هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

مصاحبه ام با سایت خبری تحلیلی آناج تبریز در ارتباط با تحولات منطقه و مساله مواضع ترکیه در قبال سوریه و عراق

...


اعلام حکومت نظامی در استان های کردنشین ترکیه و وضعیت بحران داخلی ایجاد شده ناشی از تدابیر نسنجیده ترکیه در مسائل منطقه از جمله مسائلی است که در گفتگوی تفصیلی با مسعود صدر محمدی، کارشناس مسائل منطقه مورد بررسی قرار گرفت.

در ابتدا برای آشنایی بهتر است توضیحاتی در مورد جایگاه ترکیه و اهمیت آن در مناسبات منطقه بفرمایید. 


ترکیه به عنوان میراث دار حکومت عثمانی دارای اهمیت بالایی است. ترکیه در چند سال اخیر سعی کرده است خود را به عنوان میراث دار حکومت عثمانی نشان دهد و نقشی را که حکومت عثمانی در جهان اسلام و معادلات سیاسی جهان داشت، برای خود احیاء کند. تا پیش از انقلاب اسلامی نقش مدیریت منطقه و مدیریت ملل مسلمان از طرف آمریکا برای ایران تعریف شده بود ولی با توجه به انقلاب اسلامی که در ایران و تحولات عمیق و عجیبی که در منطقه رخ داد، این نقش را به ترکیه سپردند. خصوصا در 15 سال اخیر ترکیه نشان داد که قابلیت لازم برای این نقش را دارد. لذا سابقه ی تاریخی را به عنوان یک امتیاز ویژه برای خود تلقی کرد و وارد فعالیت های مدیریت منطقه و تاثیرگذاری در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای شد. خصوصا پس از فروپاشی شوروی و مطرح شدن گفتمان ترکی این نقش اهمیت بیشتری پیدا کرد و ترکیه علاوه بر منطقه عربی ماموریت پیدا کرد که در منطقه ترکی و در منطقه آسیای میانه نیز ایفای نقش کند. البته الان در این منطقه جغرافیایی با ضعف مواجه شده و روسیه توانسته بنیان های قدرت خود را بازیابی کند ولی در منطقه عربی و آفریقایی، ترکیه همچنان به عنوان یک گفتمان در حال تاثیرگذاری است.

 
 

به نظر شما قدرت اقتصادی، سیاسی و قدرت نرم ترکیه اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟

بحثی که در کشور ما نیز زیاد مطرح می شود، بحث نئوعثمانی یا عثمانی گرایی نوین است که زیاد مصادره به مطلوب می شود. هرچند توجه به دوره عثمانی و پیش از آن (دوره سلجوقیان) در گفتمان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ترکیه احیاء شده است و هنگامی که ما به سیستم ارزش گذاری در سطح سیاست، فرهنگ و اجتماع ترکیه نگاه می کنیم متوجه می شویم که در 15 سال اخیر این توجه نسبت به پیش از آن بسیار پررنگ شده است و از عثمانی به عنوان یک دوره پرافتخار و پر از غرور یاد می کنند. اما احیای حکومت عثمانی توسط دولت ترکیه عملی نیست. خود ترکیه نیز هرگز ادعایی درمورد بازیابی اراضی نداشته است زیرا اراضی عثمانی از غرب آفریقا شروع شده و تا مرزهای ایران و قفقاز و پشت دروازه های وین می رسید. قطعا ترکیه توان لازم را برای سرزمین گشایی ندارد. پس باید به این سوال پاسخ بدهیم که منظور از نئوعثمانی چیست؟ گویا ترکیه سعی دارد با ارائه بحث عثمانی، دیپلماسی عمومی لازم برای تاثیرگذاری در دیپلماسی تخصصی را برای خود به وجود بیاورد او سعی دارد عزت از دست رفته ی عثمانی را برای خودش احیاء و خود را به عنوان جانشین عثمانی مطرح کند. ترکیه متوجه است که در منطقه عربی آفریقایی جهان اسلام هیچ حکومت قدرتمندی وجود ندارد. قدرت حکومت ها وابسته به مردمی بودن آنهاست و ترکیه به راحتی این را درک کرده است که ما هیچ حکومت قدرتمندی نداریم. بنابراین بهترین فرصت است که با یادآوری عزت دوران گذشته ترکیه(دوره عثمانی) این کشورها و دولت های ضعیف را تحت تاثیر خود قرار بدهد و این نیز دقیقا در راستای نقشی است که آمریکا و اروپا در جهان اسلام برای ترکیه تعریف کرده اند.

ارتباط سوریه و ترکیه در حال بهبود بود؛ اما چه شد که ترکیه یکباره زمین بازی را عوض کرد؟

نقشی که ترکیه پس از دوره اول آقای اردوغان برعهده گرفت این بود که یک گفتمان رقیب در برابر گفتمان جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ارائه بدهد. برای تحقق این امر اولا باید گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان یک گفتمان شیعی مطرح می شد نه اسلامی. دوما ترکیه باید خود را پدرخوانده جهان اهل سنت می شناساند که این نیز اتفاق افتاد. پز این دو مرحله ترکیه به این نتیجه رسیده بود و این ماموریت را دریافت کرده بود که گفتمان و ساختار مد نظر خود را در منطقه عربی تعمیم بدهد. لذا اولین کشوری که به عنوان پایلوت انتخاب شد، سوریه بود. در این مرحله است که ما شاهد گسترش ارتباطات ترکیه و سوریه هستیم و می بینیم که اسد به ترکیه سفر می کند، عربستان و قطر به سوریه نزدیک می شوند و شاهزاده های عربی روی خوش به سوریه نشان می دهند. پس از موج سرمایه گذاری های خارجی که در ترکیه اتفاق افتاده بود، شاهد آغاز مطالبات و عرضه و تقاضا های جدید برای سرمایه گذاری در سوریه هستیم. در این فضا ترکیه و سوریه کاملا به هم نزدیک می شوند.

شاهزادگان عرب، حکومت سعودی، قطر و سایر دول نفتی عرب موظف بودند که بخش اقتصادی این پروژه را بر عهده بگیرند. در مقابل ترکیه موظف بود بخش گفتمان سازی و بخش اصلاحات اداری ساختاری سوریه را انجام بدهد. علی بولاج مشاور قدیم و اپوزسیون فعلی اردوغان، تعریف می کند پس از اینکه این قرارها گذاشته شد، من در سفرهایی که گه گاه به سوریه داشتم، کاملا متوجه تحولاتی که در ساختار ترکیه اتفاق می افتاد و در جامعه ی ترکیه بروز و ظهور پیدا می کرد، می شدم. اما در این حین یک اتفاق بسیار غیرمترقبه و پیش بینی نشده افتاد و آن عبارت از انقلاب هایی بود که در کشورهای اسلامی رخ داد. تونس، مصر و سایر کشورها شروع به تلاطم کردند و در این وسط در سوریه نیز برخی نارضایتی ها وجود داشت. در ابتدا اعتراضاتی که در سوریه وجود داشت، اعتراضات مردمی بود و قابلیت مدیریت و کنترل را داشت اما به یکباره ما شاهد این بودیم که اعتراضات مدنی در یک شب تغییر چهره داد و به یک جنبش نظامی تبدیل شد. جنبش نظامی که با گذر زمان بسیار محدودی شاخه های متعددی پیدا کرد و گروه بندی های مختلفی را برای خود اختصاص داد و در نهایت به وضعیت فعالی رسید. وقتی این موضوع را بررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که دول عربی، اروپایی و جبهه غرب و ترکیه به این نتیجه رسیدند که به احتمال قوی بشار اسد نیز مانند سایر سران کشورهای عربی به زودی سقوط خواهد کرد. پس بهترین کار این است که ما سهمی را که باید برای خود برداریم، از اینجا افزایش بدهیم. در واقع ترکیه سعی داشت در بازی که دیگران دارند می برند و می بازند، خود را به عنوان یکی از برندگان بازی جا بزند. لذا تمام سرمایه های خود را به میدان آورد زیرا تحلیلش این بود که در بدبینانه ترین حالت تا شش ماه دیگر بشار اسد سقوط می کند و او منافع درازمدتی را برای خود به دست می آورد.اما گذر زمان نشان داد سنجش سیاسی و پیش بینی های تاکتیکی که آن ها داشتند، اشتباه از آب درآمد.

استراتژی تغییری نکرد. استراتژی همچنان غلبه و سالاری ترکیه در منطقه عربی بود. تا پیش از انقلاب ها سعی می کردند به صورت نرم، با اصلاحات در سوریه، با تطمیع بشاراسد و کشیدن او به سمت دول عربی و دور کردنش از ایران و جریان مقاومت به هدف برسند اما پس از تغییر فضا فرصت را غنیمت شمرده و گفتند بهتر است به جای آن همه اقدامات نرم، بشار در کوتاه مدت سرنگون شود و ما کاری را که می خواستیم انجام بدهیم. اما بشار سرنگون نشد و روز به روز هزینه های جنگ برای طرف های مقابل بشار افزایش پیدا کرد. در این میان متضرر اصلی ترکیه بود چرا که او بیشترین مرز زمینی را با سوریه داشت و نقش سالار بودن و ریش سفیدی را برای خود انتخاب کرده بود. حال ترکیه به جایی رسیده است که دچار سیاست های متناقض و پارادوکسیکال شده است.

 ابتدا باید ببینیم نقطه ی اختلاف آمریکا و ترکیه در مساله سوریه، از کجا شروع شد؛ ما می بینیم که آمریکا زمینی را تعریف و ترکیه را ملزم به بازی در این زمین کرده است و اکنون ترکیه در برابر این ماموریت گردن کشی می کند. از طرف دیگر ترکیه نیز میدان جدیدی را باز می کند و به آمریکا می گوید تو نیز باید در این میدان با من همکاری کنی. در این وسط مساله تفاوت اولویت های آمریکا و ترکیه بر سر سوریه و عراق است؛ترکیه به خاطر گفتمان عثمانی و به خاطر مشکلات داخلی خود، اعراب(تامین امنیت اعراب) را اولویت اول قرار داده است ولو اینکه این اعراب داعش باشد (متاسفانه ترکیه یک بازی کثیف را شروع کرد و آن تبدیل یک جنگ سیاسی به جنگ مذهبی است. او فکر می کرد از این طریق خواهد توانست امت اسلام را از ایران(میراث دار حکومت صفوی و شیعه) جدا کند و آن را با خود (به عنوان میراث دار حکومت عثمانی) همراه کند).

از طرف دیگر آمریکا تامین منافع کردها را در اولویت خود قرار داده است. زیرا کردها به دلیل ضعف های استراتژیکی که در ژئوپلتیک منطقه دارند، بیشترین تاثیرپذیری و حرف شنوی را از آمریکا دارند.

با وجود این تفاوت در اولویت ها بروز تعارض بین دو جناح فوق در یک جبهه واحد، طبیعی است.

حال آمریکا ترکیه را تحت فشار گذاشته و از او می خواهد وارد جنگ زمینی بشود. ترکیه نیز با توجه به هزینه های غیرقابل پیش بینی که ممکن است از این جنگ برایش تحمیل شود، مخالف است. زیرا او در سه سال اخیر تجربه کرد و دید که جنگی که می توانست ربطی به ترکیه نداشته باشد، الان دارد به یک جنگ داخلی در خود این کشور می شود. به طوری که در چند روز گذشته نزدیک به چهل نفر کشته در ترکیه وجود داشته است. وزیر کشور ترکیه نیز اعلام کرد نزدیک به 1100 نفر را دستگیر کرده اند و چندین مامور پلیس کشته شده و در چند استان حکومت نظامی کامل برقرار است. این اتفاقات نشان می دهد که یک معضل بیرونی تبدیل به یک معضل و مساله درجه یک داخلی در ترکیه شده است. بنابراین ترکیه حاضر نیست به این راحتی وارد یک بازی جدید شده و ارتش، اقتصاد و امنیت داخلی خود را وارد یک جنگ تمام عیار بکند. به همین خاطر از ائتلاف و از آمریکا می خواهد که آنها نیز سهم خودشان را پرداخت کنند. ولی آن ها تا به امروز زیر بار این هزینه نرفته اند. زیرا آغاز کردن جنگ کار سختی نیست بلکه پایان دادن آن کار خیلی سختی است. آغاز کردن جنگ پیش بینی پذیر است اما اینکه یک جنگ به کجا ختم می شود، برای هیچ کس قابل پیش بینی نیست.



ترکیه در چند سال اخیر به صورت اتوماتیک داشت به روسیه نزدیک می شد و یا به عبارت دیگر روسیه داشت به ترکیه نزدیک می شد. روسیه سعی داشت از ترکیه به عنوان یک اهرم در جنبش اوراسیایی خود استفاده کند و مشروعیت بخشی بازسازی شوروی سابق را با همکاری ترکیه و ایران محقق کند. اما ترکیه با بازی که در مساله سوریه خورد، این روند را مختل کرد. درواقع ترکیه متوجه است که اگر امروز وارد جنگ زمینی با سوریه بشود، دو رقیب و دو عنصری که می توانند عناصر استراتژیکی در سرنوشت ترکیه باشند(ایران و روسیه)، با خود به مرز تخاصم خواهد کشید. لذا زیر بار این جنگ نمی رود و استدلالش این است که ما به این شرط وارد جنگ با سوریه می شویم که ائتلاف سهم خود را پرداخت بکند.

بنیادگرایی اسلامی و جدایی طلبی کردی، دو محور اصلی تهدید امنیت ملی ترکیه در سند امنیت ملی ترکیه است. این گفته صحیح است که چون مقامات ترک توانستند اعتراضات پارک گزی را سرکوب کنند، قابلیت کنترل کردها را نیز دارند؟ آیا مدیریت از دست مسئولین ترک خارج شده است؟

همه می دانند (حتی دولت ترکیه نیز می داند و اذعان می کند) که استان های جنوبی ترکیه عملا امنیت خود را از دست داده است و یک سال است که این مناطق، مناطقی غیرقابل پیش بینی برای حوادث شده است.

دو تحلیل عمده در مورد نقش ترکیه و شیوه ی اقدام او در برابر داعش و سایر گروه های تروریستی مطرح است. 1.دولت ترکیه دارد از موضع قوت عمل می کند به این معنا که خودش میدان بازی را باز گذاشته؛ زیرا ایمان دارد که هر وقت بخواهد می تواند بازی را جمع کند و تغییر بدهد. 2. دولت ترکیه می داند که قافیه ی بازی را باخته و چون می داند که قافیه ی بازی را باخته، دارد با باز گذاشتن میدان زمان می خرد تا قافیه ی جدیدی را درست و شرایط جدیدی را محیّا کند. این دو تحلیل تا چند هفته گذشته، تحلیل های محتملی بودند ولی حوادث چند هفته گذشته نشان داد که تحلیل دوم به واقعیت نزدیک تر است. زیرا ترکیه تا حدی ریسک پذیری را بالا می برد که دخالت نظامی در داخل خاک کشور همسایه را در مجلس ملی خود مطرح می کند.

حال این سوال مطرح می شود که پس چرا ترکیه تا پیش از این داشت به بارزانی نزدیکی می کرد و برای او میدان را محیا کرده بود؟

ترکیه کردستانی را که تحت تسلط و کنترل خودش باشد، خیلی می پسندد و تا پیش از قضایای اخیر به این نتیجه رسیده بود که کردها را تحت کنترل بگیرد و فضا را تا حد ممکن برایشان باز بگذارد و مدیریت کند. اما با ظهور داعش و سایر گروه های تروریستی در منطقه، ترکیه متوجه شد که برای اعمال فشار علیه کشورهای منطقه و برای نقش آفرینی در منطقه، می تواند اهرم های دیگری هم داشته باشد. به خاطر همین ستاره ی بخت کردها در ترکیه افول کرد.

اردوغان برای اینکه پای ارتش را از فضای سیاسی کشور بیرون بکشد، یک مساله سیاسی را با عنوان فرایند صلح با کردها مطرح کرد. این فرایند صلح باعث می شد مشکل کردها در ترکیه(که مشکلی چند دهه ای است) به صورت دموکراتیک و بدون نیاز به اعمال قدرت ارتش و نیروهای نظامی غیرقابل کنترل توسط حزب عدالت و توسعه، حل شود. حال کردها اعلام کرده اند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، فرایند صلح متوقف خواهد شد. اوجلان نیز از زندان پیام داد که تا 15 اکتبر فرصت می دهیم تا ترکیه موضع خود را در قبال کردها و قیام کردی مشخص کند.

در واقع کردها (چه در ترکیه و چه در عراق) دنبال استقلال هستند و اگر راضی به عقب نشینی از مبادی خود هستند به این دلیل است که می خواهند زمان بخرند و موقعیت بهتری برایشان فراهم شود.

بنابراین ما می بینیم که اردوغان وارد بازی بسیار خطرناکی شده است که حتی می تواند به قیمت عمر دنیایی اردوغان و عمر سیاسی تیم او تمام شود. چرا که همه می دانیم ارتش ترکیه به عنوان نگهبان لائیسیته کینه ای از اردوغان به دل دارد که به ادعای خود اردوغان تا به حال دو پروژه کودتای آنان را خنثی کرده اند. در واقع بنیان های اساسی حاکمیت در ترکیه، در پشت صحنه به شدت متشنج است. شاید ارتش ترکیه از باخت اردوغان در بازی های اخیر خیلی ناراحت نباشد.

در این میان علویان چه وضعیتی دارند؟

علویان در ترکیه یک عنصر قابل توجه بوده و هستند اما آن ها تا دهه های اخیر به صورت سنتی طرفدار حکومت لائیک بودند و به شدت تحت تاثیر اندیشه های چپ قرار داشتند. بعد از انقلاب اسلامی در ایران، شاهد برخی تحولات و تغییر دیدگاه ها و ایدئولوژی ها بودیم. از طرف دیگر علوی ها خودشان را عناصر درجه دو می دانستند و هرگز برای احقاق حقوق خود به عنوان یک علوی در ترکیه اقدامی نکرده بودند. اما همان طور که گفتم اردوغان یک معضل سیاسی را تبدیل به یک بازی کثیف مذهبی کرد و با این شعار که اقلیت علوی در سوریه به اکثریت سنی ظلم می کند، نقش آفرینی کرد. این منطق باعث شد، علویان ترکیه فهمیدند که دولتشان با اسم احقاق حقوق اهل سنت دارد در یک کشور خارجی دخالت می کند. لذا آنان نیز به صورت اتوماتیک فعال شدند و به عنوان اقلیت قابل توجه در ترکیه خواستار حقوق خود در میان سنی ها شدند. این موضوع در دراز مدت تبدیل به یکی از معضلات جدی و عجیب ترکیه و اردوغان خواهد شد.

درواقع اردوغان علاوه بر اینکه انشقاق ترکی، کردی را پر رنگ کرد، حوادث اخیر انشقاق قدیمی علوی، سنی را دوباره احیاء کرد. تا پیش از این علویان به عنوان یک مساله فرهنگی مطرح بودند ولی الان دارد به یک مساله سیاسی تبدیل می شود که می تواند پتانسیل کافی را برای تبدیل شدن به مساله امنیتی را نیز داشته باشد.

با اینکه ترکیه می داند آمریکا دارد او را بازی می دهد، باز نمی خواهد به سمت ایران، سوریه و  روسیه برگردد؛ این موضوع را چگونه تحلیل می کنید؟

اردوغان یک ویژگی خاص دارد و آن این است که هیچ وقت نگفته "من اشتباه کردم" و نخواهد گفت. او نشان داده است وقتی در فشار و موضع ضعف قرار می گیرد، فرار به جلو می کند و سعی می کند خط قرمز قابل توجه تر و خطرناک تری را دچار تزلزل بکند. درواقع او در این شرایط اطرافیان را به خط قرمزشکنی بزرگ تر تهدید می کند.

مساله ای که در تحلیل فضای فعلی قابل توجه است، سرعت تحولات می باشد. سرعت تحولات چه در داخل ترکیه و چه در صحنه ی منطقه ای به شدت بالاست. به طوری که گاه خود بازیگران منطقه ای را نیز دچار شک می کند. لذا پیش بینی موضعی که دولت ترکیه اتخاذ خواهد کرد، قدری سخت است. اما اگر وضعیت با شرایط فعلی ادامه پیدا کند و آمریکا و اروپا روی خوش به ترکیه نشان ندهد و شروطی را که ترکیه برای ادامه ی نقش آفرینی و بازی در منطقه را مطرح کرده است، قبول نکند و وضعیت داخلی ترکیه حالت بحرانی تری به خود بگیرد، شاید ترکیه برخی اقدامات را برای نزدیک شدن به ایران و روسیه آغاز کند. اما ترکیه در اینجا مجبور خواهد شد که به روسیه و ایران اطمینان بدهد که واقعا می خواهد به ایران و روسیه نزدیک بشود و نمی خواهد از آن ها به عنوان یک کارت برنده در مقابل آمریکا استفاده کند. زیرا ترکیه نشان داده است نوع نگاهش به ایران و روسیه و سایر کشورها (حتی کردستان عراق) به عنوان یک برگ برنده است و سعی می کند با این برگ ها بازی کند.

در ادامه ماجرا اگر ترکیه قصد نزدیکی به جبهه ی غیر غربی و ضد غربی را داشته باشد، باید هزینه لازم برای اطمینان آفرینی و اعتمادسازی برای این کشورها (که ایران و روسیه سردمدار آن هستند) را پرداخت کند.

منظور از هزینه، چه هزینه هایی می تواند باشد؟

هزینه های مختلفی ممکن است داشته باشد؛ مثلا فشاری که روسیه دارد به غرب وارد می کند که ترکیه می تواند نقش فعالی در این زمینه داشته باشد. یکی از این هزینه ها معادلات سیاسی منطقه است که ترکیه می تواند به نفع ایران اقدام کند که در این مورد نیز سطح اقدامش جای بحث دارد. ما نباید انتظار داشته باشیم که ترکیه جبهه ی انقلاب اسلامی را تقویت بکند، زیرا چه در دوره اردوغان و چه پیش از آن، نقش ترکیه نقش مقابله با ایران است و ما نباید انتظار اتفاقات خیلی بزرگ را داشته باشیم ولی به صورت ضمنی می توانیم انتظار داشته باشیم که برخی از تغییرات و تحولات در صحنه سیاست روز منطقه اتفاق بیافتد.


روابط ترکیه و اسرائیل به چه شکلی می تواند باشد؟

روابط ترکیه و اسرائیل در دوره اردوغان، خصوصا در دوره اخیر یکی از مسائل بحث برانگیز است. ما زمانی شاهد وان مینیت های(یک دقیقه؛اشاره به دعوای لفظی اردوغان با شیمون پرز در حاشیه اجلاس داووس) اردوغان و بعد از آن شاهد ماجرای کشتی مرمره بودیم. از طرف دیگر برخی از آمارها که از طرف نهادهای دولتی منتشر می شود، نشانگر گسترش روابط اقتصادی ترکیه و مناطق اشغالی است. به نظر من ترکیه هیچ وقت نخواهد توانست در برابر اسرائیل بایستد و ضد او باشد. اما از میزان سطح روابط خود با اسرائیل به عنوان یک اهرم تشویق کننده یا تنبیه کننده نسبت به آمریکا و کشورهای عربی استفاده خواهد کرد.

آنچه مسجّل و مسلم است این است که یکی از نقش های ذاتی ترکیه (چه اردوغان و چه بعد از آن) تامین امنیت اسرائیل و اروپاست. یکی از دلایلی که ترکیه نمی تواند به لحاظ استراتژیک به ایران و روسیه نزدیک شود، همین تامین امنیت غرب به عنوان نقش ذاتی ترکیه است.

مواضع جمهوری اسلامی نسبت به ترکیه و مسائل منطقه چگونه است؟

استراتژی جمهوری اسلامی این است که توان منطقه را افزایش بدهد. زیرا زمانی که توان منطقه ای در یک منطقه ژئوپولوتیکی کاهش پیدا می کند، فضا برای نقش آفرینی سازمان های فرا منطقه ای فراهم می شود. اگر ما بتوانیم در منطقه خاورمیانه نیرو و توان لازم برای نقش آفرینی موثر را داشته باشیم، فضای برای حضور نیروهای فرامنطقه ای باز نخواهد بود. به طوری که در حوادث اخیر نیز شاهد بودیم ائتلاف مبارزه با داعش زمانی رخ داد که آمریکا این طور تبلیغ کرد که کشورهای خاورمیانه قدرت لازم برای مدیریت این مساله را ندارند و نزدیک است که بحران خاورمیانه تبدیل به یک بحران جهانی شود.

جمهوری اسلامی با توجه به تجربه ی چهار دهه ای اخیر همیشه در پی قدرتمندی کشورهای همسایه و ایجاد ائتلاف های منطقه ای است و به همین دلیل است که مثلا سعی دارد در اجلاس شانگهای عضو شود و در اتحادیه ی عربی و اجلاس خلیج فارس حضور داشته باشد و کنفرانس اسلامی و کشورهای غیرمتعهد را فعال نگه دارد.

از دید جمهوری اسلامی در این فضا ترکیه به عنوان یکی از تاثیرگذارترین کشوها، هرچقدر امن باشد و قدرت سیاسی برای اداره خود و منطقه پیرامونش را داشته باشد، به نفع جمهوری اسلامی است. به همین دلیل از روز اول جمهوری اسلامی سیاست های ترکیه را سیاست های اشتباهی قلمداد کرده و از هر فرصتی برای تلنگر زدن و برگرداندن ترکیه استفاده کرده است. اما متاسفانه ترکیه تا امروز سیاست لازمی را که باید از خود نشان می داد، نشان نداده است. در خیلی از مسائل جمهوری اسلامی نشان داد که حاضر به کمک به دولت ترکیه است.همچنین ترکیه نیز فهمیده است که ایران باید سطحی از تامین امنیت را داشته باشد چرا که عدم امنیت در ایران به طور ضمنی دامن ترکیه را نیز خواهد گرفت. به هر حال متاسفانه یک بازی بدی شروع شده است و هیچ کدام از بازیگران این میدان حاضر بازگشت نیستند.
 

                                                                گفتگو از وهاب حسنی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۰۵
مسعود صدرمحمدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی