاری خود را به‌طور کاملا محرمانه در این منطقه آغاز می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۴
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت ائل پرس در مورد بحران قره باغ

....

مسعود صدرمحمدی در گفتگو با خبرنگار ائل با اشاره به مناقشه در منطقه قره باغ طی چند روز گذشته، اظهار کرد: مسئله درگیری قره باغ یک مسئله ای هست که در واقع به یادگار مانده از دوران شوروی هست، یکی از اهرم های فشار حکومت شوروی خصوصاً در دهه 40 به بعد یعنی در اوج نیمه دوم دهه 30 به بعد و در اوج اقتدار استالینی، جابجایی های قومیتی و همچنین تقسیم بندی های اداری خاص بود تا از این طریق دولت مرکزی بتواند اقتدار خود را در جمهوری ها حفظ بکند.

وی ادامه داد: با نزدیک شدن به فروپاشی شوروی ما شاهد درگیری های قومی بین ارامنه منطقه قره باغ علیه سیستم اداری این منطقه که دست باکو بود، شدیم که این درگیری ها رفته رفته شدت بیشتری به خود گرفت و تبدیل به جنگ شهری شد و بر اساس این درگیری ها و با توجه به اینکه طرف روس و همچنین کشور ارمنستان طرفدار و حامی طیف جدایی طلب قره باغ بودند، بر این اساس درگیری های شهری آغاز شد و مردم آذری و مسلمان منطقه قره باغ مجبور به مهاجرت از آن منطقه شدند.

وی خاطرنشان کرد: این درگیری ها زمانی رخ داد که حکومت شوروی فروپاشید و کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان به استقلال رسیدند، در این شرایط ایران به صورت طبیعی نمی توانست که نسبت به وضعیت موجود بی تفاوت باشد و وظیفه خود می دانست که ایفای نقشی کرده باشد، بر همین اساس ایران یک دوره میانجی گری که 10 ماه طول کشید را آغاز کرد،

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۰۵
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت تبریز بیدار به مناسبت حوادث نارداران

....


برای واکاوی حادثه  نارداران لازم است تحولات سیاسی چند ماه گذشته  جمهوری آذربایجان از سفر الهام علی اف به مسکو و دیدار با سران روسیه را مورد توجه قرار داد. روس ها که به خاطر مبارزه استراتزیک خود با تروریسم وهابیت در منطقه از رشد این جریان در درون جامعه خود و حیات خلوت های خود یعنی کشورهای مستقل شده از اتحاد جماهیر شوروی به شدت احساس خطر می کنند  با استفاده از رانت اطلاعاتی شان در حکومت باکو ، علی اف را  از وجود ستون پنجم  غرب مطلع کردند و با گوشزد کردن  خطرات این جریان او را برای تصفیه و از بین بردن افراد این جریان تشویق کردند.به گفته روس ها این ستون پنجم که همان جناح وابسته به غرب حکومت باکو بود مأموریت سازماندهی، حمایت و اعزام تروریست های وهابی در جمهوری آذربایجان و کل قفقاز را به سوریه بر عهده داشت .


روس ها با خیال آسوده در پی حضور در کارزار سوریه



در واقع در پی تصمیم روس ها برای حضور نظامی در سوریه، آن ها با این دست اقدامات در پی برقراری امنیت پایدار در مرزهای خود بودند چرا که می خواستند  خیال شان از  حملات تلافی جویانه  تروریستی جریان های وهابی فعال در قفقاز و دیگر کشور های اتحاد جماهیر شوروری سابق که حیات خلوت روس ها محسوب می شود  امن باشد و می خواستند  با  خاطری آسوده در کارزار سوریه حضور یابند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۳:۴۳
مسعود صدرمحمدی

یادداشتم در مورد مساله نقد تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان که در شماره دوم ماهنامه صبح تبریز منتشر شد.

...

اگرچه دوره اشغال و تصرف اراضی یک کشور و دوره پیش از آن در حیطه کاری سیاست مداران و نظامیان است اما حفظ و پایداری این تصرفات یعنی دوره پس از جنگ-اگر اتفاق بیافتد- دوره انجام وظیفه مورخان و نخبگان است. چراکه نسل های پس از نسل جنگ زده تنها راه ارتباطی شان با گذشته خود همین کتاب هایی است که به قلم نویسندگان و مورخان تولید می شود. بنابراین هر کشوری که توان بیشتری برای تولید تاریخ و ایجاد مبانی نظری اشغال اراضی کشوری دیگر را داشته باشد در حفظ تصرفات خود تواناتر نیز خواهد بود.

جمهوری آذربایجان و سایر سرزمین های قفقاز نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. این اراضی با وجود اینکه در گذر تاریخ همواره تحت حکومت ایران بوده اند در یک دوره تاریخی که ایران از ضعف شدید در تمام قسمت های حکومتی زجر می کشید توسط همسایه شمالی ایران تصرف شدند و طی دو معاهده که خوشبختانه متن آنها و نیز سیر فرآیند سیاسی نوشته شدن آنها با میزان قابل توجهی از جزئیاتش ذکر شده است از سرزمین های مادری خویش بریده شده و به واحد سیاسی جدیدی الحاق شدند. حفظ این اراضی با توجه به اهمیت جغرافیایی – سیاسی ای که برای حکومت روس داشت ، با وجود تغییرات عمیقی که در هیئآت حاکمه حکومت روس اتفاق افتاد اما همواره مد نظر حکومت مرکزی بوده اند و هیچ کدام از این حکومت ها راضی به از دست دادن این مناطق و حتی تضعیف حضور در این مناطق نشده اند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۰
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه روزنامه "یئنی مساوات" جمهوری آذربایجان با من در موضوع تاثیر توافق هسته ای وین بر سیاست داخلی ایران. این مصاحبه روز 24 ژوئیه 2015 در صفحه 8 این روزنامه و سایت آن منتشر شد.



İranlı analitik Məsud Sədr hesab edir ki, bu anlaşma ilə ölkənin qarşıdakı 10 illik siyasət binasının kərpicləri kəsilməyə başlayıb...

İranla “altılıq” ölkələri arasında nüvə anlaşması İslam Respublikasında siyasi və hərbi dairələrdə birmənalı qarşılanmadı. Ali dini lider bu prosesə dəstək versə də, anlaşmadakı bəzi müddəalar, xüsusən də raket mərkəzlərinin təftişə açılması hərbi dairələrin etirazına səbəb olub. Bir neçə gün əvvəl SEPAH-ın komandiri İbrahim Cəfəri bu müddəanın İran üçün “qırmızı xətt” olduğunu və raket mərkəzlərinin təftişinə icazə verməyəcəklərini açıq şəkildə bəyan edib.



Bundan başqa, İranın ABŞ-la yaxınlaşmadan sonra Yaxın Şərq siyasətində dəyişikliyin olacağı ilə bağlı iddialar da ortaya atılıb. Doğrudur, bu cür iddialar təkzib olunur. İranlı jurnalist, siyasi prosesləri tədqiq edən araşdırmaçı Məsud Sədr deyir ki, İranla “altılıq” ölkələri arasında anlaşma yeni imkanlar yaratması və ən əsası, sülh gətirməsi baxımından İran xalqı üçün əvəzedilməz hadisədir. Ancaq onun sözlərinə görə, bu anlaşma ölkə daxilində siyasi qüvvələr arasında ciddi fikir ayrılıqlarına da səbəb olub. 

İran insanı xatırlayır ki, 80 il əvvəl Rusiya və Britaniya İran dövlətinə xəbər vermədən bu ölkəni öz aralarında bölürdü, yaxud 60 il öncə ABŞ kəşfiyyatı bir gecədə İranın ən çox sevilən baş nazirini devirirdi və hətta 40 il əvvəl İran şahı ABŞ prezidenti qarşısında necə müti davranırdı: "Bu tarixi təcrübələri yaddaşında saxlayan bir xalq əlbəttə ki, indi öz təmsilçilərini masanın bir tərəfində və dünyanın 6 gücünü masanın o biri tərəfində görəndə müəyyən dərəcədə sevinib və hətta güvənir. Ona görədir ki, bu 12 ildə müxtəlif siyasi cərəyanlar iqtidara gəlsələr də ən gərgin vaxtlarda belə müzakirə prosesinə qarşı pozitiv mövqedən yanaşıblar. H. Ruhanı isə seçki kampaniyalarında bu çıxılmaz və sonu olmayan bir dalanda dayanan məsələni çözəcəyinə söz verib və hakimiyyətinin ilk aylarından bu işə əmək sərf etdi".
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۶
مسعود صدرمحمدی

این مطلب روز گذشته در مجله الکترونیکی اخوت منتشر شد. تیتر نوشته به ذوق و قلم دوستان سایت است. (لینک اصلی مطلب در پایان)

...

جنگ های تحمیلی روسیه علیه ایران چنان ضربه سهمگینی را به موجودیت تاریخی ایران وارد آورد که تا سالها ایرانیان چنان احساس خود کم بینی و حتی هراس از خود و دیگران داشته باشند که هیچ گاه به فکر سرزمین هایی که از دست داده بودند نیافتند. پس از قراردادهای گلستان، ترکمنچای، آخال و هرات که در یک دوره تاریخی کوتاه بر ایران تحمیل شد که دو قرارداد نخست نتیجه مستقیم جنگ های تحمیلی و ناخواسته علیه ایران بود. این جنگ ها و شکست های میدانی که درهم ریختگی و آشوب فکری و نهایتا سیاسی چند دهه ای برای ایران در پی داشت و همچنین نیرومندتر شدن همسایه ابر قدرت شمالی که هیچگاه نگاه طمع آلود خود به تمامیت ارضی ایران و استقلال ملی آن را انکار نمی کرد سبب شد تا ایران از حوزه شرق و غرب دریای خزر که تا دیروز به عنوان یکی از اصلی ترین منابع و مراکز ایرانیت و جهان اسلام بودند غفلت کند. بعدها با رواج ناسیونالیسم جهالت بار رضاخانی در ایران و تسلط اندیشه منحط این گفتمان بر کشور ایران برای همیشه از مرزهای شمالی و سرزمین هایی که همواره مرزبان جهان اسلام به شمار می رفته است چشم پوشی کند. 
در میان این سرزمین ها اراضی قفقاز از اهمیتی دو چندان برخوردار بود. این سرزمین اولا از اهمیتی ذاتی به جهت موقعیت جغرافیایی آن برخوردار بود و از سوی دیگر به دلیل رواج تشیع و تبدیل شدن آن سرزمین به یکی از کانون های تشیع از دیدگاه مذهبی نیز اهمیتی وافر داشت. با توجه به چنین اهمیتی به صورت طبیعی اشغالگران جدید که اندیشه ماندگاری و تحکم همیشگی بر این سرزمین را داشتند توجه بیشتری را به این سرزمین ها مبذول داشتند. 
نخستین حربه اشغالگران همچون همیشه تاریخ ایجاد اختلافات مذهبی و رواج درگیری های مذهبی بود. از سوی دیگر اشغالگران جبهه جدید با نام روشنفکری علیه اسلام در این منطقه آغاز کردند که با سرکردگی میرزا فتحعلی آخوندزاده که بدون به دست گرفتن یک سلاح تا مقام سرهنگی ارتش تزاری روس ارتقا پیدا کرده بود آغاز شد. آتش فتنه جنگ های مذهبی در این منطقه با نام شیعه و سنی و متشرع و صوفی برای مدتها شعله ور بود و اگرچه گاه اقداماتی در برابر فتنه افکنی دشمنان صلیبی انجام می گرفت اما همواره این آتش فتنه به نفع کفار روس بوده و خانه استعمارگری آنان را گرم می کرد. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۲
مسعود صدرمحمدی

این مطلب را چند هفته پیش در صفحه شخصی فیس بوکم نوشتم که مورد توجه مخاطبین آذری قرار گرفت و از طریق دوستان مطلع شدم دو سایت آذری آن را نقل کرده اند. در ادامه متن یادداشت و لینک سایتها تقدیم می شود.

..............................................................................................


Bir az bundan əvvəl Fazil Mustafanın Əsgər Fərdiyə verdiyi cavabları oxudum. Maraqlı idi. Mən Əsgər Fərdini də, Fazil Mustafanı da yazılarından tanıyıram, ara-sıra onların düşüncələri və müxtəlif mövzulardakı görüşlərini öyrənirəm. Bunu nəzərə alaraq, mən Əsgər Fərdi cənablarının Fazil bəy kimisi səviyyəsində olan bir şəxslə elmi mübahisəyə girməsini heç istəməzdim. Axı mən Əsgər müəllimin hansı Əllamələr və Ustadların məktəblərində oxuduğunu, Fazil bəyin isə dini və maarifi mövzularda elmi qaynaqlarının səviyyəsini oxuduqlarımdan dolayı anlayıram.
Fazil bəy əlbəttə Azərbaycan cəmiyyətində yeni fikiri cərəyan yaratmağa can atır, bu cərəyan yeni formalı təkfirçilikdir. Onun “Azərbaycan türklərinin dini-fəlsəfi dünyagörüşü” kitabını neçə ay əvvəl oxuyub-bitirəndən sonra, son səhifəsində yazmışam: bu təkfirçiliyin yeni versiyasıdır- Qalstuklu təkfirçilik!
Amma bu arada Fazil bəyin verdiyi cavablar maraqlıdır. O cənab Fərdinin elmi tənqidlərini heç görməmiş kimi "Peyğəmbərin xanımına namussuz deyənlər mənə niyə böhtan atmasınlar ki?!" və "Deyəsən havanın hərarəti 40-45 dərəcəyə çatdıqca insanlar nə danışdıqlarını bilmirlər" deyə cavablar səsləndirib, amma yaxşı olardı ki, məsələn, şiədə İctihad və Təqlid, yaxud coğrafi fərzi xətt məsələsi, yaxud şiə və əhi-sünnətin qəməri aylara aid fiqhi görüşləri və s. məsələlərə bir cavab versin.
Bu elmi məsələləri bir yana buraxanda bir ayrı məsələ də çox maraqlıdı, o da Azərbaycan Respublikasının 90-ci illərdə çalışan diplomatlar və dövlət işçilərinin bəzi məsələlərdə İrana qarşı davranışıdır!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۵۳
مسعود صدرمحمدی

مقاله ای است به قلم  کنعان روشن اوغلو، روزنامه نگار و تحلیلگر جمهوری آذربایجان و بایرام بالجی، روزنامه نگار و تحلیلگر ترکیه در مورد تاثیرات تحولات منطقه خاورمیانه بر اجتماع و فرهنگ جمهوری آذربایجان.

این مقاله به زبان انگلیسی و با عنوان «Shia-Sunni Sectarianism in the Middle East and Its Echo in Azerbaijan» که در سایت موسسه کارنگی روسیه منتشر شده بود. لینک متن اصلی را در زیر مقاله آورده ام.

................................................................................................................


آذربایجان تنها جمهوری  شوروی سابق است که پس از فروپاشی شوروی در آن نسبت جمعیتی مذاهب بین شیعیان و سنیان به صورت 65 به 35 تقسیم شده است.  این ویژگی ریشه در تاریخ این کشور دارد که در آن به مدت چند قرن صفویان شیعه و عثمانیان سنی برای برتری مذهبی و سیاسی بر یکدیگر در این منطقه مبارزه پرداختند. با این حال، از آغاز قرن 19 به بعد، نه ایرانیان و نه عثمانی قادر به اعمال نفوذ در آذربایجان نشد چرا که همه قفقاز جنوبی توسط روسیه سقوط کرده و تحت کنترل یک قدرت سوم قرار گرفت. با توجه به سلطه طولانی روسی و شوروی بین سال های 1828 و 1991  که سکولاریسم توان یافته و جنبشی محلی که با نام «معارف پروری» (maarifçilik) ظهور کرد، قرائت کهن شیعه و سنی در منطقه اهمیت پیشین خود را از دست داد. در نتیجه، با گذر زمان تمایز بین اسلام  شیعی و سنی تا حد زیادی برای عموم مردم مبهم بود.

 

 با این حال، با پایان اتحاد جماهیر شوروی و اتصال مجدد و تدریجی جمهوری آذربایجان و سایر نقاط جهان اسلام احساس تفاوت بین شیعه و سنی در میان مسلمانان آذربایجانی نیز بروز کرد. اکنون نگرانی عمده ای که در جمهوری آذربایجان وجود دارد تاثیر پذیری  روابط سنتی هماهنگ بین شیعه و سنی  در این کشور است که به تبع اقدامات مخربی که برای تشدید تقسیم شیعه و سنی در جهان اسلام، مانند ظهور دولت اسلامی در عراق و خاورمیانه، و یا داعش در سوریه و عراق است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۴:۴۶
مسعود صدرمحمدی