هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

قره باغ و عقده هایی که سر گشود!

يكشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۲۰ ب.ظ

یادداشتم در صفحه فیس بوک در مورد جنگ قره باغ

.....

هفته گذشته برای کسانی که علاقه و علقه ای به مسایل قفقاز یا آذربایجان دارند هفته ای سراسر تحول بود. آتش یک جنگ پس از بیست و اندی سال روشن شد و البته به زودی خاموش شد. تحلیل های مختلف در مورد علت آغاز این درگیری، تداوم آن و آینده آن ارائه شد. گذر زمان در مورد میزان صحت و سقم این تحلیل ها و پیش بینی ها قضاوت خواهد کرد. اما در این میان مساله ای که توجه مرا به خود جلب کرد نوع رویکردهای "ما" به عنوان ایرانیانی که به نوعی این جنگ برایمان جذابیت یافته است بود.

افرادی که نسبت به این جنگ واکنش نشان دادند از طیف افرادی که برای مظلومیت ارامنه تبلیغ کردند و داد مظلومیت سر دادند تا کسانی که گفتند ما موظفیم راهی آن سوی ارس بشویم تا علیه ارامنه بجنگیم در تلون و تنوع بود.
من به عنوان کسی که قایل به این هستم که مطابق تمام موازین حقوقی که بر اساس اسناد سازمان ملل به ثبوت رسیده است قره باغ خاک جمهوری آذربایجان است که از سوی ارامنه به اشغال در آمده است میخواستم به عنوان حسن ختام این موضوع در صفحه ام چند نکته را مورد اشاره قرار دهم: 
گروهی از افراد هستند که قایل به این بودند که اصلا از قره باغ به ما چه؟ یکی در یک جای دیگر خاکش را از دست داده، یکی در جای دیگر خاک آن دیگری را گرفته خب این به ما چه ربطی دارد؟ گروهی دیگر بودند که در یک دوگانه عجیب یعنی شعیه ضد ایرانی و ارمنی ایران دوست گیر کرده بودند و به طرز عجیبتری رگ ایرانیتشان زده بود بالا. گروهی دیگر میگفتند ملت آذربایجان شعور و غیرت لازم برای پس گرفتن خاکشان را ندارند حالا ما چرا یقه جر بدهیم و عده ای دیگر با بیان این که در فرضی که قره باغ در تحت حاکمیت جمهوری باکو قرار گیرد به کانون توطئه علیه ایران به ویژه از سوی اسرائیل تبدیل خواهد شد رضایت ضمنی و آشکار خود را از در دست ارمنی بودن قره باغ ابراز کردند و قسم وسیع دیگری از ابراز نظرها. حتی گروهی فرصت را غنیمت شمردند و کینه شان از طیف اسلامگرای داخلی و خارجی را استفراغ کردند و از دست به دست هم دادن بنیادگرایان و قومیت گرایان سخن گفتند. یا گروهی دیگر دقیقا در لحظه ای که یک همدلی عجیب بین ملت آذربایجان با ایران در حال شکل گیری بود شروع کردند به نوشتن این که رهبری هیچ گاه جمله قره باغ خاک اسلام است را به زبان نیاورده است و الخ.
من عرایضم را از آخر به بالا شروع کنم:
اگرچه جستجوی جمله "قره باغ خاک اسلام است" در سایت khamenei.iri هیچ نتیجه ای در بر ندارد اما جستجوی کلمه "قره باغ" نتایج قابل توجهی را از منطق رهبری در این موضوع مبنی بر این که ایشان قره باغ را جزء جهان اسلام دانسته و اقدامات ارامنه علیه مسلمانان منطقه را که با حمایت دولت ارمنستان انجام میشود مذمت کرده اند را نشان میدهد.
اما نتیجه تحقیق خودم در مورد جمله مشهور "قره باغ خاک اسلام است" را خدمت دوستان عرض کنم: این جمله را رهبری در دیدار خصوصی با فرماندهان سپاه که قصد عزیمت به قره باغ را داشته اند یا فرماندهانی که نیروهایشان در قره باغ بوده اند در پاسخ به تشکیک برخی در مورد شرعیت و حلیت حضور در چنین کارزاری بیان کرده اند. بعدا این جمله دهان به دهان و سینه به سینه نقل شده و پس از مدتی علنی شده و اکنون در همه جا نقل می شود. پس بی شک این جمله از رهبری به عنوان فرمانده کل قوا و ولی فقیه است همچنان که مضمون آن در همه بیاینات ایشان مورد تایید قرار گرفته است. نقل نوشته هایی مانند آنچه که برخی سایت های مدعی ایرانیت در شرایط سنگین روانی جنگ و در حالی که یک همدلی بر اساس همین جمله بین مردم آذربایجان با ایران در حال پدید آمدن بود یک اقدام جاهلانه در خوشبینانه ترین حالت و یا اقدامی موذیانه در حالتی واقع بینانه است. که هدفی جز القا ممتنع بودن نظرات رهبری در قبال این امر نداشت.
اما اجازه بدهید وارد اصل ماجرا بشوم و آن هم مساله ارمنی و آذری قضیه و رابطه ما با این مساله است. خصوصا مغالطه شیعه ضد ایرانی و ارمنی ایران دوست که با احترام به کسانی که ذهنشان درگیری این موضوع شده است باید بگویم القا کنندگان این اندیشه چیزی جز اقدامی ابلهانه انجام نداده اند. اصلی ترین مغالطه و اصلی ترین نکته مغفول در تمام استدلال های طیفی که به صورت آشکار یا ضمنی طرف ارامنه اشغالگر را میگرفتند این بود که آنها بین ملت آذربایجان و دولت آذربایجان عینیت قایل اند. آنها بدون آن که اصلا به روی خودشان بیاورند که این دولت علی اف ها است که با وجود این که با حمایت کاملا مستقیم ایران بر روی کار آمد شروع به نانجیبی و بی اخلاقی کرد و خود را در خلا قدرت مسکو چنان تعریف کرد که هم از توبره بخورد هم از آخور و البته در این سیاست خود هم کاملا موفق و سربلند بود و اقدامات ضد ایرانی دولت باکو ربط خاصی با ملت این کشور ندارد از من و ما خواستند تا نسبت به کشته شدن هم کیشانمان و انسان هایی که در راه دفاع از خاکشان و بازگردادند عِرض از دست رفته شان کشته می شوند بی تفاوت باشیم. و حتی به در دست ارمنی بودن این خاک خوشحال باشیم.
البته اگر بخواهم منصفانه سخن بگویم باید اشاره کنم که این اقدامات و اظهارات این طیف بیش از آن که از حب ارمنی باشد از بغض آذری است؛ اما این طیف بر اساس دریدگی ذاتی ای که دارد در کمال بی ادبی من و مایی را که غیرت اشغال خاک یک قوم توسط قوم دیگر را میکشیم را متهم به قومیت گرایی و آذری دوستی می کنند اما خودشان در پاسخ به این که اگر آذری دوستی جرم است پس چرا ارمنی دوستی جرم نباشد چیزی جز باد غبغب تحویل آدم نمیدهند.
آشکارا بگویم این طیف در این یک هفته و البته چند سال اخیر بداخلاقی علمی را به حد نهایت خود رسانده است. هنوز هم خاطره بر گزاری کنفرانس "مرزهای جغرافیایی قفقاز در گذر تاریخ" که از سوی نهادهای آکادمیک این مملکت با حضور سفیر ارمنستان در یک باشگاه ارمنی برگزار شد را در خاطر دارم. اساتید و حضراتی که در آنجا حضور داشتند آیا دقیقه ای به وجدان و شرافت علمی خود دریغ نورزیدند که بدون حضور یک طرف دیگر از طرف حکم به محاکمه تاریخ و سیاست به نفع یک طرف دیگر آن هم در حضور سفیر آن بپردازند.
هر از گاهی به این فکر میکنم که اگر مثلا دقیقا یک نشست با همین عنوان نه در یک باشگاه آذری گرا که در یک سالن معمولی با حضور یک دیپلمات درجه دو باکو در تهران برگزار شود چه واویلا و وا ایرانی که راه نمی افتد. اگر میگفتی آقا یک بحث علمی بوده زود میگفتند خر خودت هستی و جد و آبا ات مگر ما نمیفهمیم تو چرا این را راه انداخته ای؟! اما همین منطق در مورد همین جلسه ای که حضرات روشن اندیشان و منورالفکران برگزار میکنند نمی تواند اعمال شود!
همچنین همین دوستان در بسیاری از موارد در پاسخ به من و ماهایی که غیرت مساجد قره باغ که اکنون طویله شده است و غیرت قرآن های پاره پاره که از آنها برای کارهایی که قلم شرم دارد از بیان آنها استفاه شده اند را میکشیم مدعی هستند که جنگ قره باغ یک جنگ ارضی و سیاسی است و شما غلط میکنید که این جنگ را تبدیل به جنگ مسلمان ارمنی اش می کنید. در پاسخ به این مساله هم باید بگویم که از طرف ما دقیقا درست است و این جنگ از چشم آذری ها یک جنگ ارضی است اما از دید ارمنی ها که عِرق و خون و مذهب همچنان که در یهود میتوان مشابهش را دید با همدیگر گره خورده است اتفاقا همه کارها جنبه دینی دارد و نشانه این که ارامنه این جنگ را یک جنگ مذهبی می بینند کشیش هایی است که در سنگرها و جبهه ها حاضر می شوند و یا حملاتی است که به مساجد میشود.
نکته قابل توجهی که در هفته گذشته متوجه آن شدم دوگانگی استانداردهای این حضرات در مواجهه با مساله دین و دینداری در جمهوری آذربایجان و البته آذربایجان خودمان بود. این افراد زمانی که مثلا حمله نارداران اتفاقا میافتد، حاج طالع باقراف، حاج موسم صمداف، حاج آبگول سلیمان اوف و دهها بی گناه دیگر تنها به جرم اسلام و اسلامیت به زندان می افتند ندای وا اسلاما سرمی دهند و از من و ما ها می خواهند تا در برابر جور اعتراض کنیم و اتفاقا دولت آذربایجان را دقیقا به خاطر این مساله دینی منکوب میکنند اما همین حضرات زمانی که من و ماها با همان منطقی که به دستگیر حاج موسم و حاج آبگول و حاج طالع اعتراض می کنیم به جنگ آذربایجان برای آزادی خاک خود حساسیت نشان میدهیم از الفاظ بنیادگرا و تندروهای دینی و مرتجعین امت گرا و ... استفاده میکنند. به گمانم این افراد در درون خود عُجب میفروشند که عجب این جماعت را دور زدیم و خودشان نفهمیدند اما متوجه نیستند که استاندارد دوگانه اژدهای هفت سری چون آمریکا را به زمین زده است چه رسد به کودکان کوی شیطنت که هنوز تاتی – تاتی راه می روند!
باید صراحتا بگویم و هشدار دهم که این دوستان در یک بازی صهیونیستی – روسی گیر کرده اند و دقیقا در حال قدم زدن در جاده ای که مقصدش جز ناکجاآباد بغض و حقد و کینه بین ملت ایران و ملت آذربایجان نیست هستند. اینها سعی میکنند با عینیت برقرار کردن بین ملت و دولت آذربایجان و پس از آن پررنگ کردن صهیونیزم حاکم در ساختار باکو، جمهوری اسلامی ایران و ملت مسلمان را از عمق استراتژیک خود که یک ملت هشت میلیونی در یکی از حساس ترین مناطق جغرافیایی زمین است غافل کرده و منصرف کنند و به جای آن با ملتی که با هزار سریش و وصله نمی توان آنها را ارجح از آن ملت هشت میلیونی دانست مشغول کنند. بگذریم از این که چه کسی است که از افکار ارمنستان بزرگ و کارنامه گروه های تروریستی ای مانند آسالا (ASALA) و خیانت های تاریخی این قوم به ایران و عثمانی در برابر روسها و نیز حتی برخی شایعات کنونی مبنی بر این که سفارت آن کشور و پایتخت آن کشور در واقع حکم دفتر حافظ منافع سیستم اطلاعات خارجی مسکو را دارد نداند و نداند که خوش رقصی و همراهی ایروان با تهران تنها و تنها برای در امان ماندن از یک بن بست کمرشکن دیگر است.
نکته جالب اینجاست که این افراد در برابر گفتمان جهاد و مبارزه برای آزادی وطن از سوی دینداران آذربایجان ارائه می شود و البته با حمایت قلبی دینداران ایران نیز همراه است – طبیعتا در این عرصه خواسته قلبی یک گروه از مردم چیزی متفاوت از سیاست دولت میتواند باشد – معتقد به عدم عقلانیت جهاد و ناکارآمدی آن هستند اما همین افراد معتقدند ما چرا باید برای ملتی که رفته و ساز و دهل به دست گرفته و سلاح بر زمین گذاشته است های و هوی راه بیاندازیم و متوجه نیستند که همین تمسخر آنها بر اثر غیر عقلانی دانستن جهاد از طرف سیاستمدارن آن ملت است که دست و پای غیوران و فرزندان شریف ملت را بستند و آنها را به زندان و تبعید و مرگ محکوم کردند و خاک را به دلار فروختند.
اما در پاسخ به کسانی که من و ما را به خاطر حساسیت در قبال این مساله مذمت می کنند و میگوند که یکی دیگر جایی دیگر دیگری را کشته به ما چه؟ باید بگویم که یکی دیگر در جایی دیگر یکی دیگر را در سال 1915 معلوم نیست که کشته یا نکشته به ما چه که هر سال این همه تبلیغات راه بیاندازیم؟! چرا باید برای آنها ترافیک شهروند من مختل شود اما من حق نداشته باشم بخاطر آن دیگری حجم اینترنت این مملکت را هم استفاده کنم؟! فقط همین. فکر کنم کافی است.
....
چند نکته هم به دوستانی که کاسه داغتر از آش شدند و در حالی که دولت آذربایجان بی خیالترین و بی حالترین ادا و اطوارها را از خودش نشان داده اینها میخواهند ایران را به خاطر سیاست عاقلانه ای که در پیش گرفته محکوم کنند بگویم که داداش کاسه داغتر از آش نشوید؛ فقط همین.
(چون این طیف را خیلی کوبیدند دلم نیامد که بیشتر توضیح بدهم:)) در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی