هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ آذربایجان» ثبت شده است

یادداشتم در مورد مساله نقد تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان که در شماره دوم ماهنامه صبح تبریز منتشر شد.

...

اگرچه دوره اشغال و تصرف اراضی یک کشور و دوره پیش از آن در حیطه کاری سیاست مداران و نظامیان است اما حفظ و پایداری این تصرفات یعنی دوره پس از جنگ-اگر اتفاق بیافتد- دوره انجام وظیفه مورخان و نخبگان است. چراکه نسل های پس از نسل جنگ زده تنها راه ارتباطی شان با گذشته خود همین کتاب هایی است که به قلم نویسندگان و مورخان تولید می شود. بنابراین هر کشوری که توان بیشتری برای تولید تاریخ و ایجاد مبانی نظری اشغال اراضی کشوری دیگر را داشته باشد در حفظ تصرفات خود تواناتر نیز خواهد بود.

جمهوری آذربایجان و سایر سرزمین های قفقاز نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. این اراضی با وجود اینکه در گذر تاریخ همواره تحت حکومت ایران بوده اند در یک دوره تاریخی که ایران از ضعف شدید در تمام قسمت های حکومتی زجر می کشید توسط همسایه شمالی ایران تصرف شدند و طی دو معاهده که خوشبختانه متن آنها و نیز سیر فرآیند سیاسی نوشته شدن آنها با میزان قابل توجهی از جزئیاتش ذکر شده است از سرزمین های مادری خویش بریده شده و به واحد سیاسی جدیدی الحاق شدند. حفظ این اراضی با توجه به اهمیت جغرافیایی – سیاسی ای که برای حکومت روس داشت ، با وجود تغییرات عمیقی که در هیئآت حاکمه حکومت روس اتفاق افتاد اما همواره مد نظر حکومت مرکزی بوده اند و هیچ کدام از این حکومت ها راضی به از دست دادن این مناطق و حتی تضعیف حضور در این مناطق نشده اند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۰
مسعود صدرمحمدی

متن مصاحبه ای که با آقای حسین احمدی از کارشناسان تاریخ و سیاست روسیه و قفقاز در سالروز مرگ استالین انجام دادم.

...

"مجسمه عظیمی از استالین در کنار کانال ولگا قرار داده شده بود که این کانال نیز یکی دیگر از کارهای زندانیان او بود. یک روز نگهبان مجسمه با وحشت متوجه می‌شود که پرندگان مهاجر سر مجسمه را به عنوان محل استراحت شبانه انتخاب کرده اند. مردم را می‌توان مجازات کرد اما این کار در مورد پرندگان ناممکن است. بنابراین مسئولان وحشت‌زده بخش، راه حل مسئله را پیدا کردند. آنها یک جریان فشار قوی برق  بر سر مجسمه وصل کردند.از آن پس فرشی از اجساد پرندگان مجسمه را در بر می‌گرفت. آنها هر روز اجساد  کوچک را خاک میکردند. زمین اطراف مجسمه که به این ترتیب خاک آن غنی شده بود به زودی گل داد. در همین حال مجسمه ای که از فضولات پرندگان پاکیزه ماند بود به افق دور دست در آن سوی ولگا خیره شده بود که نه جسد پرندگان بلک اجساد صدها انسان و گورهای نامعلوم آن افرادی که آن کانال عظیم را ساخته بودند,خاک آن را غنی می‌کرد."

برای نشان دادن سیمای استالین و ابهتی که او از خود در دیدگان معاصرینش به یادگار گذاشت، این حکایت شاید کافی باشد. اگر چه استالین پس چند دهه از مرگش امروز در سراسر جهان به عنوان چهره‌ای منفی شناخته می‌شود، اما هنوز در کشوری که او برای آن خدمت کرد، در روسیه بیش از پنجاه درصد مردم او را به چشم قهرمانی ملی می نگرند، اما آیا در سرزمین مادری او در گرجستان هم استالین یک قهرمان است؟! استالین در طول چند دهه رهبری‌اش بر یکی از دو قطب بزرگ فکری - سیاسی جهان نمی‌توانست نسبت به همسایه جنوبی خود که اتفاقاً دوران رقت‌باری را سپری می‌کرد، بی‌تفاوت بماند.

خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، بررسی سیاست‌های استالین در مورد ایران را با حسین احمدی، محقق و نویسنده تاریخ معاصر ایران و متخصص تاریخ روسیه و قفقاز به گفت‌وگو نشسته است:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۱۴
مسعود صدرمحمدی

وهابیت دردی مشترک و غده ای دردناک در درون پیکر جهان اسلام است. حوادث سوریه هم نشان داد که این جریان تا چه میزان می تواند خطرناک و خون ریز باشد. وهابیت که پیش از این در قفقاز شمالی فعالیت می کرد در سال های اخیر متوجه قفقاز جنوبی و جمهوری آذربایجان نیز شده است و تبلیغات وسیعی در این کشور را سامان داده است. آنها چند ماه پیش حاج شاهین حسنلی، یکی از روحانیون شناخته شده شیعی آذربایجان را تهدید به ترور کردند. یادداشت زیر مربوط به آن دوران است که تاریخچه و شرحی از فعالیت های آنان در جمهوری آرذبایجان را به دست می دهد. مطالب قابل توجهی را از روشن نوروزاوغلو و سایر نویسندگان ترجمه کرده ام.

...

حدود یک ماه پیش خبری در رسانه‌های آذری منتشر شد که بسیار تعجب‌برانگیز بود. فردی به نام «انکین سکایکور» در صفحه فیس‌بوک خود از دوستان اهل سنت خود خواسته بود تا برای مبارزه مسلحانه با شیعیان که شیاطین ایرانی هستند، آمادگی لازم را به دست آورند. وی همچنین پس از ارائه مطالبی سراسر تهدید نسبت به شیعیان، با انتشار تصاویری از دوستانش - که نام‌های مستعاری دارند - از یک برنامه‌ درازمدت برای قتل حاج شاهین حسنلی، از مبلغان و فعالان مذهبی شناخته شده آذربایجان خبر داده بود.

انتشار این خبر از دو جهت قابل توجه بود: نخست آنکه آیا به راستی جریان وهابیت در آذربایجان به میزانی توان یافته که بتواند به صورت علنی دست به تهدید جریان غالب مذهبی کشور بزند؟ و دوم آن‌که چرا حاج شاهین حسنلی را هدف گرفته بود؟

حاج‌شاهین تحصیلات خود را در دانشگاه مکانیک آذربایجان به اتمام رسانده و بین سالهای 2001 تا 2004 در دانشگاه دولتی باکو در رشته تاریخ فارغ التحصیل شده است. عضو هیچ حزب و دسته سیاسی نبوده و از اقدامات سیاسی دوری می‌گزیند. او در بین سال‌های 1998 تا 2001 تشکلی مردم‌نهاد با نام «اکمال» را تاسیس و رهبری کرده است. این گروه علاوه بر باکو در سایر شهرهای آذربایجان نیز فعال بوده و اقدام به تبلیغات اسلامی و احیای ارزش‌های ملی و اسلامی می‌کرده است. اما در سال‌های بعد با لغو مجوز فعالیت آن از سوی دولت، شاهین بنا بر درخواست‌های مومنان به مسجد «مشهدی داداش» نقل مکان کرده و فعالیت‌های خود را در این مسجد سازماندهی می‌کند.

او در سال 2007 «تشکل مردم‌نهاد جهان معنوی» (Mənəvi Dünya İctimai Birliyi) را تشکیل داد و هم‌اکنون نیز به عنوان دبیر این تشکل فعالیت می‌کند. او هر جمعه در مسجد «مشهدی داداش» اقامه نماز جمعه می‌کند. حسنلی از نفوذ قابل توجه میان طیف جوانان مذهبی و خصوصا افراد تحصیل کرده برخوردار است. سخنرانی‌های او بیشتر محتوای اخلاقی و مضامین عمومی برای سبک زندگی اسلامی دارد. سی‌دی‌های سخنرانی وی به صورت قابل توجهی در تمام مراکز ارائه محصولات فرهنگی و دینی قابل تهیه است.

در واقع تهدید شاهین حسنلی که هیچ‌گونه مواضع سیاسی و اجتماعی حساسیت‌برانگیزی نداشته و تنها به فعالیت‌های اخلاقی و معارفی مشغول است، این پیام را برای جامعه داشت که با تهدید چنین شخصی قطعا بقیه فعالان مذهبی نیز در لیست سیاه قرار خواهند گرفت. چند هفته پس از انتشار این خبر که واکنش اقشار مختلف فکری جامعه آذربایجان را در پی داشت، وزارت امنیت جمهوری آذربایجان (MTN) اعلام کرد که دو فرد را به اتهام توطئه برای بمب‌گذاری و ترور در مسجد «آقاداداش» باکو که از مراکز تجمع شیعیان است، دستگیر کرده است.

رسانه‌های آذری گزارش دادند که وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد نریمان میرزایف و میرزاحمد رستموف به برنامه‌ریزی حملات تروریستی و تهیه مقادیر زیادی اسلحه، مهمات و مواد منفجره متهم هستند. در این بیانیه آمده بود: نریمان میرزایف و میرزاحمد رستموف و افراد همکار آنها  قصد داشته‌اند تا با استفاده از سلاح‌های گرم و مواد منفجره امنیت عمومی جامعه را مختل کرده و با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه قصد قتل افراد منسوب به تشیع را داشته‌اند. انتشار این خبر بار دیگر در فضای رسانه‌ای جمهوری آذربایجان واکنش‌های مختلفی در پی داشت و کارشناسان را بر آن داشت تا نسبت به آمار و تعداد وهابیان در آذربایجان و نیز نوع رفتار جریان‌های مختلف مذهبی در برابر هم و نیز عواملی که شرایط تندروی مذهبی را در این کشور فراهم می‌کند اظها رنظر کنند.

جریان سلفی چگونه در آذربایجان نفوذ کرد؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۱۱
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت نیز نخستین بار در سایت تخصصی پیشینه منتشر شد. البته خودم عنوان روایتی از وضعیت اجتماعی ایران در دوره پایانی قاجاریه را انتخاب کرده بودم. اما سایت عنوان فعلی را برای مطلب گذاشت.

...

برهه تاریخی اواخر قاجار و خصوصا دوران پس از مشروطه از جمله مقاطع تاریخی است که به لحاظ تاریخ اجتماعی و مردمی اش از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. شرایط اجتماعی- روانی و نیز اقتصادی حاکم بر کشور در  اواخر دوره قاجاریه و پیش از روی کار آمدن رضاخان برای فهم کنش ها و واکنش های اجتماعی و سیاسی مردم آن دوره بسیارقابل توجه است. با توجه به منابع تاریخی چنین به نظر می رسد که این منابع به دلیل این که حوادث و شرایط پیش از مشروطه منتج به قیام مشروطه شده است برای تاریخ نگاران مهم جلوه می کرده است و آنان سعی کرده اند تا هم تاریخ اجتماعی – اقتصادی درون ایران و هم وضعیت فکری اجتماعی ایرانیان خارج از مرزها را مورد کنکاش قرار دهند. اما در مورد دوران پس از انقلاب مشروطه تا روی کار آمدن رضاخان به دلیل تشنج بالای سیاسی کشور و نیز زد و خورد های فکری- سیاسی نخبگان که تا اعدام بزرگان نیز پیش می‌رود و نیز پس از آن قیام های سیاسی در گوشه و کنار ایران مورخان را از توجه کافی به وضعیت اجتماعی مردم غافل کرده است. از سوی دیگر در دوره پهلوی نیز که با روی کار آمدن رضاخان کشور تحت استبداد او به یکنواختی سطحی می رسد و دستگاه حکومت به کارهای فرهنگی اقبال می کند جریان تاریخ نگاری روشنفکران به دلیل غفلت و یا تغافل تاریخی ای که نسبت به توده های مردم داشته اند از پرداختن به این موضوعات حذر می کنند. از این رو به نظر می رسد باید پیش از آن که نسلهای پیشین و یا فرزندان آنان که خاطرات پدران شان را هنوز در ذهن دارند از میان ما رخت بربندند، اقدام به ثبت و قید این خاطرات کرد.

کت نقره ای

چند روز پیش که کتابی آذری با عنوان «گوموشو پئنجک» (کت نقره ای) را در تبریز خریداری کردم با مطالعه آن متوجه اطلاعات جالب توجهی شدم که نویسنده کتاب از دوران پس از مشروطه به نقل از پدر خود ارائه کرده است. ایشان در این کتاب   وضعیت اسفناک ایران در آن مقطع تاریخی را که منجر به مهاجرت  اجباری برخی مردم شده بود و نیز مشاهدات خود از وضعیت مهاجران ایرانی در باکو و وضعیت معیشتی و اجتماعی آنان و نیز ذهینت حاکم بر ایرانیان آن دیار در مورد حکومت پهلوی و ایران را مطرح کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۹
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت نخستین بار در سایت تخصصی پیشینه منتشر شد و بعدها در سایر سایت‌ها به اشتراک گذاشته  شد. البته بنا به دلایلی آن زمان با نام آقای رضاصفری منتشر شد.

...

بودن و خدمت کردن در تالش بیش از حد تصور لذت بخش است.” این جمله اگرچه کوتاه ولی برای دریافت شوق موجود در افسران روس برای کار در تالش کاملا رساست.

مقدمه:

در دوره جنگ های روس و ایران، قطعا تالش با تمامی سبزی و خرمی خود و نیز در بر داشتن شهر کلیدی لنکران از موقعیت و اهمیت ویژه ای برای لشکر روس برخوردار بوده است. این اهمیت نیز موجبات استقامت و پابداری بیشتر حکومت ایران و خان محلی در برابر روس ها و نیز پافشاری و اعمال زور چشم گیرتر از طرف روس ها را فراهم می آورد. تا حدی که روس ها علاوه بر استفاده شدید از قوه قهریه به استفاده گسترده از روش های سیاسی و روانی روی آوردند تا بدانجا که خان تالش را تحت انواع فشارهای سیاسی و روانی قرار داده مجبور به ترک محل حکومت خود به مقصد ایران کردند. این سیاست را می توان از نوع فرماندهانی که از طرف روسها برای تحت نظر داشتن شرایط در تالش اعزام می داشتند نیز فهیمد، در انتخاب فرماندهان منطقه تالش نخستین اولویت با کسانی بود که علاوه بر عرصه نظامی، توانسته باشند در زمینه های سیاسی نیز خود را بروز دهند. نمونه این افراد ایلینسکی است. او که زمانی رئیس پلیس تفلیس بوده است در زمان اعزام به تالش جهت نظارت بر جریان امور در نامه ای که از مافوق خود “یزمولوف” دریافت می کند در مورد مهم ترین وظایف خود چنین می خواند: ” مقصود من از اعزام شما به سرزمین تالش، به دست گرفتن اوضاع این منطقه ، تحت نظر داشتن میرحسن خان و یافتن بهانه ای برای از میان برداشتن اوست.” او در ادامه برای اجرای این منظور راه کار عملی نیز ارائه می دهد: ” باید میر حسن خان را آزاد گذاشت تا هر از چندگاهی به ایران رفت و آمد کند و از این جهت بهانه ای برای بستن اتهام همکاری با ایران به او به دست بیاید. علاوه بر این ، ایجاد نارضایتی و اختلاف در خانواده خان هم بسیار ضروری است.”[۱]

با در نظر گرفتن این شرایط ، پژوهش در اسناد باقی مانده  از دوران محاربه روس و ایران جهت روشن ساختن سیاست های روس و عکس العمل های حکومت محلی در برابر آنها اهمیت دوچندانی می باد. از همین روست که دکتر حسین احمدی که از صاحبل نظران عرصه قفقاز شناسی  و تاریخ معاصر هستند در چند سال اخیر وجهه همت خود را بر انتشار کتب ، رسالات و گزارشات تاریخی مربوط به دوره تاریخی اوایل قرن ۱۹ و نطقه جغرافیایی قفقاز قرار داده است.

دکتر احمدی که در این اواخر کتاب تاریخ صافی را  که جزو منابع درجه اول جنگ های ایران و روس است را برای نخستین بار در ایران منتشر کرده، پس از انتشار دو کتاب “تالشان” در سال ۱۳۷۸ و “اخبارنامه” در سال ۱۳۸۳ کتاب سومی را نیز در موضوع تاریخ تالش منتشر کرده است: این کتاب با عنوان ” دو رساله و دوگزارش درباره تالش شمالی ”  منتشر شده که در مجال حاضر به معرفی مهمترین بخش های آن خواهیم پرداخت

بررسی محتوایی کتاب:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۱
مسعود صدرمحمدی

این یادداشت ابتدا در سایت تخصصی پیشینه منتشر شد و پس از آن در سایت‌های دیگر منتشر شد.

...

ارزش گفته های نویسنده به دلیل مشاهده مستقیم حوادث و تحریر نامه های امیرخان سردار با بسیاری از مقامات بالا به ویژه عباس میرزا بسیار مهم و در مواردی منحصر به فرد است.

قفقاز با توجه به اهمیت ژئوپلوتیک خود که از یک سو حلقه رابط شرق و غرب و از سوی دیگر سهل ترین راهِ دسترسی به آب های گرم برای ساکنان شمالی آن و دسترسی به اروپا برای ساکنین جنوبی آن است از اهمیت دوچندانی برخوردار بوده.

با توجه به شعله ور بودن آتش جنگ و اختلاف در بسیاری از برهه های تاریخی به سادگی می توان به این نتیجه رسید که این اهمیت بیش از آن که امتیاز و خط امانی باشد درد و بلای جانی برای  اهالی آن بوده است.این جنگ افروزی ها گاه از سوی دول ذی نفع هم چون ایران-به عنوان حاکم تاریخی منطقه- ، روس ، عثمانی و حتی در مقطعی انگلستان و گاه از طرف ساکنین بومی منطقه که از تنوع قومی ، زبانی و دینی قابل توجهی برخوردار می باشد بوده است.

این تنش ها با گذشت زمان موجب مورد توجه قرار گرفتن تاریخ این منطقه شد چرا که تاریخ نگاری برای قفقاز در واقع نگاشتن تاریخی برای چندین ملت و حکومت محسوب می شود و هرکدام از آنها به نحوی از این تاریخ سهم بردار هستند. این سهیم بودن در تاریخ گاه حالت سهم خواهی نیز به خود گرفته است و موجبات تغییر و تحریف در ثبت وقایع تاریخی را فراهم آورده به طوری که با نزدیک تر شدن به زمان معاصر مکتب های تاریخ نگاری مستقلی را ایجاد کرد که نویسندگان هر مکتب ، هر بخش از تاریخ را با در نظر گرفتن منافع بالفعل و بالقوه حاکمیت و قومیت خود به رشته تحریر در می آورند.

با در نظر گرفتن چنین شرایطی اهمیت متون قدیمی که توسط نویسندگان مستقل قلمی شده دو چندان می شود. زیرا آنها بدون در نظر گرفتن قیود و صلاح دیدهای سیاست زده امروزی سعی در ارائه ماوقع و گزارش آن برای آیندگان داشته اند.-البته قیدها و منفعت طلبی های آن دوران را نیز نمی توان از نظر دور داشت.

تاریخ صافی

از همین رو در چند سال اخیر شاهد توجه و روی آوردن محققین تاریخ قفقاز به این منابع درجه اول هستیم. نخستین مساله قابل توجه در استفاده از این منابع  که به نوبه خود مزیت بزرگی برای محققین ایرانی محسوب می شود فارسی بودن آنها است، این ویژگی موجبات ارائه گزارش های تاریخی جامع تر و دقیق تری از مسایل تاریخی در مقایسه با سایر تاریخ نگاران را ممکن می سازد.

در چند هفته اخیر شاهد انتشار کتاب جدیدی با موضوع تاریخ قفقاز بودیم که در واقع تلاشی است در راستای انتشار نسخ تاریخی قدیم نوشت.

این اثر، کتاب “تاریخ صافی” نوشته میرزا یوسف قراباغی است که به اهتمام  آقای حسین احمدی منتشر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۰۱
مسعود صدرمحمدی