هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اردوغان» ثبت شده است

روز گذشته (سه شنبه) شایعه‌ای که چند روزی بود در ترکیه بر سر زبانها افتاده بود، محقق شد و شبکه «قدس تی وی» از ماهواره ترک ست حذف شد.

برخی شایعات که از 2 روز پیش شنیده می‌شد حکایت از آن دارد که دستور این اقدام از سوی کاخ ریاست جمهوری ابلاغ شده و با فرمان نفر اول کشور این کار انجام شده است. بهانه اصلی این عمل نیز حمایت شبکه قدس تی وی از حشد الشعبی در یک ماه اخیر است.

همچنین روز گذشته نیز نیروهای امنیتی ترکیه با مراجعه به دفتر این شبکه، اقدام به پلمپ دفتر آن و مصادره برخی اقلام کرده‌اند.

شبکه قدس تی وی پس از آغاز عملیات موصل سیاست معتدل خاموش کردن فتنه را در پیش گرفت و در عین حال تمام تلاش خود را کرد تا حقیقت صحنه عراق را آشکار کند.

حمایتهای مردمی از حشد الشعبی، قدردانی مردم عراق از مذاهب مختلف از این ارگان، نظارت ارتش عراق بر این نیرو و قانونی بودن آن، مذهبی نبودن جنگ موجود در عراق و حضور شیعه، سنی و مسیحی در این نیرو اصلی‌ترین محورهای خبری قدس تی وی در قبال این موضوع بود؛ اما آنچه مشهود است این که اردوغان حتی تا این حد نیز نتوانست مساله را تحمل کند.

نکته جالب توجه این است که قدس تی وی در مساله سوریه در چند سال اخیر هیچگاه به حمایت بی قید و شرط از بشار اسد نیز نپرداخته و تنها با تکیه بر این نکته که بشار اسد منتخب مردم سوریه است و اکنون در حال مبارزه با تروریسم است به حمایت از دولت مشروع سوریه پرداخته.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۷
مسعود صدرمحمدی

یادداشتی که ساعت 5 صبح شب کودتا نوشتم. فقط برای این که یادگاری بماند در این صفحه به اشتراک میگذارم.

...

مسعود صدرمحمدی مدیر سایت ترکی خبرگزاری تسنیم در تحلیلی راجع به کودتای شب گذشته در ترکیه نوشت: با نزدیک شدن به ساعات پایانی شب با وجود آن که هنوز درگیری‌ها در دو شهر بزرگ استانبول و آنکارا تداوم دارد و در سایر شهرهای بزرگ نیز درگیری های پراکنده بین نیروهای کودتاگر و ضد کودتا در گرفته است.  نخست وزیر نیروهای کودتاگر را با آغاز جنگ نیروهای ضد کودتای ارتش علیه آنها تهدید کرده است، با ادامه وضعیت موجود می‌توان احتمال داد که تا ساعات پایانی روز آینده غائله فیصله یابد. در این میان دو تحلیل عمده برای حوادثی که رخ داد وجود دارد که گذر زمان در مورد آنها قضاوت خواهد کرد:

1) این کودتا توسط نیروهای جریان گولن در بدنه ارتش سازماندهی شده است. این کودتا پس از آن رخ داد که هفته گذشته برای اولین بار عملیات‌های امنیتی علیه شاخه نظامی این جریان انجام شد. در دو سال گذشته هیچ هفته‌ای بدون عملیات علیه نیروهای این جریان در ساختار قضایی و اطلاعاتی ترکیه وجود نداشته است و صدها نفر به جرم همکاری با جریانی زیرزمینی در درون دولت دستگیر شده بودند. اما برای نخستین بار در هفته گذشته تعدادی از افسران ارتش تحت بازداشت قرار گرفتند. این عملیات جریان را متوجه جدیت دولت در برخورد با خود کرد و جریان را بر آن داشت تا با پیش چشم گرفتن تمام ریسک‌های پیروزی یا شکست کودتای خود دست به کار شود. در واقع جریان نظامی گولن متوجه شده است که با کودتا یا بدون کودتا در هر حال سرکوب و ریشه کن خواهد شد. بنابراین طی یک اقدام متهورانه دست به کودتای این شب زدند. اگر در نظر داشته باشیم که تا چند روز دیگر شورای عالی نظامی در ستاد کلاً نیروهای مسلح قرار بود که تشکیل شود و در این شورا با توجه به تحرکات هفته گذشته بی شک علیه جریان کشف شده گولن در ارتش تصمیماتی قرار بود که اتخاذ شود.

جریان گولن در ارتش  در شکل یک هسته مخفیانه با نام "کمیته صلح در جهان" در حال مدیریت اوضاع بود که بر اساس نظریه اول در مورد این کودتا توسط این هسته طراحی، مدیریت و اجرا شده است. مشکل اصلی این هسته پایین بودن درجات نظامی این افراد از سطح عالی ژنرالی بود که با توجه به این مساله بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی معتقد بودند که در کوتاه مدت امکان کودتای فراگیر توسط گولنی‌ها در ارتش وجود ندارد و آنها در بدترین حالت می‌توانند خرابکاری انجام دهند. افرادی که این اقدامات را یک کودتای واقعی اما ناموفق – تا این مرحله – می‌دانند اقدام بسیار ماهرانه رسانه‌ای و روانی این گروه را دلیلی بر مدعای خود می‌دانند. تیم کودتا کننده در اولین اقدام تلویزیون دولتی را تسخیر کرده و از این طریق با ایجاد رعب در کشور وارد فاز مدیریت صحنه رد کشور شده است. در ادامه با در دست گرفتن ساختمان‌های مدیریت شبکه‌های خصوصی و پخش ماهواره‌ای شبکه‌های بخش قابل توجهی از کشور ار از مشاهده تلویزون محروم کرده و اینترنت را نیز قطع کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۲۱
مسعود صدرمحمدی
چند ماه پیش در یک همصحبتی با یکی از روزنامه نگاران ترک که از وابستگی هایش با جناح لاییک ترکیه خبر داشتم صحبتمان به مسئله ارسال کمک های نظامی توسط اردوغان به گروه های مسلح تروریستی در سوریه کشید. آن روزها پرونده محاکمه دو خبرنگار ترک به دلیل انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و موشک به گروه های تروریستی بحث روز بود و در جمع های تخصصی و خبری این موضوع روز بود.

آن روزها آن دوست خبرنگار شیوه ارسال توسط دولت ترکیه به گروه های تروریستی سوریه را بسیار پیچیده تر و حرفه ای تر از آن چیزی که بتوان به این راحتی افشا کرد می دانست و معقتد بود هیچ کدام از کشورهای همسایه مانند ایران و روسیه و عراق که مدعی اند اسناد ارسال سلاح توسط ترکیه به گروه های تروریستی را در دست دارند هیچ گاه نخواهند توانست این اسناد را علنا منتشر کنند. او دلیل این مسئله را مدلی که اردوغان برای ارسال سلاح در پیش گرفته است می دانست.

ماموران ارتشی بازنشسته رابط دولت و تروریست ها

ترکیه از ارتباط مستقیم و بلاواسطه در موضوع سلاح با گروه های تروریستی خودداری می کند. یعنی از اینکه ماموران ارتش یا نهادهای امنیتی سلاح و موشک به تروریست ها تحویل دهند سر باز میزنند؛ چرا که در حال و آینده می تواند مشکلات سنگینی به همراه داشته باشد. شیوه ای که در این موضوع کارکرد قابل توجهی دارد استفاده از ماموران ارتشی بازنشسته است که دارای لابی های قدرت در نهادهای دولتی و امنیتی هستند!

دولت ترکیه برخی عناصر معتمد خود از نیروهای ارتشی و امنیتی ریشه دار را به عنوان رابط بین خود و گروه های تروریستی انتخاب کرده است و با وساطت آنان به تروریست ها سلاح می رساند.

این شیوه دو مزیت مهم دارد: اولا در آینده اگر اتفاقی پیش بیاید و اسنادی منتشر شود این نه دولت ترکیه که چند نفر شخص متهم خواهند بود و دولت خواهد توانست حق به جانب بوده و این اشخاص را متهم کند و با محاکمه هر چند صوری آنها مسئله را حل کند.

ثانیا سرویس های امنیتی کشورهای دیگر در پیگیری و افشا گری با مشکل مواجه خواهند شد چرا که با هر افشا گری معلوم خواهد شد که سیستم امنیتی آن کشور در کدام یک از این شاخه ها نفوذ کرده و امکان ردیابی جاسوسان آن سرویس و ریشه کنی آنها به وجود خواهد آمد.


آن روزها این سخنان برای من در حد اطلاعات خام و ادعای غیر موثق اما قابل اعتنایی بیش نبود. اما دیروز روزنامه جمهوریت با انتشار یادداشتی که توجه همه رسانه های ترک را به خود جلب کرد پرده از این سیستم برداشته و فاز جدیدی از افشاگری ها در مورد همکاری های دولت ترکیه با گروه های تروریستی را افشا کرد.

این روزنامه ماه ها پیش هم با انتشار تصاویر کامیون های حامل سلاح و مهمات به گروه های تروریستی مستقر در سوریه زلزله رسانه ای در این موضوع ایجاد کرده بود که به محاکمه و زندانی شدن خبرنگاران و سردبیر آن انجامید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۸
مسعود صدرمحمدی
این یادداشت یک هفته پس از کودتای ترکیه نوشته شد. آن روزها هر روز تقریبا یک یادداشت مینوشتم به اضافه خبرهای مختلف. 
یادداشت های شب کودتایم چه در رسانه های ایرانی و چه در رسانه های عربی با استقبال خوبی مواجه شد.
در این یادداشت سعی کردم به دوره طولانی مدت پس از کودتا بپردازم.
...

جمعه گذشته تاریخی ترین جمعه تاریخ معاصر ترکیه شد و تا چند دهه آینده در تاریخ این کشور خواهد ماند.

آنچه همه مشاهده کردند این بود که ارتش ترکیه و یا گروهی از ارتشیان ترکیه با استناد به قانون صیانت از مبانی جمهوریت و انقلاب آتاتورک دست به کودتا زدند. این کودتا به رغم درگیری هایی که در ساعات اولیه کودتا در گرفت و نیز پیشرفت هایی که توجه همه را جلب کرد و حتی منجر به خوانده شدن بیانیه کودتاگران از شبکه ملی این کشور شد با طلوع آفتاب روز بعد شکست خورد.

شکست زودهنگام این کودتا و حضور قدرتمند اردوغان در صحنه چنان مشاهده گران را تحت تاثیر خود قرار داد که در داخل ایران بسیاری از افراد به سمت نظریه ساختگی بودن سوق پیدا کردند. نظریه ای که ساده ترین نظریه برای فهم قضیه بود. کل این نظریه در یک جمله خلاصه می شد: اردوغان در پی یافتن بهانه ای برای سرکوب وسیع مخالفان دست به یک کودتای ساختگی و از پیش شکسته خورده زده است، یعنی پیش از آن که بازی شروع شود اردوغان پیروز میدان است.

اما پس از گذشت یک هفته از کودتای نافرجام به قطع و یقین می توان ادعا کرد که این کودتا کودتایی فراگیر و جدی برای برانداختن اردوغان و در دست گرفتن قدرت توسط ارتش با امارت این جریان در درون ارتش بوده است.

سومین کودتا علیه اردوغان

این کودتا در واقع سومین کودتای جریان گولن در 3 سال گذشته علیه اردوغان بود. کودتای اول کودتای نرم و رنگی پارک گزی بود که جریان گولن توانست حتی مخالفان خود را هم خصوصا لاییک ها و چپ ها را در آن به بازی بگیرد. این کودتا با همراهی بنیادهای آمریکایی همراه بود و جبهه آمریکایی تمام توان خود را برای فشار آوردن به اردوغان بکار برد. علت اصلی شکست این کودتا عدم یکنواختی اهداف جریان گولن و لابی های قدرت آمریکایی در ترکیه بود. جریان گولن هدف بر زمین زدن اردوغان را در پیش چشم گرفته بود اما جریان آمریکا تنها هدفش فشار آوردن و همراه کردن اردوغان با خود بود. چرا که آن روزها منطقه در برهه ای به سر می برد که حذف اردوغان در معادلات منطقه عربی نتایج ناخرسند کننده ای را به همراه داشت. در این کودتا اردوغان که در سفر خارج از کشور بود به سرعت خود را به ترکیه رساند و با کشاندن مردم به خیابان ها و مانور قدرت کودتای رنگی را که برای هفته ها ثبات کشور را دستخوش ناآرامی کرده بود از میان برداشت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۶
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در شماره دوم ماهنامه بهمن آذربایجان منتشر شد و مورد توجه دوستان و مخاطبان قرار گرفت.

....

ماه گذشته ترکیه شاهد برگزاری یکی از تاریخی ترین انتخابات های مجلس خود بود. نتیجه این انتخابات دو صفحه کاملا متفاوت را در برابر تاریخ سیاسی ترکیه می گشود. اگر در این انتخابات حزب عدالت و توسعه می توانست اکثریت نصف به اضافه یک نفر را کسب کند در این صورت برای یک دوره دیگر یکه تاز میدان سیاست ترکیه می شد و مطالبات سیاسی خود را که نتیجه ای جز تحولات بسیار عمیق سیاسی در ترکیه در پی نداشت را محقق می کرد و در غیر این صورت اولا حزب باید اعتراف به یک شکست می کرد و تن به تشکیل دولتی ائتلافی یا انتخابات زودهنگام و یا دولتی اقلیتی می داد. – اکنون که این مطلب نوشته می شود مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی در حال انجام است.-

انتخابات برگزار شد و حزب عدالت و توسعه با وجود آن که باز هم تعداد بالایی از کرسی های مجلس را به دست آورد اما در عین حال شکست خورده انتخابات نیز محسوب شد و مسئولان رده بالای حزبی مجبور شدند تا جمله «پیام ملت را دریافت کردیم» را بر زبان بیاوردند.

این انتخابات و احتمالات پیش رو و نیز تاثیراتی که این احتمالات می تواند بر شرایط ترکیه و منطقه داشته باشد چنان هیاهوی رسانه ای را در پی داشت که خبری بسیار مهم در این میان گم شد و آن هم تحلیل حزب عدالت و تسعه از علت شکست خود بود!

پس از معلوم شدن نتایج و «شنیده شدن پیام ملت» شورای مرکزی حزب به تشکیلات های حزبی ذی ربط دستور داد تا تحلیل های لازم در مورد علل افت محبوبیت این حزب در انتخابات اخیر را تشریح کنند. ما به عنوان یک مخاطب خارجی قطعا مسئله سیاست های اشتباه این حزب در قبال سوریه را اولین علت خواهیم دانست و یا اگر کمی با مسائل داخلی ترکیه آشنایی داشته باشیم فساد اقتصادی و اداری حاصل از 12 سال حکومت یک تنه این حزب را عنوان خواهیم کرد. اما در گزارشی که به شورای مرکزی حزب ارائه شده بود اگر چه می شد این دو عنوان را نیز دید اما اصلی ترین علت شکست «عدم توجه به مسائل و نیازهای روزمره مردم و غفلت از پروژه های محلی و بومی برای رفع مشکلات مردم» عنوان شده بود. یکی از دیگر از علت ها نیز «عدم تفهیم دقیق برنامه هایی که در ذهن رهبران حزب بود به مردم» بیان شده بود.

از آن جایی که نگاه غالب در کشور ما به ترکیه بر اساس تاثیراتی است که رسانه های مادر جهان ارائه میدهند به صورت طبیعی این خبر از دید مخاطب ایرانی و حتی تحلیل گران ایرانی کنار ماند، در حالی که برای همه جریان های سیاسی و اجتماعی در داخل کشور می توانست درس و عبرتی بزرگ تلقی شود.

برای فهم عمق پیامی که حزب عدالت و توسعه از این انتخابات دریافت کرده است بهتر است اگرچه به اندازه چند سطر با سابقه این حزب آشنا شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۹
مسعود صدرمحمدی

این مطلب را در صفحه فیس بوکم نوشته بودم که مورد توجه برخی رسانه ها قرار گرفت و در سایت ها منتشر شد.

...


دو ماه پیش این جملات را نوشته بودم: «در این جا می خواهم خواننده را به خواندن نظری که شاید او را از خواندن ادامه این مطلب منصرف کند دعوت کنم و آن هم این که: کم کم باید ترکیه بدون اردوغان را نیز تصور کنیم!

این جمله را در حالی می نویسم که می دانم تا سه ماه دیگر انتخابات عمومی در ترکیه برگزار خواهد شد و تقریبا برای همه و البته من مسجل است که حزب عدالت و توسعه برنده این انتخابات خواهد بود. به جهت میدانی و وضعیت عمومی این نکته کاملا درست است و بی شک اردوغانیون غالب انتخابات آینده ترکیه هستند اما مساله این جاست که به جهت استراتژیک به مرحله ای از بازی رسیده ایم که اردوغان باید قیمت دامادی اش را بپردازد و این قیمت چیزی جز خود عروس نیست!»آن زمان این نظرم باعث اعتراض دوستان ایرانی و ترکیه ایم شد و مرا به تندروی و شاذ گویی متهم کردند، اما خب! من تقریبا مطمئن بودم که اردوغان بر اساس قانون بازی سیاست دنیا و مرحله ای که در آن هستیم باید سیر رو به نزول خود را آغاز کند. البته آنچه که من در ذهن داشتم پروسه ای ۳ ساله بود که پس از انتخابات آغاز میشد. در پیش بینی من پس از انتخابات مثلث قندیل- HDP- اربیل آغاز به فعالیت می کرد، در این میان شاخه آمریکایی ارتش ترکیه فعال میشد و بسته به سیر حوادث عراق و سوریه معادله تا پایان کار اردوغان ادامه می یافت. اگر آن روز از من می پرسیدند که خب! پس از اردوغان چه کسی خواهد آمد؟ هیچ پاسخی نداشتم. اما امروز انتخابات کل مساله را تقریبا آشکار کرده است. و نشان می دهد که سناریوی نوشته شده بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که فکرش را می کنیم.

آمریکا تصمیم گرفته است عنصر کُردی را وارد حکومت کند و از این طریق راه را برای تحقق پروژه خاورمیانه بزرگش پیش ببرد. در واقع آمریکا نقش جدیدی برای کُردها د رعراق و ترکیه در نظر گرفته است. نقشی متفاوت با آنچه پیش از این بود. نقش جدید نقش روشنفکری و صلح طلبی است. این یعنی این که آمریکا تقریبا به تشکیل دولت کُردی در منطقه مطمئن شده است و سعی دارد تا از اکنون اقدامات لازم برای وجهه سازی برای کردها را آغاز کند. نخستین پیش نمایش این تئوری در مساله بمب گذاری میتینگ انتخاباتی HDP در دیاربکر بود که با واکنش عجیب طرفداران این حزب روبرو شد. کسانی که تا دیروز بر سر یک مساله کوچک سلاح به دست کمتر از ۳-۴ کشته نمی دادند امروز گل به دست گرفته به محل حادثه رفتند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۸
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت در سایت تبریز بیدار منتشر شد و پس از آن در سایر پایگاه های اینترنتی مورد استفاده قرار گرفت.

...


چند روزی است که اردوغان با اظهاراتی که علیه ایران و سیاست های ایران در منطقه داشته است باز توجه ما ایرانی ها را به خود جلب کرده است. اصلی ترین نکته اظهارات او هم شان و همراه دانستن ایران و تروریست ها (که منظور او جنبش انصارالله یمن بود) است و این که ایران را به تلاش برای تحت استیلا در آوردن منطقه کرده است.

 

اردوغان چرا چنین اظهاراتی را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟

این سوال اصلی ترین سوالی است که اگر بتوان پاسخی برای آن داد امکان تحلیل رفتارهای گذشته اردوغان و پیش بینی رفتارهای آینده او فراهم خواهد آمد.

 

برای هر ایرانی اردوغان در وهله اول شخصی است که در سر اندیشه سلطانی دارد و در دست پروژه ای برای تحقق عظمت حکومت عثمانی. اردوغان شیفته قدرت است و سعی دارد تا کشورهای خاورمیانه را تحت سلطه خود در آورد و برای همین است که چشم دیدن ایران را ندارد. او متوجه است که دو پادشاه در یک ملک نگنجند و برای همین سعی دارد تا به ایران اثبات کند که تو مدیر منطقه نیستی و باید با همراهان «تروریست» خود عقب بنشینی. او قصد دارد به ایران تفهیم کند که اگر بدون اراده تو دولتی در کابل، بغداد، دمشق، بیروت و ... نمی تواند بر سر کار باشد من هم می توانم کسی را که دوست ندارم از کار برکنار کنم و آن کس که دوست دارم را بر سر کار بیاورم. این نوع اندیشه و تلقی اوضاع منطقه است که اردوغان را به سوی لجن پراکنی به سوی ایران که چند ماه پیش تا توهین به مقامات عالی رتبه کشور پیش رفت می کشاند.

 

این نخستین تلقی ای است که ما ایرانی ها از اردوغان داریم و همواره سعی میکنیم تا او را در این متن (کانتکس) به بازخوانی بنشینیم.

من فکر می کنم اصلی ترین و نخستین نقطه انحراف ما نیز در همینجاست! اگر تجربه 13 ساله حضور اردوغان در صحنه سیاسی روز ترکیه را در پیش دید خود قرار دهیم متوجه یک نکته خواهیم شد و آن هم این که دقیقا در محلی که سر و صدا است، یعنی اردوغان در آنجا سر و صدا راه انداخته است خبری نیست! به عبارت دیگر اردوغان همواره با قدرت فردی و رسانه ای بالایی که دارد افکار عمومی را به طرفی که خود می خواهد  سوق میدهد و آنها را از نکاتی که باید بشنوند  یا دقت کنند غافل می کند.

 

نخستین اشتباه ما ایرانی ها نیز در همین نکته است که مساله عثمانی گرایی اردوغان را جدی گرفته ایم و همچنان سعی داریم تا نقطه، ویرگول های سیاسی اردوغان را در متون عثمانی جای دهیم. در حالی که شاید بتوان به سوال بالا یعنی « اردوغان چرا چنین اظهارات را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟ » پاسخ دیگری داد.

پاسخی که من در نظر دارم این است: اردوغان چنین می گوید و چنین اقدام می کند چون «چنین دستور میگیرد»!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۰۷:۳۸
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به دعوت دوستان تحریریه سایت تبریز بیدار در دفتر آن پایگاه خبری برگزار شد. مناسبت انجام این مصاحبه بر سر توافق اخیر اقتصادی و گازی ترکیه و روسیه بود که بحث به بررسی کنشگران موجود در سیاست داخلی ترکیه، جریان گولن، آینده اردوغان و نقش ایران در این معادلات رسید.


با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید اگر موافق باشید در ابتدا نگاهی به وضعیت تاریخی ترکیه داشته باشیم بسیاری می گویند اردوغان و حزب متبوع او در صدد احیای خلافت عثمانی هستند؟

 

طبعا طیف اسلام گرایان ترکیه به صورت تاریخی نمی توانند از میراث 600 ساله حکومت عثمانی چشم بپوشند حتی این حس توجه به میراث عثمانی را در شخصی مانند مصطفی کمال پاشا هم شاهد بودیم. کمال پاشا در مقطعی از حکومتش پیشنهاد تشکیل کنفدراسیون بین ترکیه و عراق و سوریه را داد که البته به دلیل حضور استعماری فرانسه و انگلیس محقق نشد. ریشه این توجه به میراث عثمانی نیز شرافت و سماحتی است که برای افراد معاصر در پی دارد. با برآمدن حزب عدالت و توسعه در سپهر سیاسی ترکیه، این کشور از سوی اروپا و آمریکا ماموریتی بر عهده گرفت تا در مقابل مدل جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل مطلوب حکومت داری برای سایر کشورهای اسلامی معرفی شود. برای تحقق این ماموریت بایستی شاهد شکوفایی اقتصادی،تحرک دیپلماتیک و ارتقا تمام شاخص های کشورداری در ترکیه می بودیم و با توجه به همین نکته بود که شاهد یک موج انباشت سرمایه گذاری در اقتصاد ترکیه توسط اعراب و فعال شدن در صحنه بین الملل و منطقه ای همچون پرونده هسته ای ایران بوده ایم.

تا مقطع بیداری اسلامی این سیاست منطقه ای و بین الملل ترکیه تقابلی با سیاست های جمهوری اسلامی نداشت. اما پس از وقوع بیداری اسلامی، دولت این کشور به این نتیجه رسید که به هر حال این خیزش ها رخ داده و باید با جایگزین کردن بهترین گزینه ها به جای حکومت های فرو افتاده عربی در آِنده سیاسی منطقه سهم لازم را داشته باشند. اما سوال اساسی این بود که این گزینه چه کسی می تواند باشد؟ دولتمردان ترک به این تصمیم رسیدند که تنها اخوان المسلمین به دلیل دارا بودن ساختار سازمانی و وسعت عمل و ریشه دار بودن توان تصاحب انقلاب ها را دارد. پیروزی افرادی با پشتوانه اخوانی در تونس و سپس مصر ظاهرا این سیاست را تایید کرد. در سوریه نیز پیش بینی ترکیه این بود که در بدترین حالت حداکثر تا 6 ماه حکومت اسد برخواهد افتاد و باز این طیف اخوان المسلمین است که پیروز صحنه سیاسی این کشور خواهد بود. در واقع ترکیه به این طرح رسیده بود که با مهر چینی افراد متمایل به خود در کشورهای منطقه میدان سیاست و عمل خود را بسیار گسترده خواهد کرد.

 

در مورد نقش ترکیه را در بروز جنگ سوریه بیشتر توضیح دهید.

 

دولتمردان ترک به این نتیجه رسیدند که بشار اسد سقوط خواهد کرد و بنابراین سعی کردند تا با ایفای نقش در حکومتی که برخواهد آمد به سهم خواهی سیاسی در صحنه سیاست سوریه بپردازند. با توجه به این فکر که درگیری ها کوتاه مدت خواهد بود ترکیه تمام قوای خود یا در واقع تمام کارت هایی که در دست داشت را بر روی میز گذاشت. و تامین مالی و نظامی جنگجویان تروریست در سوریه به عهده ترکیه قرار داده شد؛ اما مانند همیشه تاریخ اگرچه آغاز جنگ ها را می شود احتمال داد اما پایان جنگ مساله ای است که به این راحتی ها تمام شدنی نیست و دیدیم که بحران سوریه نیز اکنون وارد چهارمین سال خود می شود. شما می بینید کشور عربی اردن علی رغم مرز طولانی با سوریه با پی بردن به این نکته که سقوط بشار اسد در 6 ماه محال است و جولان تروریسم در سوریه تهدیدی برای این کشور است این نقش پشتیبانی را برعهده نمی گیرد ولی دولت اردوغان با بلندپروازی عجله کرد و اکنون در حال هزینه دادن در مرزهای ملتهب جنوبی خود است.

اما چرا این پشتیبانی ها همچنان ادامه دارد؟ باید بگویم که  دو تحلیل در این زمینه وجود دارد؛ اولین تحلیل این است که حزب عدالت و توسعه به گونه ای خود را قدرتمند می داند که هیچ نگرانی از مرزهای جنوبی و معضل تروریست ها ندارد و در این تصور است که هر لحظه بخواهد می تواند این غائله را خاتمه دهد. تحلیل دیگر نیز حکایت از آن دارد که دولت اردوغان متوجه باختن قافیه شده و کنترل این جریانات از دستش خارج شده است به همین دلیل زمان و هزینه می دهد تا یک موقعیت برای خود بدست آورد و در موقع مناسب خود را از شر عناصر نامطلوبی که در طول مرزهای ترکیه و سوریه قرار گرفته اند نجات دهد. هرچقدر از جریان را به پیش می رویم تحلیل دوم، خود را قوی تر نشان می دهد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۰
مسعود صدرمحمدی

«اینها بالاخره کدام طرفی هستند؟!» این یکی از پربسامدترین پرسشهایی است که در بین مردم و حتی اهالی رسانه و فعالان بین المللی کشور در مورد اردوغان و حزب تحت امر او ، حزب عدالت و توسعه می توان شنید. به راستی آیا شخص اردوغان و حزب عدالت و توسعه فرد و شخصی اسلامی با ایدئولوژی و عملکردی اسلامی هستند؟ آیا به راستی این حزب در پی تحکیم اسلام و نمایش قدرت اسلام در ترکیه است؟ آیا به راستی اردوغان در سر دارد خود را رهبر جهان اسلام بداند؟ و ده ها آیای دیگر که بی شک ذهن هر فرد علاقمند و پیگر اوضاع منطقه را به خود مشغول میکند و عجیب آن است که هیچ فردی نیز بر اساس آنچه که در صحنه عمل اتفاق می افتد نمی تواند پاسخ دقیق و قناعت بخشی به این پرسش ها داشته باشد. این سردرگمی زمانی بیشتر به چشم می آید که ما نظری هم در روابط داخل ترکیه داشته باشیم و به استدلال های مخالفان و موافقان اردوغان و حزب او گوش دهیم. به عنوان مثال هر فردی در شرایط عادی اردوغان را در استراتژی کلی او برای منطقه که خصوصا در موضوع سوریه تبلور بیشتری یافت به عنوان دشمن و یا در نگاه خوش بینانه ای به عنوان رقیب برای ایران به شمار می آورد اما وقتی در معادلات داخلی ترکیه متوجه می شویم که گروه قابل توجهی از مخالفان او، او را به سبب همکاری و همراهی با ایران ناکارآمد می دانند مساله بغرنج می شود.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۶
مسعود صدرمحمدی