هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۲۴ مطلب با موضوع «مصاحبه ها» ثبت شده است

در این بین، درگیری‌هایی نیز در منطقه قفقاز بین ارمنی‌ها و دولت باکو به وجود آمد. با حمایت ارمنستان و روسیه، ساکنین ارمنی منطقه قره‌باغ، علیه حاکمیت آذربایجان شورش کرده و خواستار تجزیه و خودمختاری شدند و این شورش به درگیری‌های جدی و جنگ داخلی کشیده‌شد. در نتیجه این جنگ‌ها، حدود یک‌میلیون نفر از ساکنین آذری مسلمان مجبور به ترک خانه‌های خود از قره‌باغ شدند.

در ٢٠سال گذشته، همیشه شاهد درگیری‌های پراکنده در این منطقه بودیم، اما درگیری‌هایی که در دو روز گذشته اتفاق افتاد، باتوجه به شدت، حجم و گستردگی منطقه درگیری، نشان می‌دهد که این درگیری‌ها چیزی غیر از درگیری‌های معمول بوده و امکان دارد اهداف بلندمدتی پشت‌سر این درگیری وجود داشته‌باشد.

منطقه قره‌باغ منطقه شیعه‌نشینی بوده‌است و در این حوزه، شیعیان در کنار ارمنی‌ها و مسیحیان زندگی می‌کنند. باتوجه به فروپاشی شوروی و خلأ قدرتی ناشی از آن، ارمنی‌ها سعی می‌کنند از این خلأ به نفع خود استفاده کنند. در آن دوره، ایران نیز دو نقش را بر عهده می‌گیرد. یکی اینکه در مقام اعلامی تحت عنوان فعالیت‌های میانجی‌گرایانه ظاهر می‌شود و سعی می‌کند با ایجاد یک کریدور میان تهران، باکو، ایروان و مسکو، فعالیت‌هایی را برای قطع درگیری‌ها و گسترش روحیه انقلاب اسلامی انجام دهد. از طرف دیگر، با حضور مستقیم نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فعالیت‌های مستشاری خود را به‌طور کاملا محرمانه در این منطقه آغاز می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۴
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت ائل پرس در مورد بحران قره باغ

....

مسعود صدرمحمدی در گفتگو با خبرنگار ائل با اشاره به مناقشه در منطقه قره باغ طی چند روز گذشته، اظهار کرد: مسئله درگیری قره باغ یک مسئله ای هست که در واقع به یادگار مانده از دوران شوروی هست، یکی از اهرم های فشار حکومت شوروی خصوصاً در دهه 40 به بعد یعنی در اوج نیمه دوم دهه 30 به بعد و در اوج اقتدار استالینی، جابجایی های قومیتی و همچنین تقسیم بندی های اداری خاص بود تا از این طریق دولت مرکزی بتواند اقتدار خود را در جمهوری ها حفظ بکند.

وی ادامه داد: با نزدیک شدن به فروپاشی شوروی ما شاهد درگیری های قومی بین ارامنه منطقه قره باغ علیه سیستم اداری این منطقه که دست باکو بود، شدیم که این درگیری ها رفته رفته شدت بیشتری به خود گرفت و تبدیل به جنگ شهری شد و بر اساس این درگیری ها و با توجه به اینکه طرف روس و همچنین کشور ارمنستان طرفدار و حامی طیف جدایی طلب قره باغ بودند، بر این اساس درگیری های شهری آغاز شد و مردم آذری و مسلمان منطقه قره باغ مجبور به مهاجرت از آن منطقه شدند.

وی خاطرنشان کرد: این درگیری ها زمانی رخ داد که حکومت شوروی فروپاشید و کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان به استقلال رسیدند، در این شرایط ایران به صورت طبیعی نمی توانست که نسبت به وضعیت موجود بی تفاوت باشد و وظیفه خود می دانست که ایفای نقشی کرده باشد، بر همین اساس ایران یک دوره میانجی گری که 10 ماه طول کشید را آغاز کرد،

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۰۵
مسعود صدرمحمدی
مصاحبه ام با سایت فردا در مورد بحران قره باغ.
....

منطقه قفقاز به لحاظ جغرافیایی بسیار استراتژیک بوده واز نظر تاریخی اهمیت بسزایی دارد؛ این اهمیت از آن جهت است که حوزه تمدنی ایران و اروپا در این منطقه با یکدیگر درگیر و رویارو می شدند. بنابراین قفقاز در طول تاریخ همیشه شاهد درگیری ایران و عثمانی و روسیه بوده است که در 200 سال گذشته تقدیر این منطقه به دست روس ها افتاد. با فروپاشی شوروی، روس ها متوجه بودند که باید جای پا یا منطقه ای بحرانی وجود داشته باشد تا بهانه ای برای تداوم حضور عنصر روس در منطقه بسیار استراتژیک قفقاز وجود داشته باشد؛ از این رو مسئله و بحران قره باغ آغاز شد و در نتیجه این بحران شاهد درگیری بسیار شدید در طول 25 سال گذشته بوده ایم؛ در خصوص بحران قره باغ و نقش ترکیه در این منطقه و راه حل های سیاسی برای به سرانجام رسیدن این متاقشه با مسعود صدر محمدی، کارشناس مسائل قفقاز و ترکیه گفتگو کردیم: 

صدرمحمدی علت اصلی مشخص نشدن سرنوشت این منطقه را در سه نکته می داند: اول اینکه قره باغ تبدیل به اهرم فشار از طرف روسیه علیه دولت آذربایجان و دولت ارمنستان شده است؛ دوم؛ این منطقه محلی برای زورآزمایی و استفاده به عنوان وسیله و اهرم فشار و راه نفوذ در هر دو کشور برای لابی های اروپایی و روسی شده و سوم؛ استفاده های داخلی هر دو دولت ارمنستان و آذربایجان از این مسئله.
وی با بیان اینکه باکو و ایروان مطمئن هستند که این بحران به زودی حل نخواهد شد، تأکید کرد: این موضوع سبب می شود همیشه کشور را در حالت خطرناک تصور کنند و با استفاده از این حالت آستانه جنگ می خواهند مخالفان داخلی را سرکوب یا مخالفان سیاسی را تبدیل به کسانی کنند که مخالف ملی هستند؛ به همین دلیل در طول 20 و چند سال گذشته مسئله قره باغ حل نشده و به این زودی ها هم نباید انتظار حل آن را کشید. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۰۰
مسعود صدرمحمدی

متن زیر مصاحبه ای است که با سایت خبری تحلیلی تبریز بیدار انجام دادم و پس از انتشار در آن سایت در سایت های دیگر نیز باز نشر داده شد. دوستان تحریریه سایت با افزوده هایی این مصاحبه را تبدیل به یک گزارش کرده اند.


....

به گزارش تبریز بیدار، یکی از مجموعه‌های نهادی دوران مدرن شکل گیری تدریجی دولت- ملت (یا دولت ملی) در اروپای قرن ۱۹ و در سایر مناطق جهان در قرن بیستم است. روند پرفراز و نشیب شکل گیری دولت ملی با بحران‌های گوناگون روبه رو بوده و هست. یکی از این بحران‌ها چگونگی رویارویی دولت ملی با ناسیونالیسم قومی است.

دولت‌ها در دوران مدرن، که معمولاً مردمانشان از اقوام گوناگونی تشکیل شده‌اند، ناگزیرند برای ایجاد انسجام و یکپارچگی مردم تحت امرشان، بر اعتقاد به ملت یا ناسیونالیسم ملی تبلیغ و تاکید کنند. متقابلاً اقوامی که احساس نزدیکی با ناسیونالیسم ملی و رسمی ندارند بر ناسیونالیسم قومی (یعنی اعتقاد به اصالت یک قوم که از داشتن دولت محروم است) اصرار می‌کنند و دست به مقاومت می‌زنند. اگر چنانچه برای محذوفان قومی شرایط فراهم شود در قالب جنبش‌ها و ناسیونالیسم قومی در برابر دولت ملی صف بندی می‌کنند؛ اما این مدل در روسیه به لحاط مطالعات و مردم و قوم‌شناسی حاکمان روسیه به سختی توانست جایگاه عینی و ملموس خود را همچنان که در اروپا رخ داد، بیابد.


در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد
پادشاهی روس‌ها در اوایل قرن ۱۵ در مسکو شکل گرفت. به تدریج نفوذ پادشاهی از چهار طرف در طول چهار قرن گسترش یافت (خصوصاً بعد از سقوط قازان خان (۱۵۵۲) و استراخان (۱۵۵۶) در منطقه بزرگ ولگا). اوج گسترش نفوذ و سلطه تزارها در قرن ۱۹ بود، به طوری که در آغاز قرن ۱۸ جمعیت روسیه چهل میلیون و در پایان قرن ۱۹ صدوسی میلیون نفر شد که در میان آن‌ها بیش از دویست گروه قومی وجود داشت. در سرشماری ۱۹۲۹ دویست گروه قومی تشخیص داده شد. اما در سال ۱۹۳۹ به خاطر گروه‌های قومی کوچک در گروه‌های بزرگ تر و تغییر در معیارهای انسان شناسی (در هنگام تشخیص گروه‌های قومی)، تعداد گروه‌های قومی تقلیل یافت. تا اینکه در سرشماری ۱۹۷۹، صدوچهار قومیت در شوروی تشخیص داده شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۴
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه روزنامه "یئنی مساوات" جمهوری آذربایجان با من در موضوع تاثیر توافق هسته ای وین بر سیاست داخلی ایران. این مصاحبه روز 24 ژوئیه 2015 در صفحه 8 این روزنامه و سایت آن منتشر شد.



İranlı analitik Məsud Sədr hesab edir ki, bu anlaşma ilə ölkənin qarşıdakı 10 illik siyasət binasının kərpicləri kəsilməyə başlayıb...

İranla “altılıq” ölkələri arasında nüvə anlaşması İslam Respublikasında siyasi və hərbi dairələrdə birmənalı qarşılanmadı. Ali dini lider bu prosesə dəstək versə də, anlaşmadakı bəzi müddəalar, xüsusən də raket mərkəzlərinin təftişə açılması hərbi dairələrin etirazına səbəb olub. Bir neçə gün əvvəl SEPAH-ın komandiri İbrahim Cəfəri bu müddəanın İran üçün “qırmızı xətt” olduğunu və raket mərkəzlərinin təftişinə icazə verməyəcəklərini açıq şəkildə bəyan edib.



Bundan başqa, İranın ABŞ-la yaxınlaşmadan sonra Yaxın Şərq siyasətində dəyişikliyin olacağı ilə bağlı iddialar da ortaya atılıb. Doğrudur, bu cür iddialar təkzib olunur. İranlı jurnalist, siyasi prosesləri tədqiq edən araşdırmaçı Məsud Sədr deyir ki, İranla “altılıq” ölkələri arasında anlaşma yeni imkanlar yaratması və ən əsası, sülh gətirməsi baxımından İran xalqı üçün əvəzedilməz hadisədir. Ancaq onun sözlərinə görə, bu anlaşma ölkə daxilində siyasi qüvvələr arasında ciddi fikir ayrılıqlarına da səbəb olub. 

İran insanı xatırlayır ki, 80 il əvvəl Rusiya və Britaniya İran dövlətinə xəbər vermədən bu ölkəni öz aralarında bölürdü, yaxud 60 il öncə ABŞ kəşfiyyatı bir gecədə İranın ən çox sevilən baş nazirini devirirdi və hətta 40 il əvvəl İran şahı ABŞ prezidenti qarşısında necə müti davranırdı: "Bu tarixi təcrübələri yaddaşında saxlayan bir xalq əlbəttə ki, indi öz təmsilçilərini masanın bir tərəfində və dünyanın 6 gücünü masanın o biri tərəfində görəndə müəyyən dərəcədə sevinib və hətta güvənir. Ona görədir ki, bu 12 ildə müxtəlif siyasi cərəyanlar iqtidara gəlsələr də ən gərgin vaxtlarda belə müzakirə prosesinə qarşı pozitiv mövqedən yanaşıblar. H. Ruhanı isə seçki kampaniyalarında bu çıxılmaz və sonu olmayan bir dalanda dayanan məsələni çözəcəyinə söz verib və hakimiyyətinin ilk aylarından bu işə əmək sərf etdi".
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۶
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به دعوت دوستان تحریریه سایت تبریز بیدار در دفتر آن پایگاه خبری برگزار شد. مناسبت انجام این مصاحبه بر سر توافق اخیر اقتصادی و گازی ترکیه و روسیه بود که بحث به بررسی کنشگران موجود در سیاست داخلی ترکیه، جریان گولن، آینده اردوغان و نقش ایران در این معادلات رسید.


با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید اگر موافق باشید در ابتدا نگاهی به وضعیت تاریخی ترکیه داشته باشیم بسیاری می گویند اردوغان و حزب متبوع او در صدد احیای خلافت عثمانی هستند؟

 

طبعا طیف اسلام گرایان ترکیه به صورت تاریخی نمی توانند از میراث 600 ساله حکومت عثمانی چشم بپوشند حتی این حس توجه به میراث عثمانی را در شخصی مانند مصطفی کمال پاشا هم شاهد بودیم. کمال پاشا در مقطعی از حکومتش پیشنهاد تشکیل کنفدراسیون بین ترکیه و عراق و سوریه را داد که البته به دلیل حضور استعماری فرانسه و انگلیس محقق نشد. ریشه این توجه به میراث عثمانی نیز شرافت و سماحتی است که برای افراد معاصر در پی دارد. با برآمدن حزب عدالت و توسعه در سپهر سیاسی ترکیه، این کشور از سوی اروپا و آمریکا ماموریتی بر عهده گرفت تا در مقابل مدل جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل مطلوب حکومت داری برای سایر کشورهای اسلامی معرفی شود. برای تحقق این ماموریت بایستی شاهد شکوفایی اقتصادی،تحرک دیپلماتیک و ارتقا تمام شاخص های کشورداری در ترکیه می بودیم و با توجه به همین نکته بود که شاهد یک موج انباشت سرمایه گذاری در اقتصاد ترکیه توسط اعراب و فعال شدن در صحنه بین الملل و منطقه ای همچون پرونده هسته ای ایران بوده ایم.

تا مقطع بیداری اسلامی این سیاست منطقه ای و بین الملل ترکیه تقابلی با سیاست های جمهوری اسلامی نداشت. اما پس از وقوع بیداری اسلامی، دولت این کشور به این نتیجه رسید که به هر حال این خیزش ها رخ داده و باید با جایگزین کردن بهترین گزینه ها به جای حکومت های فرو افتاده عربی در آِنده سیاسی منطقه سهم لازم را داشته باشند. اما سوال اساسی این بود که این گزینه چه کسی می تواند باشد؟ دولتمردان ترک به این تصمیم رسیدند که تنها اخوان المسلمین به دلیل دارا بودن ساختار سازمانی و وسعت عمل و ریشه دار بودن توان تصاحب انقلاب ها را دارد. پیروزی افرادی با پشتوانه اخوانی در تونس و سپس مصر ظاهرا این سیاست را تایید کرد. در سوریه نیز پیش بینی ترکیه این بود که در بدترین حالت حداکثر تا 6 ماه حکومت اسد برخواهد افتاد و باز این طیف اخوان المسلمین است که پیروز صحنه سیاسی این کشور خواهد بود. در واقع ترکیه به این طرح رسیده بود که با مهر چینی افراد متمایل به خود در کشورهای منطقه میدان سیاست و عمل خود را بسیار گسترده خواهد کرد.

 

در مورد نقش ترکیه را در بروز جنگ سوریه بیشتر توضیح دهید.

 

دولتمردان ترک به این نتیجه رسیدند که بشار اسد سقوط خواهد کرد و بنابراین سعی کردند تا با ایفای نقش در حکومتی که برخواهد آمد به سهم خواهی سیاسی در صحنه سیاست سوریه بپردازند. با توجه به این فکر که درگیری ها کوتاه مدت خواهد بود ترکیه تمام قوای خود یا در واقع تمام کارت هایی که در دست داشت را بر روی میز گذاشت. و تامین مالی و نظامی جنگجویان تروریست در سوریه به عهده ترکیه قرار داده شد؛ اما مانند همیشه تاریخ اگرچه آغاز جنگ ها را می شود احتمال داد اما پایان جنگ مساله ای است که به این راحتی ها تمام شدنی نیست و دیدیم که بحران سوریه نیز اکنون وارد چهارمین سال خود می شود. شما می بینید کشور عربی اردن علی رغم مرز طولانی با سوریه با پی بردن به این نکته که سقوط بشار اسد در 6 ماه محال است و جولان تروریسم در سوریه تهدیدی برای این کشور است این نقش پشتیبانی را برعهده نمی گیرد ولی دولت اردوغان با بلندپروازی عجله کرد و اکنون در حال هزینه دادن در مرزهای ملتهب جنوبی خود است.

اما چرا این پشتیبانی ها همچنان ادامه دارد؟ باید بگویم که  دو تحلیل در این زمینه وجود دارد؛ اولین تحلیل این است که حزب عدالت و توسعه به گونه ای خود را قدرتمند می داند که هیچ نگرانی از مرزهای جنوبی و معضل تروریست ها ندارد و در این تصور است که هر لحظه بخواهد می تواند این غائله را خاتمه دهد. تحلیل دیگر نیز حکایت از آن دارد که دولت اردوغان متوجه باختن قافیه شده و کنترل این جریانات از دستش خارج شده است به همین دلیل زمان و هزینه می دهد تا یک موقعیت برای خود بدست آورد و در موقع مناسب خود را از شر عناصر نامطلوبی که در طول مرزهای ترکیه و سوریه قرار گرفته اند نجات دهد. هرچقدر از جریان را به پیش می رویم تحلیل دوم، خود را قوی تر نشان می دهد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۰
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت خبری تحلیلی آناج تبریز در ارتباط با تحولات منطقه و مساله مواضع ترکیه در قبال سوریه و عراق

...


اعلام حکومت نظامی در استان های کردنشین ترکیه و وضعیت بحران داخلی ایجاد شده ناشی از تدابیر نسنجیده ترکیه در مسائل منطقه از جمله مسائلی است که در گفتگوی تفصیلی با مسعود صدر محمدی، کارشناس مسائل منطقه مورد بررسی قرار گرفت.

در ابتدا برای آشنایی بهتر است توضیحاتی در مورد جایگاه ترکیه و اهمیت آن در مناسبات منطقه بفرمایید. 


ترکیه به عنوان میراث دار حکومت عثمانی دارای اهمیت بالایی است. ترکیه در چند سال اخیر سعی کرده است خود را به عنوان میراث دار حکومت عثمانی نشان دهد و نقشی را که حکومت عثمانی در جهان اسلام و معادلات سیاسی جهان داشت، برای خود احیاء کند. تا پیش از انقلاب اسلامی نقش مدیریت منطقه و مدیریت ملل مسلمان از طرف آمریکا برای ایران تعریف شده بود ولی با توجه به انقلاب اسلامی که در ایران و تحولات عمیق و عجیبی که در منطقه رخ داد، این نقش را به ترکیه سپردند. خصوصا در 15 سال اخیر ترکیه نشان داد که قابلیت لازم برای این نقش را دارد. لذا سابقه ی تاریخی را به عنوان یک امتیاز ویژه برای خود تلقی کرد و وارد فعالیت های مدیریت منطقه و تاثیرگذاری در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای شد. خصوصا پس از فروپاشی شوروی و مطرح شدن گفتمان ترکی این نقش اهمیت بیشتری پیدا کرد و ترکیه علاوه بر منطقه عربی ماموریت پیدا کرد که در منطقه ترکی و در منطقه آسیای میانه نیز ایفای نقش کند. البته الان در این منطقه جغرافیایی با ضعف مواجه شده و روسیه توانسته بنیان های قدرت خود را بازیابی کند ولی در منطقه عربی و آفریقایی، ترکیه همچنان به عنوان یک گفتمان در حال تاثیرگذاری است.

 
 

به نظر شما قدرت اقتصادی، سیاسی و قدرت نرم ترکیه اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟

بحثی که در کشور ما نیز زیاد مطرح می شود، بحث نئوعثمانی یا عثمانی گرایی نوین است که زیاد مصادره به مطلوب می شود. هرچند توجه به دوره عثمانی و پیش از آن (دوره سلجوقیان) در گفتمان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ترکیه احیاء شده است و هنگامی که ما به سیستم ارزش گذاری در سطح سیاست، فرهنگ و اجتماع ترکیه نگاه می کنیم متوجه می شویم که در 15 سال اخیر این توجه نسبت به پیش از آن بسیار پررنگ شده است و از عثمانی به عنوان یک دوره پرافتخار و پر از غرور یاد می کنند. اما احیای حکومت عثمانی توسط دولت ترکیه عملی نیست. خود ترکیه نیز هرگز ادعایی درمورد بازیابی اراضی نداشته است زیرا اراضی عثمانی از غرب آفریقا شروع شده و تا مرزهای ایران و قفقاز و پشت دروازه های وین می رسید. قطعا ترکیه توان لازم را برای سرزمین گشایی ندارد. پس باید به این سوال پاسخ بدهیم که منظور از نئوعثمانی چیست؟ گویا ترکیه سعی دارد با ارائه بحث عثمانی، دیپلماسی عمومی لازم برای تاثیرگذاری در دیپلماسی تخصصی را برای خود به وجود بیاورد او سعی دارد عزت از دست رفته ی عثمانی را برای خودش احیاء و خود را به عنوان جانشین عثمانی مطرح کند. ترکیه متوجه است که در منطقه عربی آفریقایی جهان اسلام هیچ حکومت قدرتمندی وجود ندارد. قدرت حکومت ها وابسته به مردمی بودن آنهاست و ترکیه به راحتی این را درک کرده است که ما هیچ حکومت قدرتمندی نداریم. بنابراین بهترین فرصت است که با یادآوری عزت دوران گذشته ترکیه(دوره عثمانی) این کشورها و دولت های ضعیف را تحت تاثیر خود قرار بدهد و این نیز دقیقا در راستای نقشی است که آمریکا و اروپا در جهان اسلام برای ترکیه تعریف کرده اند.

ارتباط سوریه و ترکیه در حال بهبود بود؛ اما چه شد که ترکیه یکباره زمین بازی را عوض کرد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۳ ، ۱۱:۰۶
مسعود صدرمحمدی

مصاحبه ام با سایت خبری تحلیل «7sabah» ترکیه در مورد اعدام‌های مصر

......................................................................................................


7SABAH ÖZEL
RAÖPORTAJ: Mehmet Gürhan

 
İranlı ortadoğu uzamanı Masoud Sadr, Mısır'daki darbe ve idamları 7SABAH'a değerlendirdi.
 
  S- Mısır’daki idam kararlarına geçmeden evvel, darbe sürecini konuşmak istiyorum. Mısır’da darbeye giden süreci anlatır mısınız?
 
C- Bu sorunun cevabını bir hatırayla vereyim; Hüsnü Mübarek’in hâkimiyet yıllarında Mısır’a gitmiş bir belgesel filim yönetmeni şöyle söylüyordu; biz Kahire’de saatlerce trafikte kalıyorduk ancak sürücülerin hiç birisi bu duruma kızmıyor, itiraz etmiyorlardı. Ben arabamızın tecrübeli şoförüne niçin siz kızmıyorsunuz, şikâyet etmiyorsunuz diye sordum. Şoförün cevabı çok etkileyiciydi: “biz bin yıldır, Firavunlar çağından, böyle itaat etmeyi öğrenmişiz şimdi ise trafiğe itaat ederiz”…
 
Mısır halkı doğunun en büyük ve muhteşem tarihine sahip bir halkıdır. Tabi ki bu müthiş durum,  her zaman devam etmeyecekti. Nihayet halk ayaklanıp büyük bir devrimle sonuçlanacak bir yola start verdi. 25 Ocak 2011’de, yıllarca firavunluk yapmış Mübarek devrildi. Ancak onun yerine gelebilecek kişi var mıydı? Genellikle Arap ülkelerinde siyasal yapıların kusurlu olduğundan dolayı ve diktatörlük ucubesinin sosyal zeminlerin yokluğundan büyük siyasetçilerin yetiştirilmesi çok zor. Partiler ancak isimde parti ve hakikatte hükümetin başında olan kişinin isteğinden başka hiç bir şey söylemiyorlar. Bunları göz önüne alarak Mısır devrim günlerinde ve ondan sonra başka Arap ülkelerindeki gibi “önder”sizlik sorunu ile karşı karşıya kaldı. Bu siyasal durumdan başka halkın çok zor olan ekonomik durumu ve ülkenin iktisadi sorunlarının çözmenin acilliği durumu daha da zorlaştırdı. Bu dâhili faktörlerle beraber Mısır devrimi ile menfaatleri zarar gören ve tehlikeye düşen başka ülkelerin de faaliyetleri Mısır’ın şimdiki duruma düşmesinde etkili oldular.
 
S- Darbenin arkasında Suudi Arabistan ve Birleşik Arap emirlikleri olduğu söyleniyor. Ancak sayın başbakan Erdoğan ise İsrail’i işaret ederek; ellimizde belgeler var diyordu. Darbenin iç yüzünü siz nasıl analiz ediyorsunuz?
 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۲۷
مسعود صدرمحمدی

پرونده جریان گولن همچنان ادامه دارد...

...

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، عزیر ییغیت از فعالان حقوق بشری و رسانه‌ای شناخته شده ترکیه است. او به جهت فعالیت‌های روشنگرانه‌اش در عرصه بین المللی در موضوعات شیعیان بحرین و شیعیان جمهوری آذربایجان فردی تاثیر گذار شناخته می‌شود. ییغیت در گفت‌وگو با تسنیم در موضوع جماعت گولن و فعالیت‌های فرهنگی رسانه‌ای آن‌ها به پرسش‌هایی در این موضوع  پاسخ داد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

* تسنیم: با توجه به حوادث اخیر ترکیه در خارج از ترکیه، جریان گولن به عنوان یک جریان سیاست پیشه شناخته می‌شود حال آنکه با در نظر گرفتن سیر این جریان در دوره‌های مختلف می‌توان ادعا کرد که این گروه یک جریان فرهنگی و اجتماعی است. در صورتی که با این نظر موافق باشید در مورد بنیان‌های اجتماعی این جریان لطفا توضیح دهید.

 ترکیه نیز مانند بسیاری از کشورهای غربی و شرقی در آستانه هر انتخاباتی شاهد جوسازی‌ها و تبلیغات و ضدتبلیغات فراوانی از سوی جریان‌های مختلف می‌شود که گاه وضعیت ناخوشایندی نیز به خود می‌گیرد. در انتخابات اخیر کشور با جوی که تا کنون سابقه نداشته است، روبرو شد. جریانی که خود را با نام «حرکت هیزمت» (جنبش خدمت) معرفی می‌کرد دست به عملکردی که هیچ رابطه‌ای با شخصیتی که از خود تعریف می‌کرد، نداشت، زد. این حوادث نشان داد این جماعت که برای اهداف سیاسی داخل در مجادلات و کشمکش‌های سیاسی شد بیش از آن که نهادی اجتماعی باشد تشکیلاتی است که در داخل دولت خود را ساخته است و می‌تواند علیه هر کسی که احساس خطر کند دست به هر کاری بزند و اکنون نیز به حیات خود ادامه می‌دهد. به نظر من جماعت نه یک نهاد اجتماعی و حتی نه یک نهاد سیاسی است. بلکه این تشکیلات گروهکی است که بر اساس منافع مشترک برخی افراد به وجود آمده است.

عزیر

* تسنیم: با توجه به فعالیت شما در حوزه موضوعات فرهنگی لطفاً در مورد سیاست‌گذاری‌های فرهنگی جماعت گولن توضیح دهید.

زمانی که در مورد فعالیت‌های فرهنگی جماعت گولن به بحث می‌نشینیم  اصلی‌ترین فعالیتی که به چشم می‌خورد المپیادهای زبان ترکی است. پس از آن مسابقات علمی مختلف، اردوهای تفریحی در مقیاس‌های کوچک و برگزاری کمپ‌های خانگی و گروهی و برخی موارد مشابه آن در سطح بعدی قرار می‌گیرد. این فعالیت‌ها عموما در دو نوع محدود و عمومی برگزار می‌شود. فعالیت‌های محدود با مشارکت چند مرکز و خانه‌های تحت نظرات برادر و خواهرهای جماعتی برگزار می‌شود، اما فعالیت‌های عمومی در گستره‌های گاه بین‌المللی برگزار می‌شود که بیشتر به عنوان نوعی مانور و برای نشان دادن قدرت انسانی و برنامه‌ریزی جماعت به افراد عضو و سایر انسان‌ها  برگزار می‌شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۵۵
مسعود صدرمحمدی

ادامه پرونده گولن

...

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، جریان فتح الله گولن از نفوذ قابل توجهی در قفقاز و آسیای میانه برخوردار است. پس از حوادث اخیر ترکیه جمهوری‌های مسلمان جماهیر سابق شوروی که پیش از این با روی باز پذیرای جریان گولن بودند اکنون با سوءظن به این جریان نگاه می‌کنند. در گفت‌وگویی که در زیر می‌آید این موضوعات با کنعان روشن اوغلو، روزنامه نگار و پژوهشگر جمهوری آذربایجان به مذاکره گذاشته شده است.

*تسنیم: به نظر شما جمهوری آذربایجان و آسیای میانه به چه علتی برای جریان گولن اهمیت پیدا کرده است. چرا آن‌ها حجم قابل توجهی از توان و فعالیت‌های خود را متوجه این منطقه کرده‌اند؟

جریان گولن و یا اگر از عبارت خودشان استفاده کنیم «حرکت خدمت» اگر چه در ترکیه ایجاد شد اما دوره اصلی گسترش آن مربوط به دوران فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی بود. با از بین رفتن این اتحادیه 15 جمهوری تشکیل شدند که از این تعداد 6 جمهوری مسلمان بود و علاوه بر آن در خود روسیه هم جمعیت قابل توجهی از مسلمانان زندگی می‌کردند که این مسلمانان به لحاظ زبانی ترک زبان شناخته می‌شوند. با در نظر گرفتن ملاحظات دینی و ملی طبیعی بود که ترکیه به راحتی توان نفوذ در این مناطق را داشته باشد. چرا که با از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی حس ملی‌گرایی در این کشورها به شدت رشد کرده بود و از سوی دیگر این جمهوری‌های کوچک نیازمند حامیان خارجی بودند. در چنین شرایطی این کشورها رو به سوی دولت‌های مسلمان و ترک کردند.

در این دوره زمانی بنا به ادعاهایی با همکاری و حمایت ایالات متحده جریان گولن توانست که برای حضور خود در این مناطق زمینه پیدا کرده و حاضر شود. زمان بسیاری طول نکشید که این جریان در جمهوری‌های مسلمان تازه تاسیس شوروی دارای مدارس، موسسات آموزش آزاد، خوابگاه‌های دانشجویی، روزنامه، شبکه تلویزیونی و تعداد قابل توجهی شرکت‌های تجاری شد.

کنعان روشن اوغلو

در سال‌های پایانی دهه 90 و سال‌های آغازین قرن حاضر جریان فتح الله گولن توانست 10ها مدرسه برای خود در این کشورها داشته باشد. از جمله بر اساس تحقیقاتی که انجام شده می‌توان به 28 مدرسه در قزاقستان، 24 مدرسه در استان‌های مختلف فدراسیون روسیه، 18 مدرسه در ازبکستان، 15 مدرسه در ترکمنستان، 14 مدرسه در جمهوری آذربایجان و 11 مدرسه در قرقیزستان اشاره کرد. علاوه بر این کشورها می‌توان به 4 مدرسه این جریان در آلبانی و مغولستان، 5 مدرسه در اوکراین و رومانی، 2 مدرسه در مولداوی و یک مدرسه در عراق، افغانستان، گرجستان، پاکستان، بنگلادش، مقدونیه، مجارستان، لیبی، آفریقای جنوبی، سودان، اندونزی، تایلند و تایلند اشاره کرد.

بر اساس برخی اطلاعات گولن برای راه‌اندازی این مدارس در کشورهای مختلف از حمایت کشورهای غربی برخوردار بوده است و بر اساس گزارش‌های منتشر شده در خود ترکیه این مدارس علاوه بر انجام فعالیت‌های آموزشی، فعالیت‌های دینی برای جذب طرفداران به جریان و نیز کشف موقعیت‌های جدید اقتصادی فعالیت داشته است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۱۱:۳۲
مسعود صدرمحمدی