هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

اردوغان و وجه نادیده او

پنجشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۴، ۰۷:۳۸ ق.ظ

این یادداشت در سایت تبریز بیدار منتشر شد و پس از آن در سایر پایگاه های اینترنتی مورد استفاده قرار گرفت.

...


چند روزی است که اردوغان با اظهاراتی که علیه ایران و سیاست های ایران در منطقه داشته است باز توجه ما ایرانی ها را به خود جلب کرده است. اصلی ترین نکته اظهارات او هم شان و همراه دانستن ایران و تروریست ها (که منظور او جنبش انصارالله یمن بود) است و این که ایران را به تلاش برای تحت استیلا در آوردن منطقه کرده است.

 

اردوغان چرا چنین اظهاراتی را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟

این سوال اصلی ترین سوالی است که اگر بتوان پاسخی برای آن داد امکان تحلیل رفتارهای گذشته اردوغان و پیش بینی رفتارهای آینده او فراهم خواهد آمد.

 

برای هر ایرانی اردوغان در وهله اول شخصی است که در سر اندیشه سلطانی دارد و در دست پروژه ای برای تحقق عظمت حکومت عثمانی. اردوغان شیفته قدرت است و سعی دارد تا کشورهای خاورمیانه را تحت سلطه خود در آورد و برای همین است که چشم دیدن ایران را ندارد. او متوجه است که دو پادشاه در یک ملک نگنجند و برای همین سعی دارد تا به ایران اثبات کند که تو مدیر منطقه نیستی و باید با همراهان «تروریست» خود عقب بنشینی. او قصد دارد به ایران تفهیم کند که اگر بدون اراده تو دولتی در کابل، بغداد، دمشق، بیروت و ... نمی تواند بر سر کار باشد من هم می توانم کسی را که دوست ندارم از کار برکنار کنم و آن کس که دوست دارم را بر سر کار بیاورم. این نوع اندیشه و تلقی اوضاع منطقه است که اردوغان را به سوی لجن پراکنی به سوی ایران که چند ماه پیش تا توهین به مقامات عالی رتبه کشور پیش رفت می کشاند.

 

این نخستین تلقی ای است که ما ایرانی ها از اردوغان داریم و همواره سعی میکنیم تا او را در این متن (کانتکس) به بازخوانی بنشینیم.

من فکر می کنم اصلی ترین و نخستین نقطه انحراف ما نیز در همینجاست! اگر تجربه 13 ساله حضور اردوغان در صحنه سیاسی روز ترکیه را در پیش دید خود قرار دهیم متوجه یک نکته خواهیم شد و آن هم این که دقیقا در محلی که سر و صدا است، یعنی اردوغان در آنجا سر و صدا راه انداخته است خبری نیست! به عبارت دیگر اردوغان همواره با قدرت فردی و رسانه ای بالایی که دارد افکار عمومی را به طرفی که خود می خواهد  سوق میدهد و آنها را از نکاتی که باید بشنوند  یا دقت کنند غافل می کند.

 

نخستین اشتباه ما ایرانی ها نیز در همین نکته است که مساله عثمانی گرایی اردوغان را جدی گرفته ایم و همچنان سعی داریم تا نقطه، ویرگول های سیاسی اردوغان را در متون عثمانی جای دهیم. در حالی که شاید بتوان به سوال بالا یعنی « اردوغان چرا چنین اظهارات را بر زبان می آورد و چرا اردوغان چنین سیاست هایی را در پیش گرفته است؟ » پاسخ دیگری داد.

پاسخی که من در نظر دارم این است: اردوغان چنین می گوید و چنین اقدام می کند چون «چنین دستور میگیرد»!

 

می دانم مخاطبم با این جمله شاید از خواندن ادامه متن صرف نظر کند چون سیاست مردی مانند اردوغان را در حد یک خودفروش سیاسی تقلیل داده ام و جمله ای که در چند دهه گذشته در مورد رهبران سیاسی سایر کشورها کلیشه شده است را به کار برده ام.

اما اگر بدانیم که اردوغان تا کنون حداقل در 35 مکان مختلف خود را به عنوان یکی از روسای طرح خاورمیانه بزرگ معرفی کرده است شاید تاملمان بیشتر شود. او بارها اذعان کرده است که ترکیه و آمریکا روسای طرح خاورمیانه بزرگ هستند. اردوغان با این جمله اش سعی کرده است در میتینگ های خود این القا را به مخاطبان داشته باشد که بله آکسارای با کاخ سفید هم مقام است و در این نکته شک نکنید.

 

اگرچه اردوغان تا کنون بیش از 30 بار این مساله را مورد تاکید قرار داده است اما آیا ذهنیتی در ما و در فضای رسانه ای ما نسبت به این مساله وجود دارد؟ همین بی خبری ما نشان میدهد که او توانسته است ما را به آنجایی که دوست دارد راهنمایی کند و از آنجایی که میخواهد غافل نگه دارد. به حدی غافل بمانیم که حتی به فکر کردن در مورد میزان صحت این ادعا فکر نکنیم و سعیی برای تطبیق دادن رفتارهای بیرونی و عملی اردوغان با آنچه که ما از آن به عنوان عثمانی گرایی یاد می کنیم انجام ندهیم. مثلا ما هیچگاه از خودمان نمی پرسیم که عثمانی همان حکومتی بود که حاضر شد پادشاهش از حاکمیت خود بگذرد اما یک وجب خاک فلسطین را به یهود ندهد، پس این فرد در عثمانی بزرگ با مساله اسرائیل چکار خواهد کرد؟ ما هیچ گاه از خود نپرسیدیم که سلطان عثمانی بودن و رفتن و جایزه گرفتن از انجمن های خصوصی صهیونیستی آیا با یکدیگر سازگاری دارد؟ یا هیچ گاه به این نکته توجه نکردیم که سلطان عثمانی بودن و نامه نوشتن به این و آن که مرا به قدرت برسانید آیا سنخیتی با هم دارند؟ - منظورم نامه ای است که اردوغان به کالین پاول نوشت و در آن از آمریکا خواست که اردوغانِ "خودشان" را به قدرت برسانند-  ما هیچگاه این سوالات را از خودمان نپرسیده ایم و به این نکات و دهها نکته ای که باید به آن توجه میکردیم فکر نکرده ایم. چرا؟ چون هنوز در پی یافتن رگه های عثمانی گرایی در رفتارها و گفته های اردوغان هستیم.

 

در واقع اردوغان با رندی همیشگی خود بحث عثمانی گرایی را به عنوان محملی برای تخدیر ملت ترکیه و تحمیق ملل منطقه به کار برده است.

اردوغان حتی در مورد مساله ریاست مشترکش با آمریکا برای طرح خاورمیانه بزرگ چنان با قدرت حرف میزند که حتی طرفدارانش هم از خود نمی پرسند که مگر شراکت یک جن زده با شیطان بزرگ معقول است و مگر " آک سارای" با "بیاض سارای" توان هماوردی دارد؟!

...

در این جا می خواهم خواننده را به خواندن نظری که شاید او را از خواندن ادامه این مطلب منصرف کند دعوت کنم و آن هم این که: کم کم باید ترکیه بدون اردوغان را نیز تصور کنیم!

این جمله را در حالی می نویسم که می دانم تا سه ماه دیگر انتخابات عمومی در ترکیه برگزار خواهد شد و تقریبا برای همه و البته من مسجل است که حزب عدالت و توسعه برنده این انتخابات خواهد بود. به جهت میدانی و وضعیت عمومی این نکته کاملا درست است و بی شک اردوغانیون غالب انتخابات آینده ترکیه هستند اما مساله این جاست که به جهت استراتژیک به مرحله ای از بازی رسیده ایم که اردوغان باید قیمت دامادی اش را بپردازد و این قیمت چیزی جز خود عروس نیست!

 

اردوغان در تحولات اخیر یک خوش شانسی آورد و آن هم شکست در سوریه بود و باز شانس یاور اوست و در یمن نیز شکست خواهد خورد. چرا خوش شانسی؟ چون اگر مساله سوریه آنچنان که جبهه مقابل می اندیشید تمام می شد اکنون شاهد ماجراهایی عجیبتر بودیم. اما اگر به نوبت هم باشد دیگر نوبت خود اردوغان رسیده است.

 

اردوغان در عرصه داخلی اگرچه با اقدامی هوشمندانه سعی دارد تا بدنه حزبش را جوان کند (امسال پیش بینی می شود70 نمانیده مجلس که برای نخستین بار وارد مجلس می شوند از سوی حزب عدالت و توسعه وارد مجلس شوند) اما خودش نیز میداند که "حزب" و "تحزبش" پیر شده است! اردوغان اکنون دو سال است که تنها با بحران نفس می کشد و این نیز ابدا به معنای حمله به اردوغان نیست بلکه اردوغان خود با سینه ای باز به آغوش بحران ها می رود چون دیگر بهانه ای برای بقا نمانده است و باید دشمن تراشی کند. او در سالهای گذشته با استفاده از توان پشت پرده آنکه خود شریکش می داند (آمرکیا) تمام مخالفان را سر به نیست کرد – در معنای سیاسی آن- و اکنون دچار فرتوتی شده است. در میان دشمنان داخلی بی شک گولن که بازوی سازمان سیا است می تواند گزینه خوبی برای سر و صدا باشد و در عرصه خارجی نیز فعلا کسی برای دست و پنجه نرم کردن بهتر از ایران نیست.

 

باید کم کم آمادگی لازم برای شنین خبرهای عجیب و غریب از داخل ترکیه را داشته باشیم و سعی کنیم اردوغان را در وضعیت هایی غیر از چهره مصمم همیشگی ببینیم. خود اردوغان در حال به دست آوردن آمادگی لازم برای این مساله است که تصویب لایحه بسته امنیت داخلی در مجلس هفته گذشته و واردات گازهای اشک آور در حدی قابل توجه می تواند نشانه ای از ین آمادگی باشد. اردوغان دیگر یَلی نیست که با کرشمه ای قلندران را در اطراف خود جمع کند و توان مدیریت «مخزن الاسرار» های خود را نیز از دست داده است. واقعیت آن است که اردوغان اگرچه نتوان گفت که خرفت اما دیگر پیر شده است.  

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی