هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

هیق

هیق نام روستای پدری ماست. اگرچه سالهاست که دیگر در آن روستا زندگی نمی‌کنیم، اما «هیق» برای ما نماد ریشه‌ها و اصالت‌هاست. این «ریشه‌ها» و «اصالت‌ها» دقیقا آن چیزی است که در این صفحه عالم مجاز در پی آنیم...

تعویق آزمون دشوار برای باکو تا به کی؟

چهارشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۱:۲۷ ب.ظ

این یادداشت برای بررسی تاثیر تحولات اوکراین در جمهوری آذربایجان نوشته شد. گذشت روزها نشان داد که احتمال های داده شده در یادداشت دقیق بوده است.

....

«حالا حالا ها باید منتظر بمانیم. وضعیت وخیم است. خرس روس به این زودی ها میدان را خالی نخواهد کرد. بی شک آذربایجان هم از این وضعیت سهم خود را خواهد برد. آزمون بعدی در انتظار ماست!»
این سطرها نوشته یکی از روزنامه نگاران جوان جمهوری آذربایجان در صفحه فیس بوک خود است. در لحظاتی که او این فکرها را در سر خود بالا و پایین میکرد تمام دنیا چشم در کیف و کریمه داشت. اما این نویسنده آذری بر چه مبنایی کشورش را دومین حلقه اتفاقات موجود می داند و طرفین حوادث احتمالی ای که او در نظر دارد چه کشورها و چه جناح هایی می تواند باشد؟
آنچه که به عنوان جرقه اعتراضات و سپس مناقشات سنگین و در نهایت وضعیت مبهم فعلی در اوکراین شد نزاعی بود که بر سر «اتحادیه گمرکی اوراسیا» و طرح «مشارکت شرقی» اتحادیه اروپا آغاز شد. هیئت حاکمه اوکراین نتوانست در لحظه لازم تصمیم قاطعی بگیرد و در نهایت این یک بام و دو هوایی، منجر به شرایطی که به نفع هیچ کس نیست شد.
اتحادیه گمرکی اوراسیا اولین بار در اکتبر ۲۰۰۷ م. بین روسیه، قزاقستان و بلاروس نهاده شد، در آن زمان این سه کشور با کلیت ایجاد یک اتحادیه گمرکی توافق کردند و بعدها با موافقت کشورهایی هم چون قرقیزستان، تاجیکستان، اوکراین، ارمنستان، ازبکستان و مولداوی برای ملحق شدن به این پیمان اقتصادی جنبه های جدی تری به خود گرفت. در این میان به صورت طبیعی اتحادیه اروپا و بلوک غرب سابق نمی توانست در برابر این اتحادیه که رفته رفته شکل قوی تری به خود می گرفت و با توجه به اندیشه های اوراسیایی الکساندر دوگین که در واقع تئوریسین امروزی اندیشه های آسیای میانه ای پوتین شناخته می شود امکان تبدیل شدن به طرحی خطرناک برای اروپا را داشت بی تفاوت بماند. «آنچه بلوک غرب برای جلوگیری از تشکیل قدرت بزرگ اوراسیایی پوتین پیشنهاد کرد، ممانعت از همراهی اعضای کلیدی شوروی سابق با روسیه است. در همین راستا، اتحادیه اروپا طی ۲۰۰۹ م.، برنامه ای موسوم به «مشارکت شرقی» را به ۶ عضو غربی شوروی سابق پیشنهاد کرد. هدف «مشارکت شرقی»، یکپارچه سازی قوانین و مواضع اقتصادی اعلام شده بود. آن زمان، نمایندگان اروپا و کشورهای ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، بلاروس، مولداوی و اوکراین در پراگ گردهم آمدند و بیانیه مشترکی را در این زمینه امضاء کردند. بعدها بلاروس و ارمنستان ترجیح دادند، بخاطر عدم رویارویی با جنگ تجاری مسکو و برای پیوستن به مشوق های سنگین اقتصادی روسیه، بجای حل شدن در اروپا بواسطه برنامه «مشارکت شرقی»؛ از مواهب همگرایی اقتصادی با روسیه و هم پیمانانش در «اتحادیه گمرکی اوراسیا» بهره مند شوند.» اما اوکراین در یک تنگنا و دوگانگی ناخواسته ای قرار گرفت. شاید در بادی امر مردان کیف به مهارت خود در هم قدمی با هر دو طرف شاد شده بودند اما بعدها معلوم شد که نه نعل و نه میخ از وضعیت موجود راضی نیستند و اگرچه اسب کیفی با هر دو این طرفین راهوارتر به نظر می رسید اما این دو هیچ سر سازگاری با هم را ندارند و این سفر تنها با همراهی یکی از این دو خواهد بود. کیف بایست که مزایای یکی از این دو را به قیمت زجر محرومیت از دیگری بر عهده بگیرد. و شد آن چه شد.


با در نظر گرفتن این وضعیت و توجه به وضعیت سیاسی جمهوری آذربایجان در این معادلات می توان معنای جمله «آزمون بعدی در انتظار ماست!» این روزنامه نگار آذری و چیستی این «آزمون» را تشخیص داد. آزمونی که امکان دارد تمام مسائل آینده جمهوری آذربایجان را مشخص کند؛ انتخاب میان پدرخوانده قدیمی یا رفیقان امروز!
روسیه در شرایطی مسئله اتحادیه گمرکی اوراسیا را برای قفقازی ها مطرح کرد که باکو در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود و جناح های مختلف سیاسی چشم در قدرت سیاسی این کشور داشتند. با اندک تاملی می توان احتمال داد که مردان باکو در دیدارهایشان با کرملینی ها از بهانه احتمال دست آویز قرار گرفتن این پیمان برای اقدام علیه رئیس جمهور فعلی به دست طیف غربگرا و مورد حمایت اروپا و آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری استفاده کرده باشند. البته دو دهه گذشته این تجربه را برای روس ها به دست داده است که رفیقان قدیم باکویی شان با تمام مودتی که از خود بروز می دهند حاضر به چشم پوشی از هیچ فرصتی برای ارتباط با غرب و نزدیک تر شدن با رقبای مسکو نیز نیستند. شاید با توجه به همین تجربه بود که کرملین حربه خطرناک دپورت مهاجران آذری روسیه و نیز اعمال محدودیت برای تجار و بازرگانان سرشناس آذری الاصل که از سرمایه قابل توجهی برخوردارند و نقش بی بدیلی در اقتصاد آذربایجان ایفا می کنند استفاده کند. سفر چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان پوتین به باکو و امضای قراردادهای تجاری و نظامی میان دولت در آستانه انتخابات و پوتین این معنا را به همه انتقال داد که باکو توانسته است اعتماد مسکو را جلب کند. در این میان همه میدانستند که «اتحادیه گمرکی اوراسیا» پایه اصلی هرگونه توافق عمده میان دو طرف است و حال که در دیدارهای پیش از انتخابات اشاره ای به این موضوع نشده است بی شک اصلی ترین موضوع مورد مذاکره و بحث دوره پس از انتخابات این موضوع خواهد بود.
در واقع آرذبایجان توانست تا دوره پایان انتخابات و تحکیم پایه های کابینه جدید فرجه ای برای تامل و سبک سنگین کردن طرفین ماجرا برای خود به دست آورد اما این فرصت در هفته های اخیر رو به پایان بود که حوادث اوکراین به وقوع پیوست.
در نگاه نخست شکست حلقه اوکراینی زنجیره «اتحادیه گمرکی اوراسیا» به نفع باکو تمام شد. چرا که با این شکست عملا این طرح در رسیدن به اهداف میان مدت خود که بازسازی تقریبی جماهیر سابق شوروی با رنگ و لعابی اقتصادی گمرکی بود با مشکل مواجه شد و شب آزمون سخت باکو یا از بین رفت و یا تا مدت زمان نامعلومی به تعویق افتاد. اما متغیر ناخوشایند این ماجرا تصرف کریمه بود. روسیه با این کار به تمام فرزندخوانده هایش نشان داد که اگرچه زور بازوی قدیم را ندارد اما در صورت لزوم از دست به کمر کردن نیز خودداری نخواهد کرد. روسیه این خصلت خود را پیشتر در اوسیتیای جنوبی نشان داده بود و در برابر چشم تمام جهان تا پشت دروازه های تفلیس رسیده بود و اکنون نشان می دهد که در صورت لزوم حتی در پشت دروازه های اروپا هم از دست زدن به روش های دوران تزاری خودداری نخواهد کرد.
اگر در روزهای آینده کریمه اعلام استقلال کند و یا به صورت جمهوری خودمختار ملحق به روسیه شود در واقع هر لحظه این تهدید برای باکو نیز وجود دارد که شمع امیدش برای بازگشت خاک قره باغ برای همیشه خاموش شود. در واقع آذربایجان با سیاستهای چند ماه اخیرش نشان داد که ضمن آمادگی لازم برای همکاری با روسیه در هر زمینه ای تمایل چندانی برای پیوستن به پیمان اقتصادی پیش گفته و محدود کردن خود در مقررات مسکو ندارد. (سیاست تقویت روابط منطقه ای و افزایش همکاری با قدرتهای منطقه و همسایگان در چند ماه اخیر در سیاست های جمهوری آرذبایجان کاملا چشمگیر است. ایجاد محدودیت برای گروه های ضدایرانی در باکو، رفت و آمدهای دیپلماتیک با گرجستان و ترکیه می تواند نشانه های این سیاست ارزیابی شود.) آذربایجان با زبانی نرم سعی می کند این موضوع را که با تمام احترام به مسکو تمایل به همکاری بیشتری با غرب دارد را تفهیم کند اما از سوی دیگر از توان لازم برای ریسک در برابر خرسی عصبی که امکان هر اقدامی از او می رود را ندارد. مسئله دشواری که در سوی دیگر ماجرا برای باکو وجود دارد اصراری است که تازه رفیقان اروپایی برای دور کردن او از مسکو دارند. آمریکا و اروپا از تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان خودداری کردند و با گذشت زمان بهانه های حقوق بشری و سیاسی مختلفی علیه دولت باکو می گیرند. اما در هر صورت از توان تاثیرگذاری لازم همچون مسکو برخوردار نیستند.
در هر حال شرایط اوکراین اگرچه شب آزمون باکو را تا زمان نامعینی برای باکو به تعویق انداخته و مردان حاکم باکو از طولانی تر شدن مشغولیت روسیه در موضوع اوکراین و افزایش مجادلات مستقیم روسیه و غرب خوشحال می شوند، اما اگر روزی روسیه و یا حتی اروپا اجازه اتخاذ تنها یک راه را برای آذربایجان قائل شوند، این گزینه روسیه خواهد بود که انتخاب می شود. طولانی شدن وضعیت نامعلوم قره باغ بار دیگر هزینه خطرناک تر و سنگین تری را بر گرده های باکو تحمیل خواهد کرد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۰۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی