هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کادی اوغلو» ثبت شده است

بخش دوم مصاحبه با عباس کادی اوغلو

....

عباس کادی اوغلو از مستبصران انقلابی ترکیه‌ است. او پس از یک دوره جوانی پرمجادله و گرویدن به مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام، تمام حیات خود را وقف خدمت به تشیع و شیعیان کرده است. تمامیت عقیده او در زندگی شخصی‌اش نیز نمایان است: نام نوه‌اش را به‌یاد شهید عماد مغنیه، مصطفی عماد گذاشته، چون زبان انگلیسی را زبان امپریالیزم می‌داند از یاد گرفتن آن سر باز زده، سعی در احیای زبان‌های تمدن اسلامی دارد، و فرزندانش را برای فراگیری "مکتب" راهی قم کرده است.  مصاحبه زیر چند ساعت پیش از پرواز او به استانبول در حالی که آماده سفر می‌شد، انجام شده است. بخش دوم این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

تسنیم: شما بر اساس فضای انقلابی و به‌برکت انقلاب اسلامی با مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام آشنا شدید، به‌نظرتان چرا انقلاب افراد را به مکتب اهل‌بیت مجذوب می‌کند و از دید کسانی که خارج از مذهب تشیع هستند جذابیت دارد؟

بیش از چند صد سال بود که جامعه اسلامی تبدیل به جامعه‌ای عقب‌مانده و سطح پایین شده بود، و تمام جریاناتی که با نام اسلام روی کار می‌آمدند به‌هردلیلی دچار ضعف می‌شدند و این باعث ایجاد حالت جامعه‌شناختی و روان‌شناختیِ ناامیدی نسبت به اسلام در مسلمان شده بود. جهان در تمام عرصه‌ها پیش‌رفته بود و حالا این اروپای مادی‌گرا بود که جامعه مسلمانان را با گفتن "شما عقب‌مانده‌اید" مورد هجوم قرار می‌داد. آنها می‌گفتند: دین اسلام دینی است برای گذشته‌ها که هیچ‌چیز قابل ارائه‌ای ندارد، اسلام حتی قابلیت اداره یک روستا را هم ندارد، زیرا اسلام برنامه سیاسی اقتصادی برای توسعه ندارد.

ندای نه شرقی نه غربی امام جهان اسلام را زنده کرد

ما در جواب به سنت و تجربه حضرت پیامبر اشاره می‌کردیم اما حقیقت آن بود که آنان از امروز سخن می‌گفتند. آنها می‌گفتند: امروز چه هستید؟ این‌ها تاریخ است، این‌ها حکایت است، اسلام اگر قدرت اداره دوران قبیله نشینی را داشته این دلیل نمی‌شود که حتماً قدرت اداره امروز را نیز داشته باشد. این یک هجوم آشکار به مسلمانان بود و مسلمانان از این تهاجم دچار انفعال و عقب‌گرد شده بودند. در این دوره که با افول قدرت بلوک شوروی جهان به‌سوی تک‌قطبی شدن آمریکایی می‌رفت به‌یک‌باره ندای "لا شرقیه لا غربیه اسلامیه اسلامیه" به گوش رسید. این ندا دوباره انسان‌ها را به آن منبع نور، عزت و شرف رهنمون کرد. این ندا مسلمانان را با حالتی از شور و شادی روبه‌رو ساخت و متوجه خود کرد زیرا مهمترین چیز برای انسان‌ها شرافت آنها بود که مورد تهاجم واقع شده بود. آنها نماز می‌خواندند، روزه می‌گرفتند اما روحاً حس حقارت داشتند. آنها نسبت به دینی که به آن ایمان داشتند احساس حقارت می‌کردند. در چنین وضعیتی انسانی ظهور کرد، با صدایی که ریشه در اعماق تاریخ داشت و یادآور حکومت نبوی در مدینه بود، ندای عدالت را در داد. او می‌گفت نه شرق و نه غرب فقط اسلام. تنها تکیه‌گاه ما فقط و فقط الله است نه موشک‌ها، نه بمب‌ها.

این صدا جهان اسلام را دوباره زنده کرد، حیات بخشید. غبار مرگ را از چهره مسلمانان شست. آن ندای لاهوتی نه برای مسلمانان که برای تمام انسانیت جذابیت داشت و امیدآفرین بود. این ندای الهی و هدایتی که انسان‌ها به‌سوی آن یافتند چیزی فراتر از قوانین فیزیکی و عادی جهان بود. کسانی که پیش از آن با مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام آشنا می‌شدند یک در میلیون بود اما پس از آن حالتی روحی در انسان‌ها به وجود آمد که صدها نفر متوجه این مکتب الهی شدند. از این روست که به‌نظر من این انقلاب خبرآور انقلاب جهانی حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف است. امام خمینی و پس از او امام خامنه‌ای واسطه‌های فیض آن حضرت برای جامعه هستند. ما این فیض را می‌بینیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۴۱
مسعود صدرمحمدی

این مصاحبه به صورت خلاصه ابتدا در ماهنامه آیه همشهری با عنوان «آنگاه هدایت شدم» منتشر شد، اما بعدها به صورت کامل در دو بخش در خبرگزاری تسنیم منتشر شد. مصاحبه ای که هنوز هم به من انرژی می دهد.

...

عباس کادی اوغلو از مستبصران انقلابی ترکیه‌ است. او پس از یک دوره جوانی پرمجادله و گرویدن به مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام، تمام حیات خود را وقف خدمت به تشیع و شیعیان کرده است. تمامیت عقیده او در زندگی شخصی‌اش نیز نمایان است: نام نوه‌اش را به‌یاد شهید عماد مغنیه، مصطفی عماد گذاشته، چون زبان انگلیسی را زبان امپریالیزم می‌داند از یاد گرفتن آن سر باز زده، سعی در احیای زبان‌های تمدن اسلامی دارد، و فرزندانش را برای فراگیری "مکتب" راهی قم کرده است.  مصاحبه زیر چند ساعت پیش از پرواز او به استانبول در حالی که آماده سفر می‌شد، انجام شده است.

تسنیم: لطفاً از دوران کودکی و نوجوانی خود و خانواده‌تان توضیحاتی ارائه دهید؟

من در سال 1966 در استان طرابوزان ترکیه در خانواده‌ای که اصالتاً نیز اهل همان استان بودند به دنیا آمدم. در 6ماهگی‌ام خانواده‌ام به استانبول مهاجرت کردند و من در آنجا بزرگ شدم. هم‌اکنون هم در استانبول زندگی می‌کنم و مشغول به کار تجارت هستم. چهار فرزند، 2 دختر و 2 پسر دارم که این اواخر هم صاحب یک نوه شده‌ام. 30 سال است که در فعالیت‌های اسلامی همکاری دارم و الآن در ترکیه با برگزاری جلسات و جمع‌های مذهبی اسلامی به‌عنوان یک فعال اجتماعی شناخته می‌شوم. با توجه به اینکه در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم نخستین زمینه دید مذهبی من از خانواده‌ام سرچشمه گرفت و از سنین نوجوانی به شرکت در کلاس‌های آموزش قرآن پرداختم و تحصیلاتم را در مدارس امام خطیب که مدارس اسلامی محسوب می‌شوند با آموزش تفسیر، حدیث، فقه اهل سنت و زبان عربی پی گرفتم. در آن سال‌ها با وقوع انقلاب اسلامی در ایران متوجه سیاست و تفکرات سیاسی شدم و این جنبه فعالیت‌هایم  این‌چنین نشو و نما کرد.

کادی اوغلو

امام خمینی(ره) چیزی جز عزت نبود

با وجود آنکه 13 سال بیشتر نداشتم و در مدرسه امام خطیب تحصیل می‌کردم، اما با روحیه و شعف عجیبی به این پیرمرد روحانی به‌عنوان یک امید و حادثه نگاه می‌کردیم. بعدها در 18سالگی با گسترش نگاه‌های سیاسی‌ام شروع به مشارکت در فعالیت‌های اسلامی در ترکیه کردم. حیرانی ما به امام در ابتدا تنها در حد محبت و عشق به او بود. اما با شروع جدی به فعالیت‌های اسلامی با تفسیرها و خوانش‌های متفاوتی از اسلام که از سوی گروه‌های مختلف اسلامی ارائه می‌شد مواجه شدم. برای مدت 5 سال به عضویت یکی از طریقت‌های بزرگ عرفانی درآمدم و در آن سال‌ها آموزش‌های اخلاقی و عرفانی دیدم. طریقت‌های عرفانی در جامعه ترکیه دارای گذشته‌ای دراز و حضوری جدی هستند. اما بعدها با غلبه گرایش‌های سیاسی اجتماعی‌ام، به‌خاطر اهانت یکی از سران طریقت به امام خمینی با بزرگان طریقت به مجادله پرداختم و نهایتاً از آن گروه جدا شده، به فعالیت‌های اجتماعی روی آوردم. در این دوره بیشترین تأثیر را روی ما جنبش اخوان المسلمین مصر و اندیشه‌های آنها داشت. اما نهایتاً وابستگی قلبی ما به ایران اسلامی و محبت و عشقی که به اینجا داشتیم ما را متوجه اندیشه‌های شخص حضرت امام و سپس مکتبی که اندیشه‌های امام ریشه در آن داشت یعنی مکتب اهل‌بیت علیهم السّلام کرد. و این‌چنین با مذهب جعفری آشنا شدم و به آن مشرف گشتم.

ذکر نام ما کنار نام امام این احساس را به ما می‌دهد که صحابه پیامبر هستیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۳
مسعود صدرمحمدی